تربیت كارگردانان خوب در تلویزیون
سریالسازی هنری است كه هر كسی نمیتواند در آن موفق باشد. سریالسازی متفاوت است با مستندسازی، برنامهسازی و حتی فیلمسازی و اگر دقت كرده باشید در شبكههای مطرح جهانی، سریالسازان متبحر بسیار متفاوتند از فیلمسازان سرشناس.
اینكه هر فیلمسازی بهدلیل بیكاری و اینكه پیشنهاد مالی خوبی بهش رسیده به سمت سریالسازی میآید اصلا زیبنده نیست و اتفاقا حتی مینیسریالها و سریالهای روتین هم باید به آنهایی سپرده شود كه تجربه این كار را دارند و به قول معروف اینكاره هستند.
سریال خوب باید حرفی برای گفتن داشته باشد و دارای ساختار بصری جذاب باشد در غیر این صورت نمیتواند مخاطب را جذب كند و طبیعی است كه فقط یك سریالساز حرفهای است كه قادر است چنین سریالی بسازد.
اگر میبینیم در همه جای دنیا یك تیم برای ایدهپردازی و ایجاد خلاقیت در داستانپردازی سریالها به خدمت گرفته میشوند دقیقا به همین خاطر است یعنی آنها نمیخواهند حتی یك دلاری كه صرف تولید میكنند به اتلاف برسد و از همین رو پروسه تحقیق و تالیف فیلمنامهها را خیلی جدی میگیرند و اصلا هم عجله به خرج نمیدهند.
در اینجا دیدهایم پروژههایی را كه به میانه تولید میرسند و تازه یادشان میافتد كه برنامهای برای طراحی پایانبندی سناریو ندارند ولی در سریالسازی صنعتی محال است بدون سناریوی كامل كار را كلید بزنند. آنها ممكن است از پایان باز برای امتداد دادن و كسب سود بیشتر از یك برند دست زنند ولی كمتر پیش میآید كه با داستانهای رها و پادرهوا سریال بسازند. در تاریخ سریالسازی تلویزیون، فراوان كارگردان خوب و قابل اعتماد تربیت كردهایم كه برخی از آنان باعث شكوفایی شبكه خانگی و سینما هم شدهاند ولی باید برنامههایی بلندمدت برای استفاده از این كارگردانان داشته باشیم تا تمام كنداكتورهایمان مملو از سریالهای جذاب باشد.