پیشنهادی برای تنبلها!
شیما آشتیانی
علی چنگیزی، داستاننویس، منتقد ادبی و متولد 14 مهر 1356 در آبادان و دانشجوی دكتری مدیریت دولتی است. چنگیزی اولین رمان خود را با عنوان «پرسه زیر درختان تاغ» در سال 1388 چاپ كرد.
این رمان نامزد جوایز مختلفی از جمله نامزد بهترین رمان فارسی دهه 80، ویژه نویسندگان زیر 45 سال شد. او كه برنده سیزدهمین دوره جایزه گلشیری برای مجموعه داستان «كاجهای مورب» است، برگزیدگی جایزه ادبی هفت اقلیم را نیز در كارنامه خود دارد. «بزهایی از بلور» او در دوره هشتم جایزه ادبی جلال آلاحمد، نامزد بخش رمان شد. داوری بخش رمان و داستان بلند دهمین دوره و داوری بخش مجموعه داستان یازدهمین دوره جایزه ادبی جلال آلاحمد بهعهده وی بود. در ادامه دو كتاب به انتخاب او از قفسه برمیداریم:
«اولین كتاب، رمان «آبلوموف» است، مهمترین اثر نویسندهاش، ایوان گنچاروف. آبلوموف شخصیت اصلی رمان مبتلاست به درد بیدرمان تنبلی و ضعف اراده. از جنبه دیگر اما آبلوموف نماینده یك وضعیت زیستی است كه عصر صنعتی چندان با آن موافق نیست، وضعیت زیستیای كه درست در نقطه مقابل تولید و البته كار است كه هر دو در روزگار صنعتی شدن ارزش تلقی میشدند، اما كدام یكی از ما در روز و زمانهای تنبلی نكردهایم؟ باری تنبلی هم مثل سایر وضعیتهای وجودی، بخشی از هستی بشر است.»
«آبلوموف» ایوان گنچارف با ترجمه سروش حبیبی توسط نشر فرهنگ معاصر در سال ۱۳۸۶به چاپ رسید. البته از این كتاب ویرایشهای متعددی تاكنون چاپ و منتشر شدهاست. اصل كتاب ابتدا به زبان روسی منتشر و سپس به زبانهای انگلیسی و آلمانی و فرانسوی نیز ترجمه شد.
كتاب دوم به انتخاب علی چنگیزی «آسیاب كنار فلوس» نوشته جورج الیوت و ترجمه ابراهیم یونسی است. او درباره این كتاب میگوید:
«قبلا هم نوشتهام كه اگر قرار بود رمانی را زندگی كنم، قطعا آسیاب كنار فلوس بود. رمانی سرشار از شوق و تمنا نسبت به زیبایی و زندگی در روستا با همه فراز و فرودهایش. چه بسا همین رمان چون سفری شگفتانگیز ما را از زندگی ماشینی روزمره به جایی ببرد كه در ته وجودمان، آرزوی زیستن در آن را داریم. من كه گوینده این چند خطم، اقبالش را داشتهام كه در مقطعی از زندگیام تا حدودی این فضا را تجربه كنم پس رمان مرا به كودكیام برد و رویایی را برایم
باز آفرینی كرد كه سالها فراموشش كرده بودم. بله، اگر قرار بود رمانی را زندگی كنم، دوست داشتم مجاور آسیاب كنار فلوس باشم.»