الزامات ورود به عملیات روانی علیه دشمن
فناوری رسانه طی چند سال اخیر به شکل عجیبی توسعه یافته است. موجهای خبری از شبکههای غیر رسمی تولید و وارد رسانههای رسمی میشود، در حالی که زمانی رسانههای رسمی، مرجع ورود موجهای خبری به شبکه رسمی بودند.
بنابراین با توجه به فعالیت دشمن علیه کشورمان باید میلیونها نفر آماده حمله و دفاع و ضربه باشند که این به معنی درک شرایط رسانهای عصر حاضر است که یکی از الزامات آن داشتن سواد رسانهای برای تشخیص صحت و سقم اخبار منتشر شده است.
وقتی صحبت از ضرورت حضور میلیونها نفر در عرصه میشود به این معنی است که در جبهه دشمن نیز همین اتفاق افتاده است. کافی است به برخی از واقعیات دنیای رسانه و فضای مجازی نگاهی بیندازیم مثلا یکی از سهامداران عمده توییتر، یک چهره شاخص عربستان است و بخش عمدهای از کاربران توییتر را مردم عربستان تشکیل داده و از آنجا روایتهای غلط و موج خبری علیه ایران مدیریت میشود.
همچنین هر کدام از اعضای سازمان مجاهدین خلق در آلبانی اکانتهایی در توییتر داشته و علیه ایران موجسازی میکنند. پس ما هم باید کاملا منطبق با واقعیت، چنین اقداماتی انجام دهیم تا بتوانیم تولید محتوا البته بهصورت تخصصی و در حوزههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... داشته باشیم.
بنابراین باید خبر، ارزشهای خبری، علوم ارتباطات و مفاهیم مربوط به عملیات روانی را بشناسیم. فردی که خواهان ورود به این جبهه است باید مفاهیم پایه رسانهای و تولید محتوا را بهخوبی بشناسد، زیرا تولید پیام در رسانه های مختلف متفاوت است که همه اینها نیازمند آموزش است.
وقتی جنگ نظامی میشود ارتش کلاسیک از قبل آموزشهای لازم را گذرانده و آماده دفاع است، اما وقتی سیل هجمهها بیشتر میشود باید نیروی مردمی که البته برخی تخصص ندارند آموزش دیده و وارد عرصه شوند. حال آیا در جبهه جنگ نرم آموزش لازم داده میشود؟ چقدر از رسانههای ما آماده آموزش برای مشتاقان در جبهه جنگ نرم هستند؟ آیا ظرفیتهای آنها قادر به پاسخگویی به نیازهای کنونی هست؟
در هر صورت باید جبهه بزرگ رسانهای در فضای رسانهای رسمی شکل بگیرد که البته با این نقطه فاصله بسیاری داریم، اما ظرفیتهایی داریم که اگر درست مدیریت شود میتوانیم در فضای جنگ نرم موفق عمل کنیم.