printlogo


ربودن پیرمرد برای اخاذی از پسرش

چهار مرد مامور‌نما كه در جریان طلب پانصد میلیون تومانی از مردی، پدر 70 ساله او را به گروگان گرفته بودند، بعد از ناكامی در گروگانگیری، پیرمرد را رها كردند.
به گزارش خبرنگار جنایی جام‌جم، عصر چهاردهم اردیبهشت امسال، مرد 70 ساله‌ای برای خرید از خانه‌اش در شمال تهران بیرون رفت و بازنگشت و تلفن همراهش خاموش شد. خانواده‌اش همه جا را جست‌وجو كردند، اما ردی از او به دست نیامد تا این‌كه روز بعد مردی تلفنی با پسر مرد گمشده تماس گرفت و ادعا كرد كه پدرش را ربوده‌اند و باید در برابر آزادی او 500 میلیون تومان بپردازد و درروزهای بعد شماره حسابی كه باید پول به آن واریز شود را به وی می‌دهد. او باورش نمی‌شد پدرش ربوده شده تا این‌كه مرد 70 ساله با پسرش تلفنی حرف زد و گفت افرادی وی را ربوده و از تهران خارج كرده‌اند اگر پول را به آنها نپردازد آدم‌رباها جان وی را می‌گیرند. پسر جوان در ادامه با حضور نزد عظیم سهرابی، بازپرس شعبه نهم دادسرای جنایی تهران خواستار نجات پدرش از اسارتگاه آدم‌رباها شد. پرونده در دستور كار ماموران اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. با تحقیق از پسر خانواده معلوم شد كه پدرش با كسی اختلاف و دشمنی نداشته، اما شاكی كالا و اموال از مرز می‌آورده و می‌فروخته و طلبكارانی داشته و احتمال می‌دهد این آدم‌ربایی از سوی آنها رخ داده باشد.
ماموران تحقیقات را روی طلبكاران شاكی پرونده متمركز كردند كه فهمیدند یكی از آنها وی را پیش از این تهدید كرده است. این مرد به نام بهرام به‌عنوان تنها مظنون پرونده بازداشت شد و گفت كه از شاكی پرونده طلب میلیونی دارد، اما نمی‌داند چه كسی پدر او را ربوده است.
جست‌وجوها ادامه داشت تا این‌كه ماموران عصر چهارشنبه هفدهم اردیبهشت امسال از طریق شاكی پی‌بردند كه گروگان‌ها پدرش را با چشمان و دستان و پاهای بسته در یكی از شهرهای غربی كشور رها كرده‌اند و در اخاذی 500 میلیون تومانی ناكام مانده‌اند. دو روز پیش با بهتر شدن حال گروگان نجات یافته او مورد تحقیقات قضایی قرار گرفت و گفت: عصر چهاردهم اردیبهشت برای خرید از خانه بیرون رفتم و بعد از خرید پیاده در حال بازگشت به خانه بودم كه یک پژو مقابلم توقف كرد. سه سرنشین آن به سمتم آمده و با معرفی خود به عنوان پلیس مدعی شدند باید برای رسیدگی به شكایتی همراه آنها بروم.
 وی افزود: دست‌ها و پاهایم را با پارچه بستند و چشم‌بندی هم به چشمانم زدند و به زور مرا داخل خودرو انداختند. ساعاتی طولانی راننده حركت می‌كرد و از این وضع خسته شده بودم. هر چه گفتم پس چرا به اداره پلیس نمی‌رسیم توجهی نكردند. همانجا بود كه متوجه شدم آنها پلیس واقعی نیستند و آدم‌ربا هستند. ساعتی خودرو متوقف شد و از روی صدای پرندگان متوجه شدم كه آنجا باید یك باغ باشد. بعد مرا با همان حال وارد خانه‌ای در آنجا كردند. مدام می‌گفتند كه باید پسرت به ما 500 میلیون تومان طلبمان را بپردازد در غیر این صورت جان تو را می‌گیریم. آنها ابتدا خودشان با پسرم حرف زدند و بعد از من خواستند با او تلفنی حرف بزنم و بخواهم كه هر چه زودتر پول را بپردازد تا زنده بمانم. دو شبانه‌روز گروگان آنها بودم. آدم‌رباها وقتی متوجه شدند كه همدستشان بازداشت شده ترسیدند و مرا با چشمان و دستان و پاهای بسته از خانه باغ روستایی بیرون آورده و در محله‌ای رهایم كردند.
 با توجه به گفته‌های گروگان نجات یافته ماموران دوباره به تحقیق از تنها مظنون پرونده پرداختند كه او در جریان تحقیقات سكوت خود را دیروز شكست و گفت: من در ماجرای آدم‌ربایی نقشی نداشتم و طلبكار پسر مرد ربوده شده بودم. اما این آدم‌ربایی را دیگر طلبكاران كه پول بیشتری از آن مرد می‌خواستند رقم زدند. او را ربودند و به خانه باغ روستایی در یكی از شهرهای غربی كشور منتقل كرده و چند روزی وی را به گروگان گرفتند. قرار بود كه بعد از این آدم‌ربایی و اخاذی 500 میلیون تومانی گروگان را آزاد و سهم طلب مرا هم بدهند، اما روز سوم گروگانگیری آنها متوجه شدند كه ماجرا لو رفته و من بازداشت شده‌ام ترسیدند و با ناكامی در این اخاذی، گروگان را رها كرده و متواری شدند.
این مرد كه در برابر اتهام مشاركت در آدم‌ربایی قرار گرفته بود روانه بازداشتگاه پلیس آگاهی شد و جست‌وجوها برای دستگیری سه همدست فراری او در ماجرای این آدم‌ربایی ادامه دارد.