چرا اینقدر دروغ میگویی؟
یكی از مسائلی كه میتواند روابط افراد را با مشكل روبهرو كند، دروغگویی است.دروغ در رابطه بین فردی و بهخصوص در روابط زناشویی بدترین تاثیر را دارد و باعث میشود اعتماد در زندگی از بین برود.
برخی افراد بیدلیل و به شكل مرضی دروغ میگویند و برخی دیگر با هدف بهرهكشی از دیگران و فریب دادن آنها دروغ میگویند.
دروغگوها نهتنها در موقعیتهای پیچیده دروغ میگویند بلكه دروغهای تازهای نیز خلق میكنند و البته اغلب هنگام دروغ گفتن كمی اضطراب دارند و صدای آنها میلرزد یا برخی رفتارهایشان و حتی لبخند زدنشان مصنوعی است. در بیان جزئیات دروغ ضعیف هستند و حافظه آنها به درستی كار نمیكند. همچنین سرعت حرف زدن مانند همیشه نیست و گیج و درهم صحبت میكنند تا طرف مقابل نتواند به درستی حرف فرد را تجزیه و تحلیل كند. برخی ویژگیهای افراد دروغگو عبارت است از:
احساس حقارت
نیاز به تایید بیمارگونه
ضعف در رفتارقاطعانه
حسادت
اضطراب
افسردگی و خلق پایین
احساس تنهایی
نیاز به هیجان طلبی بیمارگونه
آندسته از افرادی كه بهصورت بیمارگونه دروغ میگویند، هدفشان آسیب رساندن به دیگران یا بهرهكشی از آنها نیست بلكه دروغهای ساده و بی اهمیت میگویند و دروغ گفتن جزو عادتهای رفتاری آنهاست. در مورد این افراد شناسایی دروغ به سادگی صورت نمیگیرد، زیرا كاملا به صورت عادی دروغ میگویند و حتی ممكن است در روابط بین فردی، مهربان و خوشرو و دوست داشتنی به نظر برسند، اما با گذشت زمان مشخص میشود رفتار و شخصیت ضد اجتماعی دارند و دیگران نیز از معاشرت با آنها احساس ناراحتی میكنند.
این افراد بدون اینكه هدف یا بهرهای را از گفتن دروغ ببرند، عادت دارند دروغ بگویند و بارها توسط اطرافیان و افراد نزدیكشان مورد پرسش قرار گرفتهاند كه چرا بیدلیل دروغ میگویند و ممكن است از آنها به عنوان فرد «خالی بند» یا یك روده راست در شكمش نیست، یاد شود.
این افراد در روابط اجتماعی در كوتاه مدت موفق ولی در بلندمدت ناموفق هستند و روابط آنها ناپایدار میماند. برای درمان لازم است تا مشخص شود دروغگویی فرد تعمدی و با بهرهكشی است یا به صورت مرضی دروغ میگوید و سپس با استفاده از رفتاردرمانی و درمانهای نگرشی فرد تغییر روش دهد.