نامه مرموز
آن روز كشیك قتل بودم و ساعت 10 صبح با گزارش قتل دختری جوان راهی آپارتمان
صد متری محل سكونت او شدیم. دختر نوجوان همراه پدرش چند روز قبل برای دیدن اقوامشان از اتریش به تهران آمده بودند. خانه به هم ریخته بود و سه خشاب خالی قرص اعصاب در كنار جسد روژین - مقتول -دیده میشد. پدر روژین گفت: آقای بازپرس من سالهاست در اتریش زندگی میكنم، اما از آنجا كه دخترم با مسؤولان و دانشآموزان مدرسهاش مشكل داشت، با همسرم تصمیم گرفتم او را برای مدتی به ایران بیاورم. به خاطر كار، همسرم مجبور شد كه آنجا بماند و شركت را اداره كند. روژین از اینكه به ایران آمده بودیم خوشحال بود. او مدتهاست تحت درمان است و تصور میكنم دخترم برای فرار از تحصیل در مدرسه و زندگی در اتریش دست به خودكشی زده است. از مرد میانسال در رابطه با آخرین برخوردش با روژین پرسیدم و او گفت: دیشب خواهرم و بچههایش تا ساعت 12 شب اینجا بودند و بعد از رفتن آنها با روژین در رابطه با بازگشتمان صحبت كردم ولی او بهشدت مخالف بود. بعد از آن هر دویمان به اتاقهای خوابمان رفتیم. صبح ساعت 9 وقتی وارد اتاق روژین شدم با جسد او روبهرو شدم.
جنایت خاموش
دستور انتقال جسد به پزشكی قانونی را صادر كردم تا علت اصلی مرگ مشخص شود. با انجام معاینات، پزشكی قانونی اعلام كرد به ناحیه دهان روژین فشار وارد شده و كبودیهای زیر پوستی وجود دارد و علت اصلی مرگ خفگی است. همین نظریه باعث شد فرضیه جنایت مطرح شود و دستور بازداشت پدر روژین را صادر كردم. از او تحقیقات دوباره صورت گرفت، اما او مدعی بود دخترش خودكشی كرده است.
نامهای عجیب
در حالی كه بررسیها در این رابطه ادامه داشت نامه عجیبی بهدستم رسید. نامهای كه راز این جنایت را برملا میكرد. فرد ناشناسی نوشته بود؛ «پدر روژین سابقه ضرب و جرح فرزندان خود را دارد و دختر دیگر او نیز كه بارها از سوی پدر مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود، با رای دادگاه، دور از آنها زندگی میكند. از طرفی او علاقه شدیدی به حیوانات دارد و این علاقه باعث ناراحتی خانوادهاش شده است.»
نامه، مدارك مهمی را به من نشان میداد و انگیزه این جنایت را برملا میكرد، اما این احتمال هم وجود داشت كه فرستنده آن، قصد داشته برای پدر روژین دردسر بهوجود آورد.
پس باید این موضوع را بررسی میكردم.
برای بررسی صحت و سقم نامه، مادر روژین را كه بعد از این جنایت به ایران آمده بود به دادسرا احضار كردم و در رابطه با نامه از او پرسیدم. زن میانسال اطلاعات داخل نامه را تایید كرد و مدعی شد: «رفتارهای پدر روژین باعث تغییر رفتار دخترم در مدرسه شده بود و معلمان مدرسه نیز مدام به او گوشزد میكردند. در مدتی كه آنها به ایران آمده بودند، روژین چند باری به من زنگ زد و گفت نمیخواهد به اتریش برگردد، اما پدرش اصرار به این بازگشت دارد. شوهرم مرد بد اخلاقی بود و حرف هیچ كسی را قبول نمیكرد. روژین این اواخر تهدید به خودكشی كرده بود تا خودش را از دست پدرش نجات دهد. اما او دختر ترسویی بود و مطمئن هستم كه این كار را نكرده است.»
اعتراف به جنایت
با مداركی كه داشتیم بار دیگر سراغ پدر روژین رفتیم و او درنهایت به قتل اعتراف كرد و گفت:« شب حادثه خواهرم و بچههایش خانه ما مهمان بودند. تا زمانی كه آنها در خانه بودند همه چیز بهخوبی پیش میرفت. ساعت حدود 30 دقیقه بامداد بود كه مهمانها رفتند، روژین برای خواب به اتاقش رفت و من هم داخل پذیرایی نشسته بودم و به رفتارهای روژین فكر میكردم. در یك لحظه به ذهنم خطور كرد كه به سراغش بروم و آخرین حرفهایم را به او بزنم. دیدم چراغ اتاقش روشن است و برای همین وارد اتاق شدم. به او گفتم كه میخواهم صحبت كنم.
اما روژین شروع به پرخاشگری كرد و دوباره درگیری لفظی بین ما پیش آمد. او نمیخواست به اتریش بیاید، ولی من كار و زندگیام آنجا بود و
هر روز تاخیر باعث میشد ضرر مالی زیادی به كارم بخورد. او شروع به داد و فریاد كرد و من جلوی دهانش را گرفتم. بعد از چند ثانیه متوجه شدم كه حركتی نمیكند و با این تصور كه او آرام شده است، دستم را از روی دهانش برداشتم و به اتاق خوابم رفتم. صبح كه به اتاق روژین رفتم، متوجه شدم او مرده است. من ناخواسته او را كشته بودم و برای فرار از جرمی كه مرتكب شده بودم با صحنهسازی سعی كردم موضوع را خودكشی جلوه دهد.»
به این ترتیب، راز جنایتی دیگر برملا شد، اما هرگز هویت نویسنده نامه آشکار نشد.