مشاور بحرانی نخستوزیر
امید مهدینژاد طنزنویس
پس از کشف اولین مورد ابتلا در یکی از کشورهای تازه استقلالیافته، مسؤولان اجرایی و متولیان امر جلسهای تشکیل دادند که طی آن ضمن بررسی اوضاع، در زمینه مقابله با همهگیری بیماری به تقسیم مسؤولیت و مدیریت بحران بپردازند. در اواسط جلسه وزیر امور غیرمترقبه به نخستوزیر گفت: یکی از پژوهشگران دانشبنیان که سالهاست در زمینه امور پژوهشی به فعالیتهای سازنده مشغول است، طی یک گفتوگوی تلفنی عنوان کرده است که به موثرترین راه پیشگیری از بیماری و نیز درمان قطعی آن دست پیدا کرده است، اما آن را تنها با نخستوزیر در میان خواهد گذاشت. نخستوزیر پس از شنیدن این خبر دستور داد شخص پژوهشگر را به جلسه دعوت کنند تا نتایج تحقیقات خود را با وی در میان بگذارد. شخص پژوهشگر در جلسه حاضر شد و طی سخنان مبسوطی که ایراد کرد گفت: روشهایی که ما به آنها دست یافتهایم حاصل چندینهزار نفر ساعت کار تحقیقاتی و میدانی است و برای آن هزینه زیادی شده است و حاضریم در صورت تامین این هزینه آن را در اختیار دولت بگذاریم. نخستوزیر گفت: چقدر هزینه برده است؟ شخص پژوهشگر گفت: ده میلیون دلار. نخستوزیر به وزیر بانک مرکزی دستور داد این مبلغ را به شخص پژوهشگر بپردازند. شخص پژوهشگر ضمن تشکر صندلی خود را برداشت و کنار صندلی نخستوزیر گذاشت و از نخستوزیر اجازه خواست تا با رعایت پروتکلهای بهداشتی درِ گوش وی چیزی بگوید. سپس درِ گوش وی گفت: جناب نخستوزیر، ما به نتیجهای نرسیدهایم. در واقع تحقیقاتی نکردهایم. نخستوزیر گفت: وا. پس پول چی را میخواهی بگیری؟ شخص پژوهشگر گفت: پولِ این را که شما اکنون میتوانید تصمیمات خود را در مورد ایمنی گلهای و فلهای و فاصلهگذاری و فاصلهنگذاری اجتماعی و چرخش چرخهای اقتصاد و سلامت و سایر چرخها را اجرایی فرمایید و سایرین چنین بپندارند که تصمیمات شما پایه و مایه علمی دارد و مبتنی بر چندینهزار نفر ساعت کار تحقیقاتی و میدانی است که برای آن هزینه زیادی شده است. جالب نیست؟ نخستوزیر پس از شنیدن این سخنانِ درگوشی دقایقی تفکر کرد و سپس شخص پژوهشگر را بهعنوان مشاور بهداشتی ـ درمانی ـ اقتصادی ـ بحرانی خود منصوب نمود تا با بهرهگیری از نظرات داهیانه وی به مدیریت بحران بپردازد.