خودسازی و زندگی دانشجویی
دوری از خانواده سخت است. شما 18 سال از زندگیتان را در كنار اعضای خانوادهتان گذراندهاید و با حمایتهای آنها زندگی كردهاید. حالا باید از كانون گرم خانواده دل بكنید و به شهری بروید كه هیچ تصوری از آن ندارید. اینها میتواند سخت باشد. دوری از خانواده و زندگی دانشجویی، بهجز ترس اولیه، میتواند شما را با مشكلات روحی زیادی روبهرو كند. برای این كه با هیجات عاطفی، روحی و روانیتان مقابله كنید،
یك سری از كارها را میتوانید، انجام دهید.
هماحساس پیدا كنید: همه هماتاقیهایتان احساس شما را دارند. هم شما و هم هماتاقیتان هر دو از خانواده به دور افتادهاید و همین حس مشترك داشتن و احساس تنهایی میتواند به دلیلی برای برقراری و پر شدن خلأ ناشی از این احساس تبدیل شود. در یك شهر غریب، پیدا كردن كسی كه احساستان را درك میكند، موهبت بزرگی است. با برقراری ارتباط با هماتاقیهایتان كه مثل شما در شرایط روحی بدی هستند و كمك به هم، میتوانید بر احساس تنهایی و دوری از خانواده مقابله كنید.
دوران فراغت را زیاد كنید: برای خودتان تفریح پیدا كنید. به موزهها، مناطق دیدنی و تفریحی شهری كه در آن درس میخوانید، سر بزنید. با این كار به جز این كه ذهنتان دور میشود، با شهر هم بیشتر آشنا خواهید شد و با دانستن شرایط شهر، میتوانید راحتتر با آن كنار بیایید.
وارد گروه شوید: زندگی دانشجویی بهترین زمان برای حضور در كلاسهای علمی، تفریحی و شركت در اردوهای دانشجویی است. با این اتفاق هم دایره دوستیهایتان را بزرگتر كردهاید و هم این كه در قالب یك گروه، استعدادهایتان را پرورش دادهاید و هم این كه از آسیبهای عاطفی ناشی از مشكلات روحی دوری از خانواده، خود را دور كردهاید.
دست به كار شوید: درست است شما برای درس خواندن به شهر دیگری سفر كردهاید، اما میتوانید به فكر یك كار برای خودتان باشید. با برنامهریزی درست، میتوانید هم كار كنید و هم درس بخوانید. با این كار هم وابستگیتان به خانواده كمتر میشود و هم این كه كمكخرجی برای تأمین مخارجتان پیدا خواهید كرد. میتوانید هر كاری انجام دهید. از تدریس خصوصی تا درست كردن دستسازههای هنری كه ممكن است فقط برای شهر و روستای محل زندگیتان باشد.