مجلس کفتار کشی ...
حامد عسکری شاعر و نویسنده
غروب بود که رسید . باید زودترها می رسید. ولی نیامد. تلفن هم همراهش نبود که بتوانیم خبر بگیریم. مادرها هم که کلا جیره دلشوره روزانه دارند. 2 بعد از ظهر زنگ زد که دارم راه می افتم سمت بم و گاوگم غروب پیدایش شد. کاری ندارم که دلیل معطلی اش چه بود و آن شب مادرم برای پدرم الکی نگران شده بود، ولی همان شب توی همان جاده خیلیها دلشورهشان الکی نبود. خیلی ها عزیزشان هیچ وقت برنگشت. فردا صبحش خبر آمد که جوانکی به اسم عبدالمالک ریگی با تفنگچیهایش جاده بم -کرمان را با لباس مبدل ایست و بازرسی موقت زده و مسافران را از ماشین پیاده کرده و برده چندمتر آن طرف از یال جاده، چشمهایشان را بسته و همه را به رگبار بسته. خبر را که پدرم شنید، نشست روی پله ای که توی حیاط داشتیم . نشست به گریه کردن . دلیلش قابل حدس بود. چیزی نپرسیدیم . خودش به حرف آمد و گفت: «غروب که توی جاده بودم دیدمشان. سه چهارتا ماشین بودند. داشتند تابلوی ایست بازرسی و کله قندیهای قرمز را میچیدند که کارشان را شروع کنند. قیافههایشان به سپاهیها و ناجاییها نمیخورد. عجیب بود برایم. سرعت کم کردم. کف گیر زد که حرکت کن». دیشب نشستم به تماشای روز صفر. فیلمی که فقط یک خط راجع به آن شنیده بودم. ماجرای دستگیری ریگی ... دیدن این فیلم برای منی که مواجههای نصفه نیمه با قتلهایش داشتم و نزدیک بود دستش به خون پدر من هم آلوده شود ماجرا فرق میکرد و میترسیدم فیلم چیزی باشد که یا به دام وادادگی افتاده باشد یا اسیر شعار زدگی . من منتقد نیستم و شما هم نقد فیلم نمیخوانید. این فقط یک برداشت عاطفی است. روز صفر، فیلم پاکیزه و شریفی است. یک فیلم ملی است که بعد از دیدنش دلت خنک میشود. دوست داری از سینما که میآیی بیرون کف خیابان کفشهایت را در بیاوری و قدم زدن روی خاک وطنت را دوباره تجربه کنی. چقدر این 40 سال از این قصهها داشتیم و داریم و چقدر از این فیلمها نداشتیم و نداریم. جمله معروفی هست که جنگ امروز، جنگ روایتهاست و دریغ که ما به هر علتی از ابراتفاق های این سالها روایتی هنری اصیل دراماتیزه و با اصالت بسیار کم داریم. دریغ تر اینکه سوژه ای ناب و بکر از این دست با بسامد بالا، گاهی دست کسانی میافتد که نه راوی هستند و نه اصول روایت کردن را بلدند و چیزی که اتفاق میافتد، شهادت سوژه است. یعنی سوژه ای بکر شهید میشود و بعدترها هم هرکسی با هرقدر تخصص و ذوق بخواهد همان سوژه را کار کند، نه جذابیتی برای مخاطب دارد، نه صاحب سرمایهای ریسک می کند که برای روایت مجدد پول وسط بگذارد .