كشف جسد بعد از 6 ماه
سالها قبل بود كه مرد میانسال ناپدید شدن همسرش را گزارش كرد. شهناز برای خرید از خانه خارج شده و از آنجا كه
24 ساعت بعد از آن هم به خانه برنگشته بود، شوهرش تصمیم میگیرد این موضوع را به ما خبر دهد. مرد میانسال كه بهروز نام داشت، گفت: مدتی است خانه مان در حال تعمیر است و میخواهیم طبقهای به ساختمانمان اضافه كنیم. به همین دلیل چند روزی است كارگرهای ساختمانی به خانه مان رفت و آمد دارند. از آنجا كه من روزها سر كار میروم و وقت ندارم، اگر كارگرها وسیلهای نیاز داشته باشند یا مصالح ساختمانی بخواهند به همسرم میگویند. دو شب قبل كه به خانه آمدم شهناز گفت كه برای خرید آهن با یكی از كارگرها به نام مهدی قرار گذاشته است. مهدی را میشناختم. یكی از كارگرهای ساختمان بود، چون من فرصتی برای این كار نداشتم همسرم از او كمك خواسته بود. دیروز همسرم برای خرید آهن از خانه خارج شد و دیگر از او خبری ندارم. مهدی اما حدود ساعت 2 بعد از ظهر به خانه مان آمد و زمانی كه سراغ همسرم را از او گرفتم گفت كه همدیگر را ندیده اند و از همسرم بی خبر است. از دیروز تا به حال هر چه با تلفن همراه شهناز تماس میگیرم جواب نمیدهد.
فرضیه جنایت
با شكایت بهروز ،دستور تحقیقات برای یافتن همسرش را صادر كردم. در بررسیهای صورت گرفته هیچ رد و سرنخی از زن میانسال به دست نیامد و از آنجا كه شهناز زن معقولی بود، احتمال قتل او مطرح شد.
مهدی نخستین مظنون پرونده بود و از او تحقیقات صورت گرفت و مرد جوان گفت كه شهناز با او به خرید آهن نرفته است.
بدهی 10 میلیونی
از سوی دیگر در بررسیهای صورت گرفته مشخص شد شهناز مدتی قبل
مبلغ ده میلیون تومان به مهدی قرض داده و شوهرش نیز از این ماجرا بیخبر بود. به این ترتیب انگیزه دست داشتن مهدی در قتل شهناز پر رنگ تر شد. اما از آنجا كه جسد شهناز پیدا نشده بود، قتل همچنان در هالهای از ابهام بود.
مدارك زن ناپدیدشده
در ادامه تحقیقات، ما مدارك هویتی شهناز را نزد مهدی پیدا كردیم. مرد جوان زمانی كه در برابر مدارك ما قرار گرفت پس از شش ماه به قتل اعتراف كرد: مدتی قبل به خاطر بدهیای كه داشتم از شهناز درخواست پول كردم. شهناز زن مهربانی بود. از آنجا كه من تقریبا همسن و سال یكی از
بچه هایش بودم قبول كرد كه در ازای سفته و گرفتن كارت شناساییام به من ده میلیون تومان بدهد.
دو روز قبل از حادثه، شهناز با من تماس گرفت و گفت باید آهن بخرد و پولی را كه به من قرض داده بود، میخواهد. اما من تمام پولها را خرج كرده بودم. باید او را راضی میكردم تا به من فرصت دهد، با شهناز قرار گذاشتم. روز حادثه به محل قرارمان آمد و سوار خودرویم شد. اما من به جای آنكه به طرف بازار آهن بروم به طرف ساختمان در حال تعمیری رفتم كه كار بنایی آن را
به عهده گرفته بودم.
قتل به خاطر بدهی
مرد جوان گفت: شهناز كه نمیدانست من به كجا میروم بدون هیچ اعتراضی با من همراه شد. تا اینكه مقابل خانه در حال تعمیر نگه داشتم و به بهانه اینكه میخواهم از داخل ساختمان وسیلهای بردارم او را به داخل ساختمان بردم. در آنجا بود كه به شهناز گفتم پولها را خرج كردهام و نمیتوانم بدهی ات را بدهم. اما او میگفت برای خرید وسایل ساختمان به آن نیاز دارد و اگر پول را ندهم مجبور است
سفته هایم را به اجرا بگذارد.
مهدی گفت: از تهدید شهناز خیلی عصبانی شده بودم و از طرفی پولی نداشتم كه به او پرداخت كنم. تصمیم گرفتم او را به قتل برسانم.
به همین دلیل با روسریاش او را خفه كردم. اول تصمیم گرفتم ماجرا را خودكشی جلوه دهم و طنابی را دور گردنش بستم. اما محلی را پیدا نكردم كه بتوانم خودكشی جلوه دهم. در نهایت كف خانه را كندم و جسد را همانجا دفن كردم. بعد هم به خانه شهناز برگشتم و شروع به كار كردم. من
زن میانسال را تنها به دلیل اینكه پولهایش را میخواست به قتل رساندم.
با اعتراف مرد جوان به جنایت، همراه گروه ویژهای از ماموران بررسی صحنه جرم، پزشكی قانونی و تشخیص هویت و كارآگاهان جنایی راهی خانهای شدیم كه جسد در آنجا دفن شده بود. در حفاری از محل مورد نظر مشخص شد متهم برای از بین بردن بوی تعفن مقدار زیادی بتون در محل دفن ریخته است.
در نهایت پس از حدود شش ماه جنازه زن میانسال پیدا و متهم پس از بازسازی صحنه قتل با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد.