«سردار»، فقط لایق مغنیه بود
یك عملیات ویژهای صورت گرفت كه فرمانده آن شهید عماد مغنیه بود. نمیدانم چه اسمی برای او بگذارم؛ آیا این كلمه را كه امروز مرسوم شده است، یعنی «سردار» را درباره او بگویم؟ امروز در كشور ما كلمه «سردار» و «امیر» عرف شده است، اما شهید عماد مغنیه، فراتر از این كلمه بود؛ او حقیقتا یك سردار به معنای واقعی بود؛ یك سرداری كه شاید بتوانم بگویم شبیهترین صفات را در صحنه جنگ به مالك اشتر داشت. من در شهادت او همان حالی را كه در آقا امیرالمؤمنین(ع) هنگام شهادت مالك حادث شد، نسبت به مقاومت میدیدم.
در شهادت مالك، یك حالت حزن و اندوه فوقالعادهای، امام(ع) را گرفت و به تعبیری در بالای منبر گریست و فرمود: چه مالكی! كه اگر كوه بود كوهی عظیم و بزرگ بود، و اگر سنگ بود سنگی سخت بود، آگاه باشید كه به خدا سوگند، مرگ تو ای مالك، جهانی را ویران و جهانی را شاد میسازد. بر مردی مانند مالك باید گریهكنندگان بگریند، آیا یاوری مانند مالك دیده میشود، آیا مانند مالك كسی هست، آیا زنان از نزد طفلی برمیخیزند كه مانند مالك شود. این جمله امیرالمؤمنین(ع) خیلی مهم بود كه فرمود مثال مالك برای من، مثل وجود من برای رسولا...(ص) بود. در مساله عماد همین حال بود؛ یعنی عماد نسبت به مقاومت یك چنین توصیفی داشت كه من عرض كردم. اگر بخواهم از این عرفهای متداول موجود خودمان عبور بكنم باید تشبیه بكنم به همان جمله امیرالمؤمنین(ع) پیرامون مالك كه فرمود زنها باید بزایند تا كسی مانند مالك در دنیا زاییده شود. عماد یكچنین شخصیتی داشت.