اعتراف دروغین به قتل پدر
ساسان غلامی / بازپرس دادسرای جنایی تهران
در یك سالی كه گذشت من و همكارانم كه بازپرس جنایی هستیم به پروندههای متعددی درحوزه كاریمان رسیدگی كردیم كه گاهی برخی از آنها بسیار تلخ بود.
اما در میان پروندههایی كه به آن در سال جاری رسیدگی كردم یكی از پروندهها، برایم عجیب بود.
اوایل آبان امسال بود. بعد از تحقیقات از دو زندانی متهم به قتل، آنها به زندان بازگشتند و در حال نوشتن قرار قضایی برایشان بودم كه ماموران پلیس آگاهی پسر 25 سالهای به نام سپهر را در حالی كه دستبند به او زده بودند به دفتر كارم در دادسرا آوردند.
مامور بدرقهاش به من گفت كه این جوان اعتراف كرده كه چند سال قبل با خواهر پرستارش، پدرشان را كشتهاند. هنوز صحت گفتههای او مشخص نبود. بنابراین وقتی در صندلی روبهرویم نشست از او خواستم سیر تا پیاز ماجرا را برایم تعریف كند. متوجه شدم كه او سالها پیش همراه خانوادهاش در مشهد زندگی میكرده و یكی از روزهای پاییز 11 سال پیش بوده كه موقعی كه از مدرسه به خانه بازگشته، متوجه دعوای پدر و مادرش شده و دیده كه پدرش میخواسته مادر را خفه كند، بعد كه مادر كف اتاق افتاده او و خواهرش با پارچه پدر را كشته و مرگ او را خودكشی وانمود كردهاند. جسد دفنشده و مراسم خاكسپاری هم انجام گرفته بود. چند سال پیش مادرشان فوت شده اما عذاب وجدان جنایت با او در این سالها بوده است. میگفت كه خواهرش هم مثل او در این جنایت گناهكار است و خواست كه خواهر پرستارش را نیز بازداشت كنیم. معلوم نبود چقدر ادعای او با واقعیت همخوانی دارد. بعد از چند هفته خواهرش را كه پرستار یكی از بیمارستانهای تهران بود، شناسایی كردیم. این زن به داسرا آمد و از او تحقیق كردم. میگفت برادرش همه را اذیت میكند و گفتههایش دروغ است و حتی گواهی مرگ پدرش كه براثر سكته قلبی بوده را به من نشان داد.
در این باره استعلام كردم كه معلوم شد گواهی اصالت دارد. از پلیس جنایی مشهد هم استعلام كردیم و معلوم شد چنین قتلی رخ نداده است. دیگر مطمئن شدیم مرد جوان دروغ میگوید اما معلوم نبود علت این دروغپردازیهایش چه بود. چند باردیگر از پسر بازداشت شده تحقیق كردم. وقتی فهمید دروغپردازیهایش لو رفته گفت میخواهد واقعیت را بگوید، پدرش به قتل نرسیده بلكه به قصد انتقام از خواهر پرستارش به دروغ مرگ او را ماجرای جنایی جا زده است. وقتی از او درباره انگیزهاش از این انتقامجویی پرسوجو كردم، متوجه شدم كه او در همان سالهای اولیه كه كار میكرده با پولش گوشی و سیمكارت خریده اما خواهرش آن را از وی گرفته و حاضر نشده سیمكارت او را پس دهد. بنابراین تصمیم گرفته كه با این شكایت دروغین از خواهرش انتقام بگیرد و خود و خانوادهاش را به دردسر بیندازد. بعد از اینكه معلوم شد ماجرای جنایتی در كار نبوده است و خواهر مرد جوان هم از او شكایتی ندارد او آزاد شد و قول داد كه دیگر خود و خانوادهاش را این چنین به دردسر نیندازد.