معلم بازنشسته پسر معتادش را خفه كرد
معلم بازنشسته كه پسر معتادش را با طناب خفه كرده بود، پس از دستگیری به تشریح جنایتش پرداخت.
به گزارش خبرنگار جنایی جامجم، ساعت 2 و 40 دقیقه بامداد دیروز یكی از ماموران كلانتری خزانه با محمدتقی شعبانی، بازپرس كشیك قتل دادسرای جنایی تهران تماس گرفت و از قتل پسر 28 ساله از سوی پدر 64سالهاش و بازداشت قاتل در حوالی محله خزانه تهران خبر داد. زمانی كه بازپرس جنایی و تیمی از ماموران پلیس آگاهی برای بررسی ماجرا در محل حاضر شدند با خودروی پارك شده در مقابل یك بوستان روبهرو شدند كه پیكر جوانی در آن بود كه با طناب خفه شده بود. آثار درگیری روی بدن مقتول و نیز آثار تخریب و ضربه به در و بدنه خودرو وجود داشت. با تحقیق از ماموران كلانتری معلوم شد فردی به پلیس زنگ زده و گفته كه پدرش مرتكب قتل برادرش شده و آنها با حضور در محل متوجه صحت ماجرا شدند. مرد فرزندكش همراه پسر دیگرش بازداشت و برای تحقیقات تكمیلی به شعبه چهارم بازپرسی دادسرای جنایی تهران منتقل شدند. مرد میانسال به قتل پسر معتادش اعتراف كرد و گفت: پسر دیگرش در این ماجرا نقشی نداشته است.
روزی یک میلیون و 600 هزار تومان هزینه اعتیادش بود
شهرام 64 ساله بعد از تحقیقات در دادسرا در گفتوگویی با جامجم به تشریح این جنایت پرداخت كه در ادامه میخوانید.
پسرت معتاد بود؟
او از شش سال پیش كوكائین مصرف میكرد. وسایل خانه را بههم میریخت، همه را اذیت میكرد. شش بار برای تركش تلاش كردم، اما دوباره اعتیادش را شروع كرد. او در روز چهار بار كوكائین مصرف میكرد و هزینه هر بار مصرفش 400 هزارتومان بود.
از شب جنایت بگو؟
آن شب شهروز و برادرش بیرون رفته بودند و او دور از چشم وی 80 تا قرص خورده و حالش بد بود. ساعت 11 شب پسرم به خانه زنگ زد و گفت كه شهروز حالش بد شده و شیشه ساختمان را شكسته و 300 هزارتومان پول را پاره كرده و در خیابان انداخته است. او را به بهانه حرف زدن درباره ازدواجش با دختر مورد علاقهاش سوار خودرو كرده و سمت جاده چالوس رفتیم.
بعد چه شد؟
شهروز فحاشی كرد و 50 میلیون تومان پول خواست. بعد از خودروی در حال حركت خودش را بیرون انداخت كه زنده ماند. من صندلی عقب نشستم و او جلو نشست. پسر دیگرم ما را سمت اتوبان آزادگان و بعد به محله خزانه برد. شهروز میخواست من و برادرش را با چاقو بزند. عصبانی بودم و با انداختن طناب دور گردنش او را خفه كردم؛ سه بار دور گردنش پیچاندم و به صندلی گره زدم.