printlogo


آوازه‌جویانِ بی‌سازمان، نظامیانِ به‌سازمان

چند سالی است كه الگوهای ساخته شده در رسانه‌ها و شبكه‌های اجتماعی، برای بخش‌های مختلفی از جامعه در حكم گروه مرجع قرار گرفته‌اند و ایفای نقش می‌كنند. این افراد به دلایل مختلفی ممكن است تبدیل به «آوازه‌جو»  ـ سلبریتی ـ  شده باشند. برخی به‌دلیل ویژگی‌های ممتاز فردی، برخی بر اثر اتفاق و از سر اقبال و گروهی هم به واسطه تكنیك‌های برندسازی شخصی به چنین موقعیتی رسیده‌اند. خوانندگان و بازیگران و ستار‌گان عرصه هنر، سوژه‌های پرمخاطب شبكه‌های اجتماعی و برخی كارشناسان و افرادی كه در قله كار حرفه‌ای خود نیستند، اما به‌واسطه رسانه‌های اجتماعی خود را مطرح كرده‌اند. از این جهت، میان نوید محمدزاده و امیرعباس كچلیك و علی‌اكبر رائفی‌پور تمایزی وجود ندارد. حرف این افراد و اعمال و افكارشان مورد توجه قرار می‌گیرد و این همان‌چیزی است كه در علوم اجتماعی به آن گروه مرجع می‌گویند. فرد یا گروه مرجع در تعریف تخصصی به گروهی گفته می‌شود كه در جریان تصمیم‌گیری‌ها، كنش‌ها و حتی شكل‌گیری نگرش انسان‌ها در جامعه، نقش آفرینند. این افراد یا گروه‌ها، مبنا و معیار قضاوت و ارزیابی كنشگران اجتماعی قرار می‌گیرند و هنجارسازی می‌كنند.
موضوع نقش‌آفرینی این گروه در تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی سال‌های اخیر تاكنون مورد تحلیل‌های فراوانی قرار گرفته است. از درگذشت مرتضی پاشایی و تشییع جنازه دور از انتظارش تا دعوت برای رای دادن به نامزی خاص در انتخابات ریاست جمهوری 96. از كمپین برای نخریدن خودرو تا جمع‌آوری كمك برای زلزله‌زدگان كرمانشاه. از برقراری نمایشگاه نقاشی و عكس با نازل‌ترین سطح كیفی تا چاپ كتاب پست‌های اینستاگرامی. از همنوایی با جامعه در ماجرای شهادت شهید محسن حججی و سپهبد قاسم سلیمانی تا انصراف دادن از حضور در جشنواره‌های هنری فجر. اینها بخشی از فرازوفرودهای آوازه‌جویان جامعه ایران است. نسبت آوازه‌جویان با خودشیفتگی، فردگرایی، كالایی شدن، مصرف‌گرایی و موضوعات دیگر بارها و بارها مورد بحث گذاشته شده و تحلیل‌های ارزشمندی در‌خصوص آنها وجود دارد. آنچه برای من در این نوشته اهمیت دارد، بی‌سازمان بودن این گروه مرجع است.
آوازه‌جویان، به‌دلیل ماهیت فردی و غیراجتماعی‌ای كه دارند، امكان سازمان شدن ندارند. سازمان شدن به معنی تعریف یك‌سازوكار ارزشی، روشی و بینشی است. بیایید این موضوع را در مصداق حوادث و رخدادهای ماه‌ها و روزهای اخیر بررسی كنیم. آوازه‌جویان، نظام ارزشی منسجمی ندارند. یعنی گزاره‌های معتبر نزد آنها، هم‌نوا و هم‌افزا نیست. در موارد متعددی متضاد می‌شوند. این خواننده به سبز و بنفش نبودنش افتخار می‌كند و آن بازیگر به سوگیری‌های سیاسی‌اش می‌نازد. یك آهنگساز به سیاه‌نمایی همكارانش در ماجرای حوادث آبان 98 اعتراض می‌كند و آهنگسازی دیگر با انتشار عكسی از تجمع غیرقانونی همدردی با شهدای پرواز اوكراین، توان و قدرت موشكی ایران را به سخره می‌گیرد. این فقط یك اختلاف نظر نیست. چه آن‌كه در موارد بسیاری، دنبال‌كنندگان هر دو موضع را همراهی می‌كنند و اساسا احساس تناقض ندارند.
آوازه‌جویان از این جهت كه سازمان‌پذیر نیستند، مسؤولیتی هم نمی‌توانند بپذیرند. حداكثر مسؤولیت‌پذیری‌شان، عذرخواهی فردی بوده و بدیهی است كه یك خطا، اگر با اصلاح روندها و علل و اسباب ایجاد اشتباه همراه نشود، باز هم تكرار خواهد شد. بازیگرانی كه برای رای آوردن نامزد مورد پسند خود در سال 96 گلوی خود را پاره و از همه ژست‌های جدایی هنر از سیاست پیشین خود عدول كردند، آن زمانی كه با افتضاح مدیریتی در ماجرای افزایش قیمت بنزین مواجه شدند، چه موضعی گرفتند؟ غیر از تعدادی انگشت‌شمار كه از تبلیغی كه انجام داده بودند عذرخواستند، بخش عمده‌ای از ایشان حتی به‌روی خود هم نیاوردند و متوجه نشدند كه این وضعیت، ثمره تصمیمات مدیرانی است که آنها برای روی كار آمدنشان تلاش كرده‌اند.
در مقابل این بی‌سازمانی، تجربه پذیرفتن خطا از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بسیار درس‌آموز است. سازمان درست، هنگام مواجهه با خطا، پیش از احساسی شدن و عزل و نصب افراد، به فكر اصلاح روندها و رویه‌ها می‌افتد. این سازوكار می‌تواند مسؤولیت كردارهای خود را بپذیرد، عذرخواهی كند، خطایش را اصلاح كند و اعتماد خدشه‌دار شده‌اش را ترمیم كند. این‌كه اكنون در وضعیتی هستیم كه آوازه‌جویانِ بی‌سازمان، در برابر نظامیانِ به‌سازمان قرار گرفته‌اند، موقعیت بسیار پراهمیتی است. هرگز نباید شاكله سازمان نظامی ایران با تزلزل مواجه شود. ماجرای اخیر گرچه بسیار تلخ و تاسفبار بود، اما وجود یك سازمان منسجم در بخش نظامی را نشان می‌دهد؛ سازمانی كه در برابر از دست دادن نیروی نخبه و بی‌بدیلی همچون سپهبد حاج‌قاسم سلیمانی قد خم نكرد و با حمایت بی‌نظیر مردمی دست به بی‌سابقه‌ترین عملیات نظامی پس از جنگ دوم جهانی زد. شلیك ناخواسته به هواپیمای مسافربری اوكراینی موقعیت پرچالشی برای سازمان نظامی ایران پدید آورد، اما شاهد بودیم كه این چالش بزرگ برای سازمان، به تاكید بر اصلاح روندها و غیرممكن شدن بروز چنین خطاهایی منجر شد.
خطاها و نقصان‌هایی هم البته در همین سازمان وجود دارد، اما باید تلاش كرد كه این سازمان و نظم ساختاریافته، تبدیل به الگو و مرجع شود. بدون تردید، ستاره‌های آسمان بلند سازمان نظامی ایران، بسیار پرفروغ‌تر از چهره‌های مشهور كنونی هستند.
* یادداشت مهمان