زن جوان در دادگاه خانواده:
با کسی که حقم را نمی دهد زندگی نمی کنم
بدهی سه ساله مرد به همسرش، در نهایت پای آنها را به دادگاه خانواده تهران باز كرد. زن جوان وقتی دید همسرش پول او را پس نمیدهد، تصمیم عجیبی گرفت و زندگیشان را به عنوان یكی از پروندههای دادگاه خانواده، پیش روی قاضی قرار داد.
این زن وقتی مقابل قاضی قرار گرفت درباره ماجرای زندگی شان گفت: تقریبا چهار سال است با فرید ازدواج كردهام. همان اوایل زندگی فرید از من پول میلیونی قرض گرفت. آن زمان من كلی پول پسانداز كرده بودم. پس از سالها كار این پول را برای خودم در بانك پسانداز كرده بودم. فرید گرفتار بود و چك داشت؛برای همین از من خواست
60 میلیون تومان به او قرض بدهم تا چك خود را پاس كند. قول داد بهزودی پولم را پس میدهد.
از آن روز تا الان سه سال گذشته، ولی فرید هیچ پولی به من نداده است. آن پول حاصل سالها كار كردن و پساندازم بود. ولی فرید با بیرحمی از من گرفت و دیگر پس نداد.
در صورتی كه میدانم این پول را دارد، اما هر بار كه بحث آن را پیش كشیدم گفت كه هروقت پول خواستم به خودش بگویم؛لزومی ندارد این همه پول در حسابم باشد. در صورتی كه آن پول برای خودم بود. فرید این مساله را درك نكرد. هر بار كه پولم را از فرید خواستم ،او گفت نیازی نیست به پولم فكر كنم. هر بار دعوا
راه انداخت و گفت ما با هم در زندگی شریكیم و اگر پولی دادم برای زندگیمان دادم و نباید آن را پس بگیرم. در صورتیكه من آن پول را برای بدهی فرید پرداخت كردم و باید آن را به من پس بدهد. الان سه سال است سر این موضوع با هم درگیر هستیم. شاید من بخواهم با پول خودم كاری انجام دهم، نمیخواهم همیشه از فرید پول بگیرم. ولی او مرا فریب داد و پساندازم را از من گرفت. نمیتوانم او را ببخشم و در نهایت هم تصمیم گرفتم از او جدا شوم. نمیتوانم با مردی كه هیچ ارزشی برای حق و حقوقم قائل نیست و مرا فریب داده است، زندگی كنم.
در ادامه شوهر این زن نیز به قاضی گفت: آقای قاضی آن زمان ما مشكلات مالی زیادی داشتیم. برای شروع زندگی مان خانهای خریده بودم و كلی بدهی داشتم. برای همین
هر هزینهای كه كردم برای زندگی مان بود. آن چك را هم برای خانه باید پاس میكردم. اما لاله از وقتی این پول را به من داد، مرتب سرم منت میگذارد و در هر شرایطی پولش را میخواهد. وقتی دیدم زندگیمان تا این اندازه برایش بیاهمیت است، برای همین به او گفتم این پول برای زندگیمان خرج شده است. من
آن همه سختی كشیدم تا زندگیمان را تشكیل بدهم. حتی برای تهیه جهیزیه هم به لاله گفتم لازم نیست به خودت فشار بیاوری، میتوانیم وسیلهها را با هم بخریم.
برای همین به او كمك كردم. ولی لاله فقط یك بار برای زندگیم آن پول را خرج كرد و الان سه سال است مرتب درگیر آن مساله است.
در صورتی كه همیشه سعی كردم در رفاه كامل باشد و هیچوقت اجازه ندادم طعم بیپولی را بچشد. با این حال باز میگوید پولم را میخواهم. حتی به خاطر این موضوع گفت باید از هم جدا شویم. برای همین من هم تصمیم گرفتم از او جدا شوم.
در پایان نیز قاضی سعی كرد این زوج را از جدایی منصرف كند، ولی وقتی اصرار آنها را دید رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موكول كرد.