2 قاتل كه در حالت مستی مرتكب قتل شده بودند دیروز در دادگاه محاكمه شدند
فرجام متفاوت 2 جنایت مستانه
دادگاه كیفری یك استان تهران صبح دیروز محل حضور دو متهمی بود كه در دو شعبه مجزا محاكمه شدند. قتل در حالت مستی نقطه مشترك این دو متهم است اما با تقاضای متفاوت اولیای دو سرنوشت متفاوت برایشان رقم خورد. عظیم كه در یك كشمكش با دوستش بعد از مهمانی او را به قتل رسانده بود، با رضایت اولیایدم از قصاص رهایی یافت اما خواسته ولی دم در پرونده دیگر كه سهیل 19 ساله در یك نزاع خیابانی به قتل رسیده، فقط قصاص است.
متهم تبعه فرانسه پای میز محاكمه
جلسه محاكمه عظیم صبح دیروز در شعبه ششم دادگاه كیفری یك استان تهران به ریاست قاضی شقاقی برگزار شد. هر چند این محاكمه اولین جلسه رسیدگی به پرونده قتل ولی محمد است اما اولیای دم یعنی پدر و مادر ولی محمد و همسرش به عنوان ولی قهری فرزندانش؛ قبل از رسیدگی در دادگاه از قصاص قاتل اعلام گذشت كردند و محاكمه تنها از جنبه عمومی جرم برگزار شد.
یكی از برادران ولی محمد كه روز حادثه یعنی 26 بههمن 97، در صحنه به قتل رسیدن برادرش در پردیس حاضر بود، در دادگاه حضور پیدا كرده و به قضات گفت: «آن روز در كنار عظیم و برادرم بودم و دیدم كه عظیم نمیخواست به برادرم ضربهای وارد كند.»
در ادامه نوبت به متهم رسید كه دفاعیات خود را مطرح كند. عظیم كه به سختی فارسی صحبت میكند و لهجه غلیظ فرانسوی دارد در دفاع از خود گفت: «پدر و مادرم افغان بودند و من هم در افغانستان به دنیا آمدم، اما در همان كودكی به فرانسه رفتیم و تبعه فرانسه شدیم.»
متهم در ادامه میگوید: «با ولی محمد قوم و خویش بودیم. خیلی دلم میخواست او را ببینم. برای همین ویزای
سه ماهه گرفتم و به ایران آمدم. دو ماه در خانه ولی محمد بودم. تا اینكه روز حادثه به من گفت بیا با هم به مهمانی برویم. من هم قبول كردم. با برادرش و دو نفر دیگر از اقوام به خانه یكی از دوستانش رفتیم و آنجا شرب خمر كردیم. حال من خیلی بد شد. در حدی كه خون بالا میآوردم. آخر شب راه افتادیم كه به خانه ولی محمد برگردیم. در راه تصمیم بقیه عوض شد و گفتند به خانه یكی از اقوام میروند. اما من حالم بد بود و نمیخواستم با آنها بروم. از ماشین پیاده شدم. گرمم شده بود. كاپشنم را در آوردم و وسایل جیبم را كه سیگار و چاقو بود دستم گرفتم و داشتم میرفتم. ولی محمد دنبالم آمد و گفت با این حال تنهایی كجا میروی. میخواست به زور مرا دوباره سوار ماشین كند. من هم مقاومت میكردم. در همان كشمكش نفهمیدم چطور چاقو به پشت او اصابت كرد.»
مقتول بعداز انتقال به بیمارستان بهدلیل شدت خونریزی جان خود را از دست داد. متهم با یادآوری روز حادثه منقلب شد و روی صندلی نشست و ادامه داد: «نمیدانم چرا این اتفاق افتاد. حالا خانواده او بدون دریافت دیه گذشت كرده و من را تا آخر عمر مدیون خود كردند.»
جلسه رسیدگی به پرونده خاتمه یافت و رای قضات بهزودی صادر میشود.
پایان خونین نگاه چپ
26 خرداد 97 بود كه در یكی از محلههای اسلامشهر نزاع خونینی در گرفت و طی آن جوان 19 سالهای به نام سهیل با اصابت شش ضربه چاقو جان خود را از دست داد.
یكی از شاهدان ماجرا در اولین تحقیقات به ماموران پلیس گفته بود: «از دور دیدم كه یك جوان موتورسوار با این جوان درگیر شده و چند ثانیه بعد خون زیادی كف خیابان جاری شد و موتورسوار فرار كرد.»
یكی دیگر از شاهدان گفته بود كه جر و بحث دو جوان از جایی آغاز شد كه موتورسوار سر سهیل فریاد زد و گفت چرا به من نگاه میكنی.
ماموران با بررسی دوربینهای مدار بسته مغازههای اطراف توانستند شماره پلاك موتورسیكلت را به دست آورند و مالك آن را دستگیر كنند. مالك، جوان موتورسیكلت سوار كه حمید نام دارد، در اعتراف به درگیری با سهیل گفت: «آن روز همراه یكی از دوستانم به نام میلاد به سوپرماركت رفته بودیم كه سیگار بخریم. قبل از آن شرب خمر كرده بودیم و در حال خودم نبودم. نمی دانم چه شد كه با آن جوان درگیر شدم.»
اما متهم روز گذشته در دادگاه اتهامات خود را انكار كرد و در دفاع از خود به قاضی رحمانی رئیس شعبه هشتم دادگاه كیفری گفت:«آن روز میلاد درگیری را شروع كرده بود و من وقتی به محل حادثه رسیدم، دیدم آنها با هم درگیر هستند. من اتهام قتل عمد را قبول ندارم. روز حادثه در حال خودم نبودم و نمیدانم چه اتفاقی افتاد. اما میدانم به سهیل ضربه نزدم.»
قاضی فیلم دوربین مدار بسته را كه منجر به دستگیری متهم شده در دادگاه پخش كرد و خطاب به متهم گفت: «قبول ندارید این تصویر خود شماست؟»
متهم به قتل در پاسخ گفت: «این تصویر واضح نیست. اما شخصی كه دارد ضربه میزند من نیستم.»
قاضی در ادامه گفت: «هویت شما در فیلم توسط مرجع انتظامی تایید شده است.»
متهم سكوت كرد و در این لحظه از دادگاه مادر سهیل بهعنوان تنها ولی حاضر در پرونده، در حالی كه عكس پسرش را در دست داشت و بهشدت اشك میریخت، گفت: «آقای قاضی منتظر پسرم بودم كه به خانه بیاید تا با هم شام بخوریم. اما خبر به قتل رسیدنش را برایم آوردند. امكان ندارد از قصاص قاتل فرزندم گذشت كنم.»
پس از دفاعیات متهم وكیل مدافع قضات دادگاه برای صدور رای وارد شور شدند.