پدرم 5 زن عقدی و صیغهای دارد ولی دست بردار نیست!
«پدرم میخواهد همسرم را وادار به طلاق كند تا خودش با او ازدواج نماید در حالی كه هماكنون سه زن عقدی و دو زن صیغهای دارد.»
این ادعای مردی است 30 ساله كه از پدرش شكایت دارد. او میگوید: 29 سال قبل، زمانی كه فقط یك سال داشتم پدر و مادرم از یكدیگر جدا شدند و پدرم از آن موقع تا امروز مرتبا زن گرفته و طلاق داده بهطوری كه تاكنون 21 زن عقدی و صیغهای گرفته كه فعلا با سه زن عقدی و دو صیغهای زندگی میكند. بهعلت تربیت غلط من از كودكی به فساد كشیده شدم. با آنكه یكی از برادران ناتنی مرا بهمدرسه فرستاد و دو سال هم درس خواندم اما به تحریك پدر، به دزدی و توزیع موادمخدر كشیده شدم و از مدرسه اخراج شدم.
در این مدت بارها به زندان افتادم تا 18 ساله شدم و رفتم سربازی ولی پس از خدمت هم باز پدرم مرا وادار به قاچاق فروشی كرد. مدتها دربدری كشیدم تا 30 هزار تومان پول جمع كردم و دادم به پدرم كه برایم زن بگیرد. و یك زندگی شرافتمندانه داشته باشم ولی او پولم را خورد. من دوباره دست بهكار شدم و مبلغی جمعآوری كردم اما او اینبار هم سرم كلاه گذاشت به این صورت كه دختری عقب افتاده را به عقد من درآورد و از پدر و مادر دختر هم خواست كه در قبال شوهر دادن دخترشان، ده هزار تومان به وی بپردازند. از روزی كه زندگی زناشویی ما شروع شد پدرم مرتبا به من و او حرفهای ضد و نقیض میزند. از یكطرف به من میگوید كه این زن بهدرد تو نمیخورد و طلاقش بده. از طرف دیگر به زنم میگوید كه من به درد او نمیخورم و طلاق بگیرد و با من ازدواج كند. من تحقیق كردم و فهمیدم پدرم چون خانواده زنم حاضر نشدند ده هزار تومان به او بدهند این نقشه را چیده است.
به هرحال من از روزی كه زن گرفتم دست از قاچاقفروشی و دزدی كشیدم و با فروش سیگار و پیراهن و بلوز درآمد حلالی پیدا كردم و زندگی شرافتمندانهای را شروع كردم اما نمیدانم پدرم از جانم چه میخواهد و چرا دست از سرم بر نمیدارد ولی به هرحال من از او شكایت میكنم تا مزاحم من و زنم نشود.
مجله جوانان
اردیبهشت 1357