با قطع شدن اینترنت بینالمللی در ایران، اینترنت داخلی و بومی در معرض آزمون جدی قرار گرفت
آزمایش نسبتاً موفق اینترنت ملی
امروز هشت ماه بعد از آن جمعه كذایی است، جمعهای كه فلج شدیم و به معنی واقعی كلمه از كار افتادیم، روزی كه به ما فهماند زندگی بدون اینترنت در قرن 21 یعنی چه. آن جمعه كه 18 فروردین، حوالی ساعت 9 شب بود ما ایرانیها و برخی كاربران اینترنت قربانی یك حمله سایبری شدیم، حملهای جهانی به 200 هزار روتر سوئیچ در نقاط مختلف دنیا كه سهم ما از این حمله از كار افتادن 550 روتر در تهران، 170 روتر در سمنان و 88 روتر در اصفهان بود. با فاصله هشت ماه از آن روزها اینترنت باز هم دركشورمان قطع است، یك قطعی اعصاب خردکن كه البته ربطی به حمله سایبری و موشدوانی هكرها ندارد. این بار اینترنت قطع است چون مسؤولان امنیتی كشور اینطور تشخیص دادهاند که برای برقراری نظم و بازگشت آرامش باید قید اینترنت را بزنیم. حالا همه میدانند منظور از این واژهها چیست، قطع شدن اینترنت و ابلاغ رسمی به اپراتورها بعد از ماجرای گرانی بنزین و حواشیاش كاملا مفهوم است.
ما اما كاری به سیاست ومصلحت اندیشیهای امنیتی نداریم، آنچه مهم است اینکه «اینترنت ملی» این روزها از آزمایش نسبتاً موفق بیرون آمده با اینحال هنوز مشكل ما قطعی اینترنت و نبود جایگزین سفت و سخت برای آن دركشور است، یك اینترنت داخلی قدرتمند و فراگیر كه اگر اینترنت جهانی عمدا یا اتفاقا قطع شد باكمان نباشد و زندگیمان لنگ نماند.
چه فروردین امسال كه هكرها حملهای سایبری ترتیب دادند، چه تابستان امسال كه كاربران طی ده روز با دو اختلال اینترنت مواجه شدند و چه این روزها بعد از آشوبهای بنزینی و تعطیل شدن كامل اینترنت، یك چیز به ما ثابت شد. حالا شك نداریم اینترنت داخلی یا همان شبكه ملی اطلاعات، آماده روزهای سخت نیست. درباره این آماده نبودن البته نمیشود قضاوت درست و درمانی داشت، چون نمیدانیم آیا زیرساختهای توسعه اینترنت داخلی مهیا نیست، یا بودجه كافی برای توسعه آن اختصاص نمیدهند یا اساسا كسانی در این كشور هستند كه به اینترنت داخلی اعتقادی ندارند.
دستكم 12 سال است كه به طور جدی درباره اینترنت داخلی حرف زده میشود. اواسط دهه 80 خورشیدی بود كه ابعاد و اجزای اینترنت ملی تعیین شد و شبكه ملی IP، شبكههای مترواترنت استانی و IDCهای استانی به عنوان اجزای آن معرفی شد.
از آن روزها به این سو اما اینترنت ملی سرسختانه طرحی پرابهام و پرچالش در حوزه آیتی باقی ماند چون یك روز باید نمایندگان مجلس را برای بودن و ماندنش توجیه میكرد و یك روز باید شاهد تصویب نشدن بودجه بود.
اطلاعات آرشیوی نشان میدهد بودجه اولیه پیشنهادی وزارت ارتباطات برای اینترنت ملی ده میلیارد تومان بوده ولی در سالهای 85 و 86 به علت موافق نبودن مجلس و تصویب نشدن بودجه برای آن، مبالغی از منابع داخلی وزارت ارتباطات صرف توسعه اینترنت ملی شده، شبكهای كه دستكم یك دهه قبل گفته میشد برای پاگرفتن به 900 میلیارد تومان پول نیاز دارد.
شبكه ملی اطلاعات به این ترتیب دست و پا شكسته و بدون پشتوانه قانونی دركشور نیمه رشدی كرد تا این كه با گذشت زمان، اندكی اقبال به آن رو كرد و در بودجههای سنواتی از اینترنت ملی نام برده شد و مبالغی به آن اختصاص یافت كه این رقم در لایحه بودجه امسال 37 میلیارد تومان بود.
با این وصف اما اینترنت ملی هنوز كودكی نوپاست، شاید هم كودكی ناخواسته باشد یا شاید لقمهای جویده كه عدهای بین قورت دادن یا بیرون ریختناش دودل ماندهاند. محمدجواد آذریجهرمی، وزیر ارتباطات در تازهترین اظهارنظرش جملاتی عجیب و تاملبرانگیز بر زبان رانده و تصویر كودكی ناخواسته یا شبحی از یك كودك را تصویر كرده. او گفته اینترنت داخلی معنا ندارد بلكه فقط این لفظ یك عبارت كاریكاتورشده است و اضافه كرده اینترنت ملی اصلا در كشور وجود ندارد.
اگر ملاك قضاوت، این جمله باشد پس ما دلمان به یك شبح خوش است، به چیزی كه سالها دربارهاش حرف زده شده، روزگاری لنگ لنگان قدم برداشته و زمانهای چند، بودجهای به پایش ریخته شده ولی در عمل وجود ندارد و ناپیداست. نكند اینترنت ملی، میلی است و با جابهجا شدن آدمها و صندلیها و چرخیدن منصبها، حال این اینترنت نیز منقلب میشود؟
وابستگی خطرناك
ما نه چین هستیم كه سالهاست اینترنت ملی دارد و نه روسیه كه همین اواخر صاحب اینترنت ملی شد. ما كشوری هستیم فاقد اینترنت داخلی منسجم و قدرتمند و فراگیر درحالی كه هر آن بیم خطر برایمان میرود و اتفاقا تجربه هم كردهایم كه از این نقطه تا چه حد آسیبپذیریم.
فرض كنیم ناآرامیهای اخیر كاملا فروكش كند و ایران همان سرزمین امن همیشگی شود ولی یك روز ناغافل و بیخبر، دشمنان از بیرون عزم كنند كه ما اینترنت نداشته باشیم و ارتباطمان با دنیا قطع شود. به نظرتان آن وقت چه میشود، آیا واماندگی و درماندگیمان ملی نخواهد شد؟ مگر تجربه حمله سایبری فروردین امسال تجربه كوچكی بود؟
پشت این حقیقت كه اینترنت ملی در كشورمان پا نمیگیرد یك چرای بزرگ نهفته است. جواب یك چرا را البته میدانیم كه مربوط است به تزریق ناكافی بودجه به این بخش. موضوع دیگر كه البته مهم تر از اولی به نظر میرسد ربط مستقیمی با بی انگیزگی مدیران برای پیگیری، توسعه و تقویت اینترنت ملی دارد، شاید هم بی اعتقادی آنها به این شبكه ملی. پاسخ این سوال كه چرا اینترنت ملی در كشور پاگیر نمیشود و به كاربران آن طور كه لازم است خدمات نمیدهد و همچنین به عنوان سپری دفاعی در برابر تهدیدات خارجی عمل نمیكند، این نیز میتواند باشد كه میان مدیران كشور هستند كسانی كه وقتی میبینند انواع و اقسام موتورهای جستوجو و شبكههای اجتماعی خارجی به ایرانیها مفت و مجانی خدمات میدهند و كارها را راه میاندازند پس چرا آنها به خود زحمت بدهند و پول خرج نسخههای وطنی كنند.
نقطه ضعف و پاشنه آشیل اینترنت ملی شاید دقیقا همین باشد، یعنی استفاده از ساختههای خارجیها و محصول فكر و نوآوری آنها به سبب بیزحمت بودنش و پشت كردن به ساخت نمونههای داخلی قوی، مبتكرانه و امن از شبكههای اجتماعی و موتورهای جستوجو كه اتفاقا هم زحمت دارد و هم سرمایه میخواهد.
این نوعی از وابستگی است كه باید از آن ترسید، ترسی كه زوج مكملش خطر است، آن وقت كه سرویس دهندگان بیگانه این خدمات میلشان بكشد كه اینترنت ما را قطع کرده و ما را میان مرزهای كشورمان حبس كنند.
بیدلیل نبود كه دیروز وزیر ارتباطات در صحن شورای شهر تهران از اعضای پارلمان شهر تذکر گرفت. مجید فراهانی به عنوان یك منتقد گفت بدون شك اخلالگری و ایجاد ناامنی محكوم است، ولی قطع شدن اینترنت نباید موجب اخلال در كسب و كارهای اینترنتی و ارائه خدمات الكترونیك به شهروندان شود، شهربانو امانی نیز ادامه داد اگر از كسب و كارهای نو حرف میزنیم پس زیرساخت آن را كه اینترنت است نیز باید فراهم كنیم.
این چند روز كه اینترنت قطع است بهجز ما رسانهایها كه با دشواری كارمان را پیش میبریم، همه كسانی كه كارشان به نحوی با پیام رسانها، تاكسیهای آنلاین، مسیریابها و نقشه، فروشگاههای اپلیكیشن، اپلیكیشنهای بانكی یا سرویسهای محتوایی مثل نمایش فیلم و موتور جستوجو و ایمیل است یا اصلا خودشان صاحب كسب و كارهای آنلاین هستند دچار مشكلاند كه زنگ هشداری است نه برای امروز كه فضای كشور خاص و ویژه است، بلكه برای آن روز كه اینترنت جهانی را به عمد روی مان قطع كنند و علاوه بر فهرست بلندبالای تحریمهای خارجی، تحریم ارتباطی نیز گریبانمان را بگیرد.
این خطر به حدی جدی است كه ناچاریم بخشی از گفتوگویمان با مهدی علایی زاده، كارشناس امنیت اطلاعات پس از حمله سایبیری فروردین امسال را بازنشر دهیم كه گفت باید اینترنت و شبكه ملی هركدام در مسیر خودشان حركت كنند و مرزبندیهایشان شفاف و دقیق باشد ولی این مرزبندی فعلا در كشورمان وجود ندارد و ارتباطات ام پی الاس كشور نیز كه شبكهای به ظاهر جدا از اینترنت است، هم از نظر تجهیزات و هم از نظر بستر تجهیزاتی با اینترنت جهانی یكی است.