printlogo


تنها افتخار زندگی‌ام


مهشید صحابی، متخصص قلب و عروق:  من 14 بار به حرم امام‌حسین(ع) مشرف شده‌ام كه 12 بار آن به عنوان داوطلب و برای خدمت به زائران بوده است و این بزرگ‌ترین افتخار زندگی من است كه در دستگاه امام حسین(ع) قرار دارم و توانسته‌ام یك نقش كوچك ایفا كنم ،هرچند شغل من به گونه‌ای است كه خدمت به خلق است و با جان مردم سر و كار داریم، اما این جزئی از وظیفه ماست كه به خاطر آن حق‌الزحمه دریافت می‌كنیم، این درحالی است كه درباره حضور در كربلا این گونه نیست و همه چیز كاملا با خلوص نیت و به خاطر لطفی كه خداوند به ما داشته، صورت گرفته است.
 یك بار حضور در حرم حسینی(ع) باعث می‌شود برای سال‌های بعد هم  به قول معروف كفتر جلد حرم شویم. به همین دلیل است بسیاری از كسانی كه حضور در كربلا و تجربه خدمت دارند، دوباره برای حضور، سرودست می‌شكنند و این به‌خاطر احساس زیبا و غیرقابل وصف اخلاص و پاكی است كه در كربلا
جریان دارد.
 هم زائران و هم كسانی كه افتخار خدمت پیدا می‌كنند، معتاد مرام، معرفت و كرامت سالار شهیدان می‌شوند. حس حضور و خدمت آن‌قدر ارزشمند است كه تا زنده‌ام، هر‌سال و در هر مراسمی، در مراسم خاص شعبان و در پیاده‌روی‌ اربعین حاضر خواهم شد. یكی از بركات حضور و خدمت در كربلا، شاید احساس نزدیكی با شیعیان دیگر باشد.

بارها برایم پیش آمده كه در حرم و در حال عبادت، دست خواهری، پشتم را نوازش كرده و دلداری‌ام داده است.  این به خاطر حس خوشایند حضور و جذبه مهر امام حسین(ع) است. درست است كه ما برای خدمت به زائران در حرم حاضر می‌شویم، اما در بسیاری از موارد به من هم كمك شده است.
 یك بار شیفت بودم و محل خدمتم خیلی دور بود و برای رسیدن به آنجا مجبور بودم از بین جمعیت و در خلاف سیل عظیم جمعیت عبور كنم. داشتم مسافت را طی می‌كردم كه ناگهان به زمین افتادم. اشهدم را خواندم و از امام زمان‌(عج) كمك خواستم.  یكباره مردی قوی‌هیكل، چند مرد را بلند كرد تا من توانستم از جا بلند شوم و بعد به عربی گفت خواهرم كمكت می‌كنم و جلوتر رفت، راه را باز كرد و من به دنبالش راه افتادم تا این كه به محل خدمت رسیدم و گفت تا زمانی كه كارم تمام شود، در آنجا می‌ماند تا زمان برگشت كمكم كند. حس خواهری را داشتم كه برادرش به او كمك كرده است. در مراسم پیاده روی اربعین از این صحنه‌ها بی‌شمار است.