printlogo


خانه ملیجک، خانه‌ای از یاد رفته در دل تهران
خاطرات خانه متروک
تهران كم ندارد خانه‌هایی را كه گَرد تاریخ به خود گرفته‌اند و بر سینه این شهر آرام به خواب رفته‌اند. خانه‌هایی كه شاید یك روز فرصت چشم روی هم گذاشتن را هم نداشته‌اند از بس كیا بیایی داشته‌اند. خانه‌هایی كه روزی عزت صاحبانشان كلاه‌ها را از سر برمی‌داشته اكنون بی‌صاحب افتاده‌اند و جای دستمال‌های هر روز و هر ساعت خدم و حشم، این خانه‌ها را تارهای عنكبوت گرفته است.

معروف است كه ناصرالدین شاه به دو چیز علاقه عجیبی داشته، اولی «ببری خان» گربه مورد علاقه او و دومی ملیجك. ملیجك به‌واسطه عمه‌اش امینه‌اقدس كه او نیز رگ‌خواب شاه را به‌خوبی می‌دانسته و بچه‌اش نمی‌شده، به دربار راه یافته و با آن‌كه صورت زشت و شمایل ناخوشایندی داشته، دردانه عمه به‌حساب می‌آمده. این دردانگی كه به همخانگی محرمانه‌ای با عمه منجر شد، شروع زندگی تازه‌ای برای او بود. چرا كه اولین مواجهه او با ناصرالدین‌شاه موجبات خوشبختی وی را فراهم ساخت. این رویارویی كه در عالم كودكی ملیجك به حقیقت پیوست، باعث شد شاه از سقوط چلچراغ كه در برخی روایت‌های دیگر سقوط سقف یاد شده است، جان سالم به‌در ببرد و این شد كه ملیجك در همان كودكی آن‌چنان مهرش به دل شاه می‌نشیند كه در 16 سالگی به ازدواج دختر شاه یعنی اخترالدوله در می‌آید، گرچه این ازدواج پس از مرگ ناصرالدین شاه دوامی نمی‌یابد و منجر به جدایی می‌شود، جدایی‌ای كه طالبش همسر او بوده، اما پس از این طلاق ملیجك مجددا با این طایفه وصلت كرده و این‌بار نوه ناصرالدین شاه را به همسری برمی‌گزیند.

دوران سقوط ملیجک

با مرگ ناصرالدین‌شاه، ملیجك كم‌كم از دربار فاصله می‌گیرد و با آن‌كه روزگاری دیگران برای
پیدا كردن مقام یا برطرف شدن حاجتی دست
به دامن او می‌شدند كه بین آنها و شاه میانجیگری كند، حالا مورد بی‌مهری قرار گرفته بود. با انقراض سلسله قاجاریه ملیجك تمام اعتبار خود را از دست داد تا آنجا كه در گمنامی تمام در یكی از شب‌های زمستان 1319 در 63 سالگی درگذشت، سرنوشتی كه به نظر می‌رسد دامان ملك شخصی او را نیز گرفته و دیر یا زود در این گمنامی فرومی‌ریزد.

ساختمانی در بهارستان
خانه ملیجك در منطقه بهارستان قرار دارد، بهارستانی كه با بافت تاریخ‌اش پر است از خانه‌هایی كه بعضی‌شان اقبال بازسازی و نوسازی را یافته‌اند و خیلی‌هایشان هم همچنان به امان خدا رها شده‌اند. متأسفانه خانه ملیجك از جمله همین خانه‌هاست. این خانه كه متعلق به «غلام‌علی عزیزالسلطان» است در روزگار خودش در همسایگی عمارت مسعودیه یعنی كاخ فرزند ارشد ناصرالدین شاه ساخته شد تا همگان بدانند این دو دردانه‌های شاه به حساب می‌آیند و فرقی بین غلام و شاهزاده نیست. اما روزگار به این متفاوت نبودن باوری نداشت و بخت عمارت
«مسعود میرزا» را بلندتر از خانه ملیجك قرار داد. این شد كه این عمارت بازسازی شد و نونوار شد و خانه ملیجك به فراموشی سپرده شد.

خانه متروکه
خانه ملیجك اكنون در كوچه بن‌بست بانك‌تجارت واقع در خیابان سعدی جنوبی، گرفتار آمده كه شبیخون‌های گاه و بی‌گاه به آن تمام دار و ندارش را به تاراج برده است. این دزدی‌های بی‌وقفه نتیجه‌اش قفل‌های كتابی آویزان شده بر سر اتاق‌های آینه‌كاری شده این خانه است كه دست دوستداران تاریخ را نیز كوتاه كرده است. اگرچه پیشتر همجواری با بانك ملت منجر به تبدیل شدن این خانه به باشگاه بانك ملت شد كه چند صباحی همین امر آن را به تفرجگاه كارمندان و بعضا محل برقراری كلاس‌ها و دوره‌های آموزشی این بانك تبدیل كرد، اما این تغییر كاربری حیات طولانی نیافت و همه فعالیت‌های آن رو به تعطیلی گذاشته شد. این حیات موقت، بازسازی‌های نصفه و نیمه‌ای را به‌دنبال داشته است كه نمای بیرونی این خانه را به دوره‌ای حداكثر نزدیك پهلوی دوم بازمی‌گرداند، حال آن‌که واقعیت ماجرا خیلی بیشتر از این حرف‌هاست.


خطر ریزش
این خانه در حال حاضر در زیر آواری از خاك و در یك منطقه شلوغ تجاری خفته است كه روبه‌روی آن ساختمانی تازه متولد شده كه این نو رسیده نیز دل خوشی از این خانه با كركره‌های حصیری
آویزان شده از سر در پنجره‌هایش و متراژ باورنكردنی آن كه سراسرش را علف‌های هرز در برگرفته‌اند، ندارد. چرا كه اسم خانه تاریخی ملیجك در فهرست آثار ملی از قامت او كاسته و همین امر از عایدی‌های مادی این برج می‌كاهد. حال آن كه با قامت گرفتن او، هر روز خاك بیشتری روی دیوارهای این خانه می‌نشیند و گرد پیری و از كار افتادگی او را بیشتر و بیشتر می‌كند.