printlogo


مروری بر رمان «شمّاس شامی» اثر مجید قیصری
عاشورا به روایت یك مسیحی
سیف‌الله نجاریان

 عاشورای سال 61 هجری از وقایعی است كه روایت‌های گوناگونی از آن ارائه شده و هر بار نیز شنیدنی و خواندنی بوده، با این حال كه تمام آن روایت‌ها از یك منبع سرچشمه گرفته‌اند، ولی باز هم شاهد هستیم كه شنونده، خواننده و حتی بیننده جذب آن می‌شود كه این نشان‌دهنده كششی است كه این واقعه تاریخی دارد. 
البته در كیفیت آن روایت و نحوه روایت راوی، بی‌شك تفاوت‌های بسیاری است و همین سبب تمایز آنها از یكدیگر شده است، اما این ربطی به اصل واقعه ندارد بلكه بیشتر به راوی ماجرا و هنری كه او برای بازگو كردن روایتش از آن استفاده می‌كند باز می‌گردد.
مجید قیصری، نویسنده توانمند و پرافتخاری كه جوایز ادبی بسیاری را از آن خود كرده روایتی از واقعه عاشورا به خواننده ارائه كرده كه در نوع خود یكی از پركشش‌ترین روایت‌هایی است كه در طول این چند ساله از این حادثه تاریخی بیان شده است؛ از این حیث كه نویسنده خواننده را در موقعیتی قرار داده كه تا پیش از این برای خود متصور نبوده است.
او در رمان شمّاس شامی كه نشر افق آن را منتشر كرده از زبان یكی از مسیحیان ساكن در شام به ماجرای ناپدید شدن سرورش (جالوت) اشاره كرده كه در ابتدا به نظر بی‌ربط به قیام سیدالشهدا(ع) می‌آید، اما با پیشرفت داستان متوجه می‌شویم كه این چیره‌دستی مجید قیصری است كه سبب شده خواننده پا به پای راوی اتفاقات، وارد جهان داستانی او شود.
در شمّاس شامی ماجرا به شكل بسیار طبیعی واقع‌نمایی شده و خواننده ابتدا تصور می‌كند در حال مطالعه یك متن تاریخی ترجمه شده است كه پس از مدت‌ها به صورت ناگهانی پیدا شده است. از این حیث باید قیصری را موفق خطاب كنیم.
در این رمان نویسنده از زبان شخصیت شمّاس در حال ارائه گزارش به فرستاده ویژه امپراتوری روم است و در واقع این رمان در قالب گزارش‌نویسی و شاید نامه‌نگاری نوشته شده است. شمّاس در حال ارائه اطلاعاتی است كه پیش از مفقود شدن ارباب یا سرورش داشته و تمام آنچه بیان می‌شود مشاهدات این شخصیت است. البته باید تذكر داد كه این شخصیت واقعیت تاریخی در مقطع سال 61 هجری ندارد و تخیل نویسنده است.
روایت قیصری در این رمان چیره‌دستانه بوده و خواننده مقهور این بیان می‌شود و نویسنده مخاطب را با خرد خرد اطلاعات دادن دنبال خود می‌كشاند تا پرده از راز پایانی داستانش بردارد. در واقع قیصری كوه یخی در اقیانوس را به خواننده نشان می‌دهد كه بخش اعظم آن زیر آب است و این توانایی و تسلط قیصری بر عنصر روایت را می‌رساند.
بی‌طرفی راوی سبب شده خواننده بتواند خود را در موقعیتی ببیند كه حداقل در ارتباط با مسأله قیام حسین‌بن‌علی(ع) برایش پیش نیامده و اصلا تصور نمی‌كرده روزی بخواهد از ناحیه یزید بن معاویه به موضوع عاشورا بنگرد.
این بی‌طرفی سبب می‌شود راوی هیچ تعصبی به اتفاقاتی كه رخ می‌دهد، نداشته باشد و فقط درصدد یافتن ردپایی از سرورش (جالوت) باشد و خواننده خود برای كشف راز راوی نیز تلاش كند، زیرا كشف این راز می‌تواند سؤالی كه نویسنده در نهاد خواننده ایجاد كرده را پاسخ دهد. زیرا جالوت كه نماینده دربار روم در شام است به خاطر همنشینی با دربار یزید این‌طور می‌داند كه امام حسین(ع) و یارانش مشتی شورشی بر خلیفه مسلمین هستند و جالوت برای دفع این شورش تلاش می‌كند، اما وقتی از واقعیت ماجرا با‌خبر می‌شود، ناپدید می‌شود.
 این همان نكته‌ای است كه نویسنده به‌خوبی در تار و پود رمانش به آن پرداخته و طوری وانمود كرده كه علت 
ناپدید شدن جالوت روشن نیست، اما در متن رمان خواننده متوجه می‌شود كه جالوت در واقع همان نواده حضرت داوود(ع) است كه در بزم شرابی كه یزید بن معاویه كه لعنت خداوند بر او باد، پس از ورود اسرای كربلا ترتیب داده؛ به یزید به خاطر نوع مواجهه‌ای كه با فرزندان رسول خدا(ص) می‌كند، نهیب می‌زند و همین سبب كشته شدن و ناپدید ماندن او از نظر شمّاس می‌شود. برای معرفی كوتاه شخصیت جالوت بد نیست اشاره كنیم كه او از نوادگان حضرت داوود(ع) است و به همین دلیل نزد مسیحیان روم و شام از احترام فوق‌العاده‌ای برخوردار بوده است. این نام به نوادگان حضرت داوود داده می‌شده و در واقع عنوان و مقامی والا در بین مسیحیان بوده است.
یكی از مهم‌ترین نكته‌هایی كه در ارتباط با این رمان می‌توان به آن اشاره كرد پرداختن قیصری به حواشی واقعه عاشورا است و در واقع او با این رمان علاوه بر این‌كه به ماجرای قیام اباعبدا...(ع) نقب زده اما به متن آن وارد نشده و تنها از حاشیه به این ماجرا اشاره كرده است.
یكی از ایراداتی كه بر این رمان می‌توان گرفت ضعف شخصیت‌پردازی‌ها و فضاسازی‌های نویسنده است كه این را نیز می‌توان این‌طور توجیه كرد، از آنجا كه این رمان در قالب گزارش نوشته شده پس در بیان گزارش ما وقع نیازی به شخصیت‌پردازی‌های پیچیده و فضاسازی‌های باورپذیر نیست و خواننده این را حمل بر ضعف نویسنده نمی‌كند.
در مجموع رمان شمّاس شامی یكی از آثاری است كه نویسنده آن در خلق یك روایت متفاوت از قیام سال 61 هجری موفق بوده بدون آن‌كه دست در تاریخ ببرد یا جعلی روی دهد، بلكه او با همان مواد اولیه تاریخی كه موجود بوده، خواننده را به جهان خود برده است.  منبع:نسیم آنلاین