printlogo


قتل شوهر دوم با لپ تاپ
در این ستون زندگی قاتلان معروف ایران که سرنوشتی جز چوبه دار نداشتند، به نوعی از زبان خودشان مرور می‌شود . لیلا  ،مجرمی بود  که به اتهام قتل شوهرش حکم قصاص گرفت. این هفته سراغ او رفته‌ایم. 

نامم لیلاست.14ساله بودم که به عقد یکی از پسرهای فامیل درآمدم. او مرد بداخلاقی بود و همیشه مرا کتک می زد. هیچ وقت نمی توانستم در برابرش مقاومت یا مخالفت کنم. به همین خاطر همیشه جنگ و دعوا داشتیم. این رویه باعث شد در همان دوران عقد از هم جدا شویم و در این سن زنی مطلقه شدم. چند ماه بعد پسری به خواستگاری ام آمدم و خانواده ام از من خواستند با او ازدواج کنم. به اصرار خانواده ام پای سفره عقد نشستم و دوباره ازدواج کردم. 
با همسر دومم هم مشکلات زیادی داشتم و نمی توانستم طعم خوشبختی را بچشم. این بار نمی توانستم طلاق بگیرم و به فکرم رسید که شوهرم را بکشم. فروردین 88 بود که برای اجرای نقشه قتل سراغ همسرم در دفترش رفتم. به بهانه سر درد به داروخانه رفتم و قرص خواب آور گرفتم. قرص ها را در آبمیوه ای ریختم و به شوهرم دادم. 
او با خوردن آن بیهوش شد و روی زمین افتاد. من هم سیم لپ تاپ را دور گردنش گره کرده و کشیدم. آنقدر محکم کشیدم تا اینکه از نفس کشیدن افتاد. بعد هم از آنجا فرار کردم. 
خیلی زود پلیس مرا دستگیر کرد و به قتل شوهر دومم اعتراف کردم. البته در دادگاه قتل را انکار کردم و گفتم دو مرد و یک زن به دفتر فرهنگی آمدند و شوهرم را کشتند. به خاطر پیدا شدن پوکه های قرص و ظرف آبمیوه در سطل زباله مقابل دفتر و نبود دلیلی برای ادعایم، قضات آن را قبول نکردند و به قصاص محکوم شدم. 
حکم مجازاتم در دیوان عالی کشور تایید شد اما وکیلم با تایید قانون مجازات اسلامی در سال 92 ، به آن اعتراض کرد اما این بار هم با بررسی گزارش پزشکی قانونی ، اعتراض رد شد. 
سرانجام در زندان شیراز پای چوبه دار رفتم و از اولیای دم خواستم مرا ببخشند اما آنها فقط خواستار قصاص من بودند و با اصرار آنها حکم صادر شد.