میانهای با تحزب نداشت
دکتر مهدیه مهدوی کنی میگوید پدرش ابداً با حزب و تحزب میانه خوشی نداشت و از قول پدرش اضافه میکند: وقتی زیر پرچم یک حزب قرار گرفتی، مجبوری حتی برخلاف نظر و اعتقادات خود کاری را که حزب میکند تأیید کنی!... و این کار به هیچوجه با روحیه آزاده پدرم که همه چیز را بر مبنای اسلام میسنجید، سازگاری نداشت. پدر با اینکه با احزابی چون حزب مؤتلفه اسلامی یا انجمن اسلامی مهندسین و امثالهم ارتباط داشتند و در نگاهی كلان عملکرد آنها را تأیید میکردند، اما اینگونه نبود که این احزاب راتماما قبول داشته باشد و بر همه عملکردهای آنها صحه بگذارد و همواره سعی میکرد تفاوت آرای احزاب و گروهها را به حساب تفاوت سلیقه بگذارد. پدرم معتقد بود حزبگرایی مخصوصاً در قشر روحانیت، باعث ایجاد تزلزل در نظام میشود و میگفت: روحانیت هرگز نباید خود را وارد خط و ربطهای حزبی کند و روحانیون باید مقام هدایتگری خود را حفظ کنند که مستلزم آزادی و آزادگی است و با حزبگرایی نسبتی ندارد. به همین دلیل هم با اینکه جامعه روحانیت مبارز تبدیل به حزب شود، بهشدت مخالفت کرد و وقتی حرفشان پیش نرفت، از دبیری آنجا برای چند ماهی کنارهگیری کرد.