printlogo


یادداشت‌های هدایت‌ا... بهبودی از آنچه در سرزمین روس‌ها دید
روسیه از زاویه دید راوی جنگ
اگر اهل كتاب و مطالعه باشید، وقتی چند خط ابتدایی از یك متن یا كتاب را می‌خوانید، متوجه خواهید شد كه نویسنده آن متن به قول قدیمی‌ها «چند مرده حلاج است». هدایت‌ا... بهبودی یكی از آن دسته نویسندگانی است كه اهل مطالعه به‌سرعت می‌توانند تفاوت كیفی قلم او را با بسیاری از نویسندگان دیگر درك كنند. بهبودی كه معمولا در میان كتابخوان‌ها به‌واسطه فعالیت در حوزه ادبیات پایداری و دفاع مقدس شناخته می‌شود، دستی در نگارش سفرنامه نیز دارد. بهبودی بیش از 20 سال پیش در سال 1993 همراه با مرتضی سرهنگی دیگر نویسنده ادبیات پایداری برای بررسی پرونده جنگجوی داغستانی شیخ شامل، روحانی مجاهد قفقازی عازم روسیه شده است و در ادامه سفرش سری نیز به موزه‌ها و برخی دیگر از نقاط دیدنی چند شهر روسیه از جمله مسكو و سن‌پترزبورگ زده است و ماحصل آن را در کتابی با عنوان «سفر به روسیه 93» منتشر كرده است. «سفر به روسیه» حاصل قلمی به شدت روان است كه در آن جزئیات بسیار جالبی در ارتباط با ویژگی‌های جامعه در حال تحول روسیه در آن سال‌ها وجود دارد؛ جامعه‌ای كه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، در حال سپری كردن اتفاقات و تغییرات اساسی در زمینه فرهنگ، اجتماع و اقتصاد بود. راوی سفر به روسیه كه درست چند سال پس از اتمام جنگ تحمیلی راهی این سفر شده است، در خلال بررسی ویژگی‌های قدیم و جدید جامعه روسیه، نگاهی نیز به تفاوت‌های ایجاد شده در جامعه ایرانی در سال‌های ابتدای پس از جنگ دارد؛ نگاهی نكته‌سنج كه حاوی اطلاعات جالبی درباره جامعه آن روز ایران به‌‌ویژه برای جوانان نسل امروز است.

چند قدم در نمایشگاه گاگارین
دیدن صحنه غریب وازدگی روس‌ها!
یكی از مهم‌ترین ویژگی‌های این كتاب توصیف وضعیت غرب‌زده روس‌ها در سال‌های ابتدایی فروپاشی شوروی و تاثیر این فرهنگ در وضعیت آن روزهای روسیه است. بهبودی در این زمینه می‌نویسد: «آدمی با دیدن برج «آستان كینو» به شهرت برج ایفل شك می‌كند. آستان كینو با حدود 550 متر ارتفاع، فرستنده امواج تصویری و صوتی رادیو ـ تلویزیون روسیه است. در فاصله‌ای نه چندان دور از آستان كینو پارك «ودن خا» پهن شده است؛ سوله‌های بزرگی درون این پارك بزرگ ساخته شده است كه نمایشگاه دائمی دستاوردهای علمی و تكنولوژیكی شوروی را در آنها به نمایش می‌گذارند. به دیدن نمایشگاه «گاگارین» می‌رویم؛ كسی كه برای اولین بار مزه فضا را در آن سوی جو چشید. اما وقتی وارد سوله می‌شویم اتومبیل‌هایی را می‌بینیم كه در دو طرف این سوله چیده شده‌اند و قیمت آنها را با دلار مشخص كرده‌اند. كادیلاك، فورد، جنرال‌موتورز، بنز، بی‌ام‌و، تویوتا، هیوندای و... .
از انبوه جمعیتی كه وارد این سوله شده است، فقط چند جفت چشم به قطعات اولین فضاپیمای روس‌ها دوخته شده است. بقیه، نگاه‌های حسرت‌آلودی است كه روی تلألو اتومبیل‌ها می‌لغزد. صحنه غریبی است دیدن وازدگی روس‌ها در آستانه قرن بیست و یكم!»



ادبیات كلاسیك روس در برابر رمان‌های زرد و واك‌من‌ها
این روس‌های کتابخوان
راوی سفر به روسیه در توصیفی یكی دیگر از مصادیق غرب‌زدگی روس‌ها در آن برهه زمانی می‌نویسد: «بیشتر كسانی كه در طول روز برای
جابه‌جا شدن از مترو استفاده می‌كنند، پس از استقرار درون واگن‌ها ـ چه نشسته باشند و چه ایستاده ـ كتاب یا روزنامه می‌خوانند. این منش اجتماعی در بین آحاد روس تعمیق یافته و به شكل سنت درآمده است؛
هر چند برخی جوان‌های «لی»پوش ترجیح می‌دهند با «واك‌من» آهنگ گوش كنند و به جای سپردن چشم‌هایشان به صفحات كتاب، گوش‌های خود را تسلیم موسیقی غرب كنند. از كتاب‌ها، رمان‌های عشقی و سبك، رفته رفته جای آثار كلاسیك روس را اشغال می‌كند. این را از طرح جلد كتاب‌ها می‌شود فهمید. پوشش عمومی پایتخت‌نشینان، به‌ویژه خانم‌ها را با صفت «خوش» باید نوشت. خوش‌پوش هستند، ولی مدل‌های پوشش غرب، متانت را از آنان ربوده است. با این‌كه جیب شهروندان روس تقریبا خالی است، اما در مصرف، عطش زیادی از خود نشان می‌دهند و می‌توان پیش‌بینی كرد غرب آنها را تا مرز استسقاء [بیماری‌ای كه در آن مریض هر قدر آب می‌خورد باز هم عطش دارد] پیش خواهد برد؛ دردی كه كم و بیش دامنگیر خودمان هم شده است.»




وضعیت بنیان خانواده در همسایه شمالی و جنوبی
فرق مهم خانواده‌های ایرانی و روس
بهبودی و سرهنگی كه در این سفر به دنبال اجرای یك پروژه تاریخی و ادبی بودند، به كتابخانه‌های بسیاری در روسیه سر می‌زنند؛ راوی این سفرنامه یكی از اتفاقات جالب این گشت‌وگذارهای ادبی را این‌گونه توصیف می‌كند: «به اتاق رئیس كتابخانه برمی‌گردیم. خانم لیدیا در حین پذیرایی می‌پرسد: «آیا زن‌ها در ایران كار می‌كنند؟» می‌گویم: «بله آنها در اداره‌ها، كارخانه‌ها و مراكز آموزشی كار می‌كنند. ولی بخش قابل توجهی از بانوان ایرانی خانه‌دار هستند. چون در ایران مسوولیت اصلی تربیت كودكان با مادران است.» حس می‌كنم این پاسخ برای خانم لیدیا جالب است. چند جمله دیگر به آن اضافه می‌كنم: «برعكس آنچه در اینجا می‌گذرد، در ایران همه علاقه یك مرد متوجه یك زن است و همه علاقه یك زن متوجه یك مرد. به همین دلیل بنیان خانواده در كشور ما تا حد زیادی مستحكم است.» حالا مطمئنم رئیس كتابخانه و خانم راهنما تحت تاثیر چنین مناسباتی قرار گرفته‌اند؛ زیرا تا جایی كه دیدیم و شنیدیم، محدودیتی برای روابط دخترها و پسرها و زنان و مردان در روسیه وجود ندارد.»