printlogo


در روزهایی كه سیل شهرهای سیستان و بلوچستان را پر كرده است، این هنر سوزن‎دوزی است كه بیشتر دیده می‎شود
قصه سوزن‌های بلوچی
فرقی ندارد، این قدر هنر دست‌شان در روزمرگی‎شان جریان دارد كه آنها را نمی‎شود بدون آن دید. فرقی هم ندارد كه چه در سیل، چه در شادی و چه در غم. این هنر دست‌شان، سوزن‏دوزی است كه دیده می‏شود. حالا فرقی ندارد، چه در سیل فروردین‏ماه گلستان، زن‎ها به قول خودشان «كشته» می‌پوشند و حالا در سیل سیستان و بلوچستان هم این سوزن‏دوزی است كه وسط آب‎ها تا شانه بالا آمده، ایستاده و سرافراز، دیده می‏شود. صنایع دستی باشكوه دختران و زنان استان‎های شرقی، یكی در شمال و آن یكی در جنوب.

سوزن دوزی همان رودوزی مصور است كه برای تزئین لباس‌های زنان، نوار چادرها، پوشش اسب و شتر استفاده می‎شود.
اسم سوزن‎دوزی كه می‎آید، همه به یاد استان پهناور شرقی می‎افتند، یاد استان سیستان و بلوچستان. به‌جز این استان اما استان‎های دیگر هم سوزن‎دوزی دارند. این اما به آن معنا نیست كه استان‏های دیگر سوزن‌دوزی ندارند. ارامنه اصفهان، بختیاری‎ها در غرب كشور، خراسان، زرتشتیان یزد و مهم‎تر این كه تركمن‎های گلستان سوزن‎دوزی می‎كنند. با همه اینها اما بلوچستان به عنوان پایتخت سوزن‎دوزی ایران شناخته می‌شود.
هشت هزار سال پیش مردمی كه در غار كمربند، در نزدیكی شهر بهشهر و در كناره جنوبی دریای خزر زندگی می‌كردند به كشت غله و پرورش بز و گوسفند روزگار می‌گذراندند. آنها پشم گوسفندان را می‌چیدند و ظاهرا پارچه می‌بافتند و كار دوختن را هم با سوزن‌های شاخك‌داری انجام می‌دادند. در غرب فلات ایران در چتل هیوك واقع در تركیه امروزی فن بافندگی رواج پیدا كرد و در حفاری‌هایی كه در آن منطقه انجام شده، نحوه تكامل آن كاملا روشن شده‌ است. در آن حفاری‌ها تكه‌هایی از چند دستبافت پیدا شد كه به صورت سنگواره‌های زغال شده بر جای مانده بود و نمونه‌هایی از پارچه‌های مختلفی كه به احتمال زیاد از كتان بافته شده بود اما بیشتر شبیه به پارچه‌های پشمی بود و نیز قطعات زری‌دوزی‌شده همانند قالب‌هایی كه امروزه هم در این نواحی بافته شده‌است. در تپه سیلك نزدیك كاشان كه مربوط به دو یا سه قرن پیش از آن است، غیر از این، مدارك بسیاری از جمله دوك‌های نخ‌ریسی یا لنگرهای ریسندگی بی‌شمار در حفاری‌های سراسر ایران به دست آمد كه مؤید رواج بافندگی و سوزن‌دوزی در ایران در طول زمان‌های مختلف است. در عصر صفویه مانند بسیاری از هنرها، انواع رودوزی‌ها، به اوج خود رسید و پیشرفت زیادی كرد تا حدی كه باعث قطع نفوذ هنر چینی شد. از نقوش رایج این دوره می‌توان انواع بته‌جقه (قهر و آشتی، گل بادامی، مادر و بچه، بته ترمه، سه‌قلو، سه‌سر، درخت زندگی دوقلو، بته‌جقه شاخ گوزنی، انواع گل‌های اسلیمی و ختایی، شاه عباسی پیچكی، گل اناری، برگی و...) را نام برد. در حدود صد یا 200 سال پیش از ظهور اسلام و آمدن اسلام به ایران معروف است كه قومی به نام اسلاوها به ناحیه‌ای از بلوچستان آمده و در آنجا زندگی می‌كردند. این گروه از اسلاوها از طریق جاده ابریشم به این منطقه آمده بودند. این منطقه در حال حاضر جزو خاك پاكستان است و در مرز افغانستان و پاكستان قرار دارد. این ناحیه را كه این گروه برای سكونت خودشان برگزیده بودند به علت این‌كه مسیحی بودند و آئین اسلام را قبول نداشتند كافرستان می‌گفتند كه این قوم پرورش كرم ابریشم و به دست آوردن نخ از پیله‌های ابریشم و استفاده از آن را در پارچه بافی و سوزن دوزی به زنان بلوچ آموختند.
سوزن‏دوزی و پادشاهان
سوزن‌دوزی یكی از صنایعی بوده است كه مورد توجه تمامی پادشاهان قدیمی ایرانی قرار گرفته است. هر یك از آنها به سوزن‌دوزی علاقه داشته‌اند. در اوایل جستجوهایی كه در تخت جمشید انجام شد و بقایایی كه در آن باقی مانده بود گویای این قضیه است. در تخت جمشید لباس بسیاری از بازاریان، اعیان و اشراف دوره هخامنشیان یافت شده كه بر روی بسیاری از آنها نقوش زیبایی به وسیله سوزن‌دوزی نقش بسته بود. در این دوران كار سوزن‌دوزی توسط زنان انجام می‌شد و هرودت نقل می‌كند كه همسر خشایار شاه به دستان خودش لباس‌های خود و همسرش را سوزن‌دوزی می‌كرده است. از دوره هخامنشیان به بعد یعنی دوران صفویه و قاجاریه هنر سوزن‌دوزی در میان مردم رواج داشته است. اما این هنر چندان دوامی نداشت.

