تلگرافی از جشنواره
هرچه نقش سخت تر باشد برای بازیگر جذاب است. من در جوی بودم كه تعدادی ناشنوا و شنوا وجود داشت و با هم بر سر موضوع فیلم صحبت میكردیم در همین فیلم بود كه متوجه شدم برخی ناشنوایان دوست ندارند كودكان خود را عمل كنند تا بشنوند.
روزی كه محمد كارت به من زنگ زد و طرح اولیه فیلم را با من مطرح کرد پشت تلفن خندیدم. چون فكر كنم اساسا تعریفی از من در سینما وجود دارد كه فرد شق و رقی هستم. اما من نیاز به تحقیقات میدانی نداشتم. من هم مثل محمد از طبقهای آمدم كه نصف دوستانم زیرخاك هستند و برخی دیگر زیر حكم. سعی کردم تهلهجه لاتی را هم رعایت کنم.
وقتی فیلمنامه را نوشتیم به ما گفتند وسیلهای مثل سمعك وجود دارد كه برای كاشت حلزون مناسب است.
من معتقدم پولی كه برای فیلمی هزینه میشود مثل پولی است كه سر سفره میآید و باید پاك و تمیز باشد.
راهحل همه چیز را در خود ما و جامعه میدانم و هیچ انتظاری از هیچ نهاد و ارگانی ندارم. ما بهجای آن كه از دولت و ارگانها توقع داشته باشیم، باید از خودمان شروع كنیم؛ زیرا آنها امتحان خود را پس دادهاند. جامعه ما شامل آدمهایی است كه دورهم جمع شدهاند باید زخمهای كهنه خود را دور بریزیم تا بتوانیم باهم گفتوگو كنیم و دیالوگ شكل بگیرد.