printlogo


راز رضایت شغلی مرد سنگ‌شكن

 در سرزمین پروس مردی زندگی می‌كرد كه شغلش سنگ‌شكنی بود. مرد سنگ‌شكن هرروز به كوهپایه می‌رفت و به‌وسیله پتك و تیشه و كلنگ و سایر ابزار سنگ‌شكنی به خرد كردن سنگ‌های كنار جاده‌ها می‌پرداخت و دستمزد اندكی از وزارت راه و شهرسازی پروس دریافت می‌كرد. روزی شخص سنگ‌شكن كه از سختی كار و كمی دستمزد خود به حالت اعتراض در چارچوب قانون نزدیك شده بود، با خود گفت: ای بابا، این چه وضعی است.
وی سپس به حالت آرزو تغییر وضعیت داد و گفت: ای‌كاش اقلا شخص ثروتمندی بودم كه عوض كار كردن استراحت می‌كردم و به‌جای خودم پولم كار می‌كرد. در این لحظه فرشته مهربان كه از آن ناحیه عبور می‌كرد، پایین آمد و گفت: می‌خواهی آرزویت را برآورده كنم؟ مرد سنگ‌شكن گفت: بلی. فرشته چوب خود را به كله مرد سنگ‌شكن زد و مرد سنگ‌شكن ناگهان خود را در لباسی زیبا و فاخر در داخل قصری زیبا و مجلل مشاهده كرد كه خدمتكاران در آن به این‌سو و آن‌سو می‌رفتند و برای او خوردنی‌های مختلف می‌آوردند و به او سرویس‌های مختلف می‌دادند.
 مرد سنگ‌شكن ظرف چند ساعت همه خوردنی‌ها را خورد و همه سرویس‌ها را گرفت و خواست تا استراحت كند، اما از آنجا كه به زندگی اعیانی عادت نداشت، حضور و رفت‌وآمد خدمتكاران مانع راحتی او می‌شد.
در این لحظه نگاهی به آسمان انداخت و گفت: ای‌كاش جای خورشید بودم و این‌همه آدم موی دماغم نبودند. فرشته كه همان‌گوشه ایستاده بود، با چوب به كله شخص سنگ‌شكن زد و مرد سنگ‌شكن ناگهان خود را در آسمان مشاهده كرد. اما همین‌كه مشغول تماشای بشریت از زاویه كلان و راهبردی شد، ابری آمد و جلوی دید او را پوشاند.
مرد سنگ‌شكن كه خوشش آمده بود، گفت: ای‌كاش ابر بودم. فرشته چوب را به كله مرد سنگ‌شكن زد و مرد سنگ‌شكن ناگهان خود را ابر احساس كرد. در این لحظه بادی وزید و مرد سنگ‌شكن را پراكنده كرد. مرد سنگ‌شكن گفت: حالا ای‌كاش باد بودم. فرشته مرد سنگ‌شكن را به باد تبدیل كرد. مرد سنگ‌شكن وزید و محكم به كوه خورد. سپس گفت: این‌دفعه كوه. فرشته مرد سنگ‌شكن را به كوه تبدیل كرد.
مرد سنگ‌شكن پس از آن‌كه كوه شد، احساس كرد شخصی با پتك و تیشه و كلنگ دارد پایه‌هایش را خرد می‌كند. پس گفت: ای‌كاش جای آن بابایی بودم كه مرا خرد می‌كند. فرشته ـ كه فقط شش‌بار می‌توانست آرزوهایش را برآورده كند ـ برای آخرین بار مرد سنگ‌شكن را به مرد سنگ‌شكن تبدیل كرد. سپس گفت: تمام شد. بدین‌ترتیب مرد سنگ‌شكن بدون برخورد سخت و صرفاً به‌واسطه كار فرهنگی به‌خوبی متوجه شد كه به‌جای اعتراض، آرزو و سایر كارهای بیهوده، بهتر است سخت كار كند و از مزد خود راضی باشد و مالیات آن را نیز بپردازد.