سوزن‏دوزی در كتب تاریخی
در كتاب آخرین ماموریت، نوشته مغرالدین مهدی، راجع به سوزن‌دوزی آمده است: «یكی از صنایع كه در حد خود بسیار زیبا و ارزنده است، صنعت دوزندگی و دست‌دوزی جلیقه و لباس زنانه است. مانند ترمه، دست دوزی می‌نمایند و با نهایت زیبایی و با ابریشمی كه با رنگ‌های طبیعی رنگ كرده‌اند و رنگش ثابت است و هیچ وقت از بین نمی‌رود، نخ‌دوزی می‌كنند. صدها مربع و مستطیل و لوزی می‌دوزند، یك اندازه كه اگر با پرگاری دقیق اندازه‌گیری كنند سرمویی تفاوت ندارد.»



سوزن‌دوزی به شکل خلاصه
 نخ و پارچه تنها وسایل سوزن‏دوزی هستند. نخ رنگین ابریشمی و نخ‎های ویسكوز از عمده‏ترین نخ‎هایی است كه استفاده می‎شود. پارچه گاندی، فاستونی و پارچه‌های كتانی و پنبه‎ای، پارچه‎هایی است كه برای سوزن‌دوزی استفاده می‎شود.
انواع روش‌های كار سوزن‌دوزی: سوزن‌دوزی به سه نوع پركار‌،‌ میان‌كار و كم‌كار تقسیم می‌شود، نوع پركار روی پارچه‌های ریزبافت انجام می‌گیرد و تمام سطح قطعه‌ پارچه‌ مورد نظر سوزن‌‌دوزی می‌شود. درنوع میان‌كار قسمت بیشتر پارچه سوزن‌دوزی می‌شود و درنوع كم كار فواصل طرح‌ها براساس تشخیص سوزن‌دوز پر می‌گردد.
نحوه‌ دوخت: در ابتدا سوزن‌دوز از پارچه قطعه‌ای دلخواه را جدا و بعد طرح مورد نظر را روی آن منتقل می‌كند. درادامه با استفاده از روش دوردوزی، خطوط محیطی طرح را دوخته و آن را از بقیه‌ پارچه مجزا می‌كند. در ادامه با استفاده از یكی از روش‌های دوخت درون طرح مورد نظر دوخته می‌شود. غالبا سوزن‌دوز به تنهایی به تهیه محصولات سوزن‌دوزی می‌پردازد. اما اگر به صورت كارگاهی به این امر اقدام کند. هر سوزن‌دوز تنها یك رنگ را سوزن‌دوزی می‌کند.
نقش‌ها و طرح‌ها: هنرمند سوزن‎دوز می‌كوشد تا واقعیات زندگی، محیط اطراف،‌ مردم منطقه و باورهای قومی خودش را در آثارش منعكس كند. حیواناتی مانند بز كه عمده‌ترین وسیله برای امرار معاش خانواده‌ سوزن‌دوز است،‌ شتر، یار جدا ناشدنی مردم منطقه‌، عقرب و حتی مار از نقش‌های حیوانات هستند كه سوزن‎دوزها آن را روی پارچه نقش می‎زنند. نقوش هندسی و اشكال هندسی از دیگر نقش‌ها هستند. جالب‌تر این كه نقش و نگارهای سوزن‌دوزی، نسل به نسل به وسیله‌ مادران به دختران آموخته می‌شود و درلایه‌های زیرین ذهن زنان وجود دارد.
رنگ در سوزن‎دوزی: عمده‌ترین رنگ‌های به كار رفته در سوزن‌دوزی بلوچستان نیز عبارتند از قرمز (80 درصد)،‌ سبز،‌ بنفش،‌ نارنجی و عموما رنگ‌های تیره و تند كه تنها براساس سلیقه سوزن‌دوز در كنار هم چیده می‌شوند.