اولین جشنواره رادیو
تیتر یك صفحه رسانه امروز اختصاص دارد به نخستین جشنواره رادیو كه در تاریخ 20 اردیبهشت سال 79 در زیبا كنار برگزار شد. دكتر لاریجانی، رئیس وقت سازمان صدا و سیما در این اختتامیه با اشاره به انبوه شبكههای رادیویی در آمریكا و چین گفت: «نمیتوانیم افراد جامعه را در یك قالب ببینیم. ما باید سلایق و علایق ذهنی و فكری آنها را بشناسیم و سمت تكثرگرایی در سطح ملی حركت كنیم... رادیو باید جاندار باشد و ما نمیتوانیم به صرف تعرض بعضی افراد از حیاتمان بگذریم.باید جاندار باشید و در برابر حرفهای بیحساب، عكسالعمل فوری نشان دهید.» ( صفحه 3)
چالشهای خصوصیسازی
20 سال قبل هم مثل امروز مساله خصوصیسازی با چالشهای زیادی روبهرو بود. صفحه اقتصاد نگاهی دارد به این چالشها و در بخشی از گزارش خود نوشته: « اگر روند خصوصیسازی در كشور مانند قبل باشد بیش از 400 سال زمان برای واگذاری كامل لازم است. چنانچه تجربههای ناموفق خصوصیسازی نیز نشان میدهد شاید در كشور م با توجه به گریز بخش خصوصی از مشاركت در تغییر ساختار اقتصادی به دلیل عدم اطمینان به سیاستهای دولت و نبود یك بورس كارآمد و فقدان فعالیت رقابتی بانكها، افزایش كارایی مدیریت و تخصصی كردن آن در شركتهای تحت پوشش دولتی، بتواند راهی گریزناپذیر برای افزایش كارایی بنگاههای دولتی باشد.» (صفحه 4)
شمس و جلال در قله دماوند
« ما با جلال ورزش را به عنوان چیزی كه به آن ببالیم، پیش رو نداشتیم. با او 20 بار به قله توچال رفتم و دو بار به قله دماوند. آنجا حتی نزدیك بود از تراكم گازهای سمی و گوگردی قله خفه شویم. البته جلال در یادداشتهایش اشارهای به كوهنوردی نكرده است. من فكر میكنم امروز به ورزش میبالند. ورزش تن را سالم میكند. عقل را هم سالم میكند اما هر چه هست، آن روزها بین ما سخنی از مدال و مفاخره و جایزه نبود. به خودمان شلاق میزدیم. با جلال از ماهان تا زابل پیاده رفتیم. تقریبا عرض كویر را پیاده رفتیم بدون ماشین و با كولهپشتی...»
بخشی از خاطرات شمس آلاحمد از برادرش جلال ( صفحه 6)
به خاطر یك استكان چای
سارق حرفهای با شگردی خاص موتورسیكلت هوندای یك مسافركش را به سرقت برد.
این مالباخته به جامجم گفت: چند روز قبل در میدان امام خمینی منتظر مسافر بودم كه حول و حوش ساعت 9 و 30 دقیقه مرد جوانی با یك كیف سامسونت و قیافهای مرتب به من مراجعه كرد تا او را به میدان فردوسی ببرