printlogo


در مزیت توریست نبودن


محمد كارت بیش از یك دهه است كه در مقام مستندساز در بطن و فیها خالدون آسیب‌ها و نابهنجاری‌های اجتماعی وول می‌خورد. این را از این جهت گفتم كه بدانیم او شناخت كافی و وافی از مساله‌ای دارد كه حالا برایش فیلم ساخته است. این فیلم را كسی می‌تواند بسازد كه با زیر و بم مسائل و نابهنجاری‌های اجتماعی و مسائل حاشیه‌نشینی آشنا باشد و بتواند به خوبی آن را بسازد. فیلم از نظر فرمی با مسائل و مشكلات ریز و درشتی دست و پنجه نرم می‌كند، با این حال اما شناخت و تسلط فیلمساز روی مساله‌ای كه دست گذاشته باعث شده تا حدی این ایرادات كمتر به چشم بیاید و حداقل آن كه مخاطب عمومی‌تر چنان مقهور موضوع و بستر فیلم می‌‎شود كه این اشكالات ممكن است چندان به چشم نیاید. این مدیون شناخت ریز و جزئی كارت از موضوع و سوژه فیلم است. موضوعی كه دستمایه پرداخت سینمایی او قرار گرفته چنان به مانند موم در دستان او نرم و مسلط به بالا و پایین كار است كه به تنهایی می‌تواند بار چند مشاور را به دوش بكشد. این وضعیت را با بسیاری از فیلم‌های اجتماعی سال‌های اخیر سینمای ایران مقایسه كنید كه فیلمساز بدون شناخت كافی و صرفا با پرداختی سطحی نه تنها چیزی به مخاطب اضافه نمی‌كند بلكه نرخ افزایش مصرف ژلوفن را بعد از تماشای فیلم در مخاطب بالا می‌برد. نكته دیگر فیلم آن كه شنای پروانه به دلیل مستعد بودن برای فرامتن‌ها و طعن و كنایه‌های سیاسی و اجتماعی اما با موفقیت از كنار تمام این التهابات گذشته و قصه كلاسیك خود را روایت كرده و در نهایت هم یك فرد عادی‌ برخاسته از متن جامعه را تبدیل به قهرمانی شایسته احترام می‌كند. جمله طلایی آقای كارگردان را نباید در نشست خبری از یاد برد: «سعی كردم نگاه توریستی به پایین شهر نداشته باشم.» بسیاری از آثار تلخ سینمای اجتماعی این سال‌ها بیشتر یك توریست فرهنگی در آسیب‌های اجتماعی‌اند تا یك مصلح اجتماعی!