حضور روشنایی در دل تاریکی
یادداشت: بهنوش بختیاری بازیگر
این روزها در کتابهایی که میخوانم، در یادداشتهای صفحههای مجازی که سرکی درشان میکشم، در موسیقیهایی که میشنوم و فیلمها و سریالهایی که به تماشایشان مینشینم، دنبال بخشهایی میگردم که با وضع این روزهای ما قرابتی داشته باشند. دنبال چیزهایی که حس و حال این روز و روزگار ما را به نوعی توصیف کرده باشند حتی اگر سالها پیش از این روزهای ما گفته و نوشته شده باشند. برخی از این بخشها شباهتهایی با درخانهماندنهای ما دارد، اما آن بخش برایم جالب توجهتر است که حالا زمانه ما به آنها معنی داده است. از همین نوع آخری شروع میکنم.
سالها پیش رمان «جان شیفته» رومن رولان را خواندم اما حالا این روزها یک جمله از آن مدام توی سرم میچرخد. میگوید: «برای جانهایی که به هم نزدیکاند، جدایی بزرگترین نعمت است». شاید در زمانهای که رولان این جمله را نوشت و در روزهایی که من این شاهکار ادبیات داستانی را میخواندم این جمله عجیب و غریب به نظر میرسید و چندان منطقی نمینمود. اما حالا ببینید چقدر با اینروزهای ما عجین است و با قرنطینههای خانگی چه معنای تازهای پیدا کرده است. از این جاست که با توجه به همین جمله از رومن رولان میتوان گفت: اگر کسی را دوست داری از او جدا باش.
«هر وقت در دیوار ترکی ایجاد شد، بدان برای حضور روشنایی از درز تاریک دیوار است».
این جمله را هم در سریال «مردگان متحرک» (The Walking Dead) دیدم؛ مجموعهای تلویزیونی که بیش از ده سال است پخش میشود و اخیرا هم سری دهم آن پخش شده است. این جمله هم با اینکه در هر زمانی، امیدبخش است و ما را در قعر تاریکی به امیدواری فرامیخواند، اما این روزها معنایی دیگر پیدا کرده است.
متن مفصلی هم در صفحه شخصی رضا غیاثی خواندم که بخشهایی از آن را برایتان نقل میکنم. این هم، حدیث این روزهای ماست:
«من به قول میدم، دوباره دیوانهوار در یک روز سه بار سینما بریم. من بهت قول میدم دوباره یک کنسرت راک در یک کافه دنج پیدا کنیم و چنان از ته دل «هییو» رو عربده بزنیم که راجر واترز طرفدارمان شود. من بهت قول میدم حالاحالاها، دیگه شب به خونه برنگردیم و تا خود صبح خیابانها رو با صدای پاهامون تزیین کنیم تا صبح شود و حلیم بخوریم و چشمهامون از بیخوابی سرخ شود و ناگهان بگویی: بریم شمال.... من بهت قول میدم ما دوباره قرنطینه خواهیم شد: این دفعه در آغوش هم. فقط لطفا تا اون روز مراقب خودت باش. لطفا تا اون روز درخانه بمان».