printlogo


سفرنامه‌ای پراحساس به شهرهای مقدس عراق
سفر به قطعه‌ای از بهشت
اطلاعات فوری عنوان: راز شهر تشنه‌ها نویسنده: سیدمحمد سادات اخوی ناشر: سوره مهر تعداد صفحات: 94 قیمت: 8000 تومان پیش‌بینی زمان مطالعه: 2 تا 3 روز
احسان سالمی

سفر به شهرهای زیارتی با همه سفرهای دیگر فرق دارد؛ نه این‌كه در راه رسیدن به مقصد به آدم سخت نگذرد یا این‌كه نگرانی‌های مرسوم در دیگر سفرها مثلا پیدا كردن محل اسكان یا پیدا كردن بلیت برگشت برایمان وجود نداشته باشد؛ بلكه به این خاطر كه هدف این سفرها از اساس با هدف سایر سفرها فرق دارد؛ هدفی كه سختی‌های مسیر را برای انسان ناچیز می‌كند و لذت رسیدن به هدف سفر كه همان رسیدن به محضر اهل بیت رسول‌ا...(ص) است را برای مسافران این مسیر آسان می‌كند.
سیدمحمد سادات اخوی، راوی یكی از همین سفرهای سخت اما دوست‌داشتنی است؛ او كه چند سال پیش و در روزهایی كه هنوز وضعیت عراق شباهتی به وضعیت فعلی نداشت، به زیارت شهرهای مقدس این كشور رفته است در كتاب 
«راز شهر تشنه‌ها» خاطرات خود را از این سفر معنوی ذكر كرده است. خاطراتی پراحساس از سفر به تجلی زمینی بهشت خداوند كه این اثر را تبدیل به یك «سفرنامه ادبی» كرده است تا مخاطبانش هم با حال و هوای ویژه راوی اثر از این سفر مهم همراه شوند و هم از خواندن قلم خواندنی سیدمحمد سادات اخوی، راوی این سفر، بهره‌مند شوند.
سادات‌اخوی كه این سفر را عجیب‌ترین سفر زندگی‌اش توصیف می‌كند، سعی كرده تا خودش را سانسور نكند و نزدیك‌ترین دریافت و حسی كه نسبت به آنچه در مسیر این سفر مشاهده كرده را برای مخاطبانش شرح داده است؛ به‌ویژه آن كه او در دوره‌ای راهی این سفر شده كه شرایط عراق با وضعیت كنونی آن تفاوت زیادی داشت و از این نظر خواندن روایت او برای آنها كه تجربه حضور در این سفر معنوی را در چند سال اخیر دارند، لطف دیگری دارد.

جایی كه نمی‌شود دیگران را فراموش كرد
زیارت ضریح عظیم
نمی‌شود به زیارت عتبات عالیات رفت و ملتمسین دعا را فراموش كرد. راوی «سفر به شهر تشنه‌ها» درباره تجربه حضورش در شهر سامرا و بارگاه‌های نورانی آن، می‌نویسد: «با شتاب، اسم تمام آدم‌های سفارش‌كرده را به یاد می‌آوریم و از طرفشان دعا می‌كنیم. بعضی از چهره‌های آشنای قهر كرده زندگی‌مان را هم می‌بینم و به این بهانه یاد اصل كاری‌های دیگر می‌رویم و بی‌آن كه خبر داشته باشند، آنان را هم دعوت می‌كنیم. یكی از تجربه‌های این سفر، آن است كه نمی‌توانی فقط در حق دوستانت دعا كنی. انگار حسی از درون مقبره‌ها وادارت می‌كند همه را یاد كنی. چهره‌ها و آدم‌هایی به یادت می‌آیند كه یا سال‌ها آنها را ندیده‌ای یا فقط برای چند دقیقه گذرا در جایی آنها را ملاقات كرده‌ای. در حرم امام هادی(ع) و امام حسن عسكری(ع) كه یك گنبد بزرگ طلایی و مشترك دارند، هر دو به همراه حضرت حكیمه خاتون، عمه امام حسن عسكری(ع) و حضرت نرجس، مادر امام زمان(عج) در یك ضریح بزرگ دفن شده‌اند و این برای كسانی كه تا به حال این سفر را تجربه نكرده‌اند، گیج‌كننده است. در بازگشت، بی‌آن‌كه پشت به ورودی حرم كنیم، نیم‌رخ می‌ایستیم و با سر در عكس می‌گیریم.»

شناخت امام نخستین ره‌توشه زیارت
كنار امیرالمومنین(ع) باشی و بترسی؟!
روایت صادقانه نویسنده و شرح او از لحظات ویژه این سفر در بخش بخش این كتاب خود را نمایان می‌كند. او در ارتباط با اتفاقی كه در جریان زیارتش از حرم امیرالمومنین علی(ع) رخ می‌دهد، می‌نویسد: «هنگام ورود، چنان منقلب می‌شوم كه ترجیح می‌دهم همان بیرون حرم، حرف‌هایم را بزنم. خشك شده‌ام. مغناطیس، انرژی معنوی، عنایت یا هر چه كه بنامندش، گلوی احساسم را می‌فشارد؛ چنان كه بی‌اختیار، رطوبت مدام اشك را احساس می‌كنم. ساعتی بعد، درست كنار ضریح، ناگهان همه جا در تاریكی فرو می‌رود و آینه‌های ریز دور رواق پر از نقطه‌های نورانی می‌شوند. مردم، وحشت‌زده جیغ و فریاد می‌كشند... حمله هوایی!... نفس در گلوی همه حبس شده است، كسی به عربی می‌گوید: «اینجا مكان امن است.» چراغ‌ها روشن می‌شوند، معلوم می‌شود قطع طبیعی برق بوده اما نمی‌فهمیم پرتوهای پیاپی نور چه بوده‌اند. بعضی دیده‌اند و بعضی ندیده‌اند. شرمنده علی‌بن‌ابی‌طالب(ع)، دلم می‌گیرد و زمزمه می‌كنم كه: «نباید كنار شما می‌ترسیدم.» این نخستين باری است كه یقین پیدا می‌كنم امام را نشناخته‌ام. نخسیتن ره‌توشه كربلا را همین خواسته قرار می‌دهم، شناخت او!»

اجازه گرفتن از عباس(ع) برای ورود به حرم سیدالشهدا(ع)
سعی صفا و مروه در بین‌الحرمین
راوی «راز شهر تشنه‌ها» آخرین بخش كتاب خود را به شرح سفرش به كربلا اختصاص داده است. او درباره اولین تجربه زیارتش در كربلا می‌نویسد: «دیشب كه وارد كربلا شدیم، بعضی‌ها كه با آداب زیارت امام‌حسین(ع) آشنا نبودند، غسل كردند و لباس عوض كردند و رفتند حرم حضرت عباس(ع) كه نزدیك هتل است و كمی آن سوتر، حرم حسین بن علی(ع) است... و دیگران كه آشنا بودند به سفارش امام صادق(ع) به گونه‌ای كه امام توصیه كرده‌اند، عازم حرم شدند؛ با همان غبار راه، خستگی، تشنگی، گرسنگی و موی ژولیده. بی‌دلیل نیست كه ختم زیارت دوره عتبات، به كربلاست. درك این راز فقط برای كسی ممكن است كه وارد حرم شده باشد و احساس رفتن حرم حضرت عباس(ع)، اجازه گرفتن و سپس سعی صفا و مروه بین‌الحرمین و ورود به حرم امام حسین(ع) را تجربه كرده باشد. عظمت عباس(ع) چنان است كه در حرم میخكوب می‌شوی. از آنجا به حرم امام‌حسین(ع) می‌رویم. تندیس مشك آب در مقابل حرم و میان میدان، نگاه‌مان را خیره و شكل مشك، تكلیف ما را با شیوه‌های تاریخی شهادت حضرت عباس(ع) روشن می‌كند. نمی‌توانیم وارد حرم امام‌حسین(ع) شویم. در همان‌جا می‌ایستیم و سه نفری فقط نگاه می‌كنیم... .»