چرا هویت برخی افراد در فضای مجازی تغییر میکند؟
چند «مَن » هویت مجازی!
«حساب کاربریام را در توییتر تازه راهانداخته بودم و فعالیت میکردم. ناسلامتی خبرنگار بودم و جمع خبرنگارها در این شبکه اجتماعی آبی رنگ جمع است. همکاران و دوستان قدیم و جدید را پیدا کردم و دیگر همدیگر را فالو کرده بودیم. همکار نزدیکم از فعالهای توییتر بود، روزی بیشتر از ۱۵ توییت مینوشت که به جز تعدادی که شامل روزمرگینویسی بود، بقیه اظهار نظر درباره اخبار و اتفاقهای جامعه بود. توییتهایش هر روز روی مخم میرفت، حس میکردم دیگر نمیشناسمش و یک روز صدایم درآمد! به او گفتم اگر قبل از همکاری در دنیای واقعی، در فضای مجازی میشناختمتان، هرگز حاضر نبودم همکار باشیم!»
این اتفاق همان هویت مجازی است که خیلی از ما آگاهانه یا ناآگاهانه برای خودمان ساختهایم، این مورد اصلا ربطی به حسابهایی با نام جعلی ندارد، ما میتوانیم با نام و تصویر خودمان عضو این شبکهها باشیم، اما در هر کدام کاراکتری جدا و متفاوت را به نمایش بگذاریم که احتمالا از آن خوشمان میآید، گاهی کاراکتری داریم که موفقیتهای نداشتهمان در دنیای واقعی را به دوش میکشد، گاهی در عین تنهایی، از خنده و شادی پست بنویسیم و حتی گاهی با وجود خوب بودن حالمان، نقابی از افسردگی بر چهره مجازیمان بزنیم تا حس ترحم دیگران را برانگیزیم! هویت مجازی را همهمان داریم، فقط کافی است کمی حواسمان به برخوردها و حرفهایمان در فضای مجازی باشد تا ببینیم چقدر این هویت تازه ساخته شده توسط دست خودمان به همان خود واقعیمان شباهت دارد! اما چرا هویت افراد در شبکههای مجازی تغییر میکند؟ در این گزارش پای صحبت یک کارشناس رسانه و یک جامعه شناس نشستهایم و از آنها درباره همین هویت مجازی که در بسیاری موارد به شکل پرخاشگر بروز میکند، پرسیدهایم.
چرا هویت مجازی
میتواند خوب باشد؟
هویت مجازی خوبیهایی دارد، هرچند که همیشه مرز باریکی در شیوه استفاده از خوبیهای یک موضوع وجود دارد که میتواند آن را کاملا منفی کند. با اینحال «آزادی انتخاب» یکی از ویژگیهای مثبت هویت مجازی است، به این معنی که فرد میتواند از بین تمامی ویژگیهای شخصیتی خودش، چیزی را که دوست دارد به نمایش بگذارد. در فضای مجازی انتخاب اسم، تصویر پروفایل، حلقه دوستان و مهمتر از بازتاب رفتاری و شخصیتی فرد بدون نظارت اجتماعی اتفاق میافتد و در نهایت هر فرد میتواند یک نمونه آرمانی از خودش را نمایش بگذارد. در ادامه «احساس آزادی بیان» ویژگی دیگر این هویت مجازی است که بسیاری از محدودیتهای اجتماعی مانعی برای اظهار نظرهای افراد نمیشود.
هویت مجازی بد است چون...!
در فضای مجازی افراد همه وجوه شخصیتی خودشان را به نمایش نمیگذارند، به این دلیل که اساسا این فضا بخشهایی از هویت را طلب میکند که نیازی به تایید گرفتن از دیگر بخشهای جامعه ندارد و همین نمایش دادن کافی است. برای مثال در شبکه اجتماعی اینستاگرام که مبتنی بر عکس است و تصویری بودن هویتها اهمیت دارد، پس ویژگی زیبایی در صدر نمایش قرار میگیرد. این زیبایی میتواند در چهره افراد، محیط اطراف، داراییها و فعالیتهایی باشد که زیبایی بصری دارد و نباید فراموش کنیم که در این تصویری شدن همیشه اغراق وجود دارد و افراد نه تنها بخشهای زیادی از هویت واقعی خود را کتمان میکنند، بلکه آنچیزی را هم که به تصویر میکشند، تنها زیبایی محض است.
این آدم مجازیها
درست است که برخی از افراد از روی بیکاری در اینستاگرام میچرخند و حضور در جنجالها انرژی آنها را تخلیه میکند، اما حقیقت تلخ ماجرا شاید این باشد که ما خود واقعیمان را فراموش کردیم، به فضای مجازی پناه بردیم و خودمان هم مقصر این اوضاع و أحوال هستیم. ماهایی که حتی تبریکها و تسلیت هایمان هم مجازی شده و حضور در این فضا بخش عظیمی از زندگی واقعیمان است و شبکههای اجتماعی شاید بستر مناسبی باشد که انرژیهای تخلیه نشدهمان را بر سرش بریزیم. فحش بدهیم، دعوا کنیم، خود را به دیگر اشخاص معرفی کنیم و گاهی آنچیزی را به رخ بکشیم که دلمان میخواسته باشیم!
چرا اینطور پیش رفت؟
ماجرا اما فقط به اینها محدود نمیشود، حملات مجازی و تبدیل شدن شبکههای اجتماعی به رینگ بوکس برای فحشکاری از نمونههای فعالیت با همین هویت مجازی افراد است. فرقی نمیکند در صفحه شخصی خودشان کسی را خطاب دهند یا زیر پستهای آدمهای معروف دعوا کنند، آنها از اینکه خودشان را به رخ بکشند لذت میبرند و این دیده شدن حتی به قیمت به نمایش گذاشتن خصایصی که اصلا ندارند، هم اتفاق میافتد.
هویت دهی مجازی
دکتر علیرضا آرمان، پژوهشگر و کارشناس رسانه، در باره اینکه چرا هویت افراد در فضای مجازی و واقعی متفاوت است، میگوید: « حقیقت ماجرا این است که فضای مجازی هم درست مانند دنیای واقعی که در آن زندگی میکنیم، قوانین خاص خود را دارد اما خیلی از افراد به دلیل هزاران دلیل روان شناسی و جامعه شناسی به آن پایبند نیستند. از همین رو شخصی میتواند با حسابهای کاربری مختلف در قالب هویتهای متفاوتی ظاهر شود؛ بدون آنكه كسی او را بشناسد. به این ترتیب این فرد همانگونه كه از فضای حقیقی یعنی خانواده و دوستان و ...تاثیر میپذیرد، از فضای مجازی نیز تاثیر پذیر میشود. نکته دیگر این است که آن فرد هویت دوم و سوم و چهارم خودش را بیشتر از خود واقعی اش دوست دارد. یعنی هویتی که فضای مجازی به او داده، به دلایلی برایش از هویت فعلی خودش جذاب تر است و دوست دارد مردم او را با همان هویت بشناسند، نه چیزی که واقعا هست که این مساله مشخصا ریشه در برخی ناکامیهایش دارد. »
محلی برای تخلیه انرژی
دکتر منصوره امانی، جامعه شناس هم فحاشی و بددهنیهای فضای مجازی را اینطور ارزیابی میکند: « بسیاری از کاربران اینستاگرام و دیگر شبکههای اجتماعی، جوان هستند. برخی از آنها فکر میکنند که شخصیت انسانها در فضای مجازی شکسته میشود. یعنی با این فرض که کسی آنها را نمیشناسد، میتوانند در قالب فحش دادن تخلیه انرژی کنند. اتفاقی که آن را کم هم نمیبینیم. نکته دیگر این است که فرد در شبکههای مجازی به دیگران احساس نزدیکی بیشتری میکند. باید گفت که هویت اصلی ما همان هویت مجازیمان است و هیچ فرقی بین آنها نیست. فحش دادن در فضای مجازی هیچ چیز را حل نمیکند و نتیجهاش این است که ابتدا در اینستاگرام فحش میدهیم و ساعتی بعد برای ماشینی که برای پیچیدن به سمت راست راهنما نزده است، از قفل فرمان استفاده میکنیم! باید کمی به دنیای واقعی برگردیم و راهکارهای بهتری برای تخلیه انرژی پیدا کنیم.»