قاتل مرموز
در پنج شماره قبلی خوانید: مرد ناشناسی در تماس با سرگرد مصطفی از قتل دختری در جاده حاشیه ای شهر خبر داد. بعد از این تماس ، کارآگاه راهی محل شد و با جسد دختری رو به رو گردید که در تحقیقات بعدی مشخص شد، دختر دانشجویی به نام سهیلا ست. مقتول قبل از قتل، مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود. در ادامه کیف سهیلا پیدا شد که قاتل در دفترچه یادداشت دختر جوان از پدر و مادر او عذرخواهی کرده بود و ادعا داشت مجبور به این قتل شده است. تحقیقات برای دستگیری قاتل ادامه داشت تا این که او در تماس با کارآگاه راز دومین جنایتش را فاش کرد .این بار بعد از قتل، جسد قربانی را پشت تپه ای رها کرده بود. با بررسی محل کشف جسد ، مشخص شد این زن هم قربانی نیت شیطانی شده و قاتل او را هم مثل اولین قربانی خفه کرده بود. قاتل در این جنایت برای کامل شدن پازلش، اسکناسی را داخل دهان قربانی قرار داده بود.
امیرعلی حقیقت طلب / تپش
سرگرد بعد از پایان جلسه دادستانی راهی اداره شد . قرار بود
جلسه ای با حضور روسای کلانتری شهر ، پزشک جنایی و کارشناسان تشخیص هویت تشکیل دهند و پرونده دو قتل را در کنار هم بررسی کنند و با سرنخ های جنایت به قاتل برسند. کارآگاه می دانست حالا قاتل در شکار سومین طعمه اش تعلل نمی کند و به زودی سراغ او می رود.
عقربه های ساعت، یک بامداد را نشان می داد که جلسه شان آغاز شد. سرگرد در ابتدا از پزشک جنایی خواست ، گزارشش را اعلام کند. دکتر، پوشه سبز رنگی که مقابلش بود را باز کرد و گفت: نوع قتل ها نشان می دهد که قاتل یک نفر است . او بعد از درگیری با مقتولان، آنها را خفه می کند. البته قبل از قتل ، قربانیان را مورد آزار و اذیت قرار داده است. بررسی اجساد نیز نشان داد، حدود یک تا دو ساعت بعد از قتل رها شده اند. زیر ناخن دومین قربانی لکه های خون دیده می شود که حکایت از درگیری او با قاتل دارد. به احتمال زیاد روی صورت یا دست قاتل باید رد خراش باقی مانده باشد.
سرگرد نکات مهم صحبت های دکتر را روی تخته بزرگی که در اتاقش بود، نوشت. بعد نوبت به رئیس اداره تشخیص هویت رسید:« با توجه به پیدا شدن وسایل همراه مقتولان ، انگیزه سرقت منتفی است و آنها قربانی نیت شیطانی قاتل شده اند. همان طور که در گزارش اول هم اعلام کردم، قربانی دوم روی زمین کشیده شده بود و این نشان می داد ، قاتل قوی هیکل نبوده است. رد لاستیکی در کنار جاده مشاهده نکردیم. بریدگی طناب ها را بررسی کردیم که هر دو با یک نوع چاقو بریده شده بودند. اثر انگشتی روی دکمه لباس اولین مقتول پیدا کردیم که با اثر انگشت دختر جوان فرق دارد ، به همین خاطر در حال بررسی آن هستیم.»
بعد از گزارش تیم های جنایی ، سرگرد رو به روسای کلانتری شهر کرد و از آنها خواست از فردا حساسیت خودشان را بر روی مسافربرها بیشتر کنند. اگر دیدند ، خودرویی فقط زنان را سوار می کند، او را زیر نظر بگیرند و مامورانی با خودروی غیرسازمانی در شهر گشت زنی کنند. چند تیم خروجی های شهر را زیر نظر بگیرند و خودروهایی که تنها یک مسافر خانم دارد را متوقف کرده و اگر آثار زخم روی دست یا صورت راننده دیدند او را بازداشت کنند. همچنین در ایست بازرسی ها ، اگر در خودروها طنابی شبیه حلقه دار پیدا کردند ، خبر دهند. کارآگاه همچنین از آنها خواست روی پرونده های فقدانی به خصوص زنان و دختران بیشتر حساس باشند و اگر گزارشی در کلانتری ها مطرح شد، آن را اطلاع دهند.
با شنیدن صدای اذان صبح، سرگرد جلسه را تمام کرد و بعد از نماز دوباره به اتاقش برگشت و سرنخ ها را دوباره مرور کرد. او منتظر شناسایی هویت دومین قربانی بود تا شاید بتواند ردی از قاتل پیدا کند.
حوالی ظهر هویت زن جوان شناسایی شد. مقتول لیلا
26 ساله و کارمند یکی از ادارات دولتی شهر بود. او بعد از خارج شدن از اداره ناپدید شده بود و خانواده اش صبح موضوع را به کلانتری محل گزارش داده بودند. با بررسی مشخصات این زن، مشخص شد او دومین قربانی قاتل سریالی است.
شوهر او که موضوع را اطلاع داده بود، در جریان تحقیقات به سرگرد گفت: لیلا گاهی برای کمک به مادرش به خانه او
می رفت و دیروز وقتی بعد از تعطیلی اداره به خانه نیامد تصور کردم به آنجا رفته است اما غیبتش طولانی شد . نگران شده و با خانه مادرش تماس گرفته و سراغ او را گرفتم اما مادرش مدعی شد ، لیلا به آنجا نرفته است. با دوستان همسرم تماس گرفتم که آنها گفتند ، لیلا دیروز به اداره رفته و بعد از تعطیلی راهی خانه شده بود.
کارآگاه: همسرتان از اداره تا خانه را چطور می آمد؟
همسر لیلا: مسیر طولانی نبود . با ماشین یک ربع طول
می کشید. اغلب هم با تاکسی
می آمد.
سرگرد بعد از تحقیق از همسر زن جوان متوجه شد که محل کشف جسد تا خانه شان فاصله ای نداشته است. مسیر سوار شدن زن جوان به تاکسی تا محل کشف جسد را روی نقشه مشخص کرد و همراه دو مامور راهی محل شدند تا دوربین های مداربسته ای را که در این مسیر بودند بررسی کنند.
ادامه دارد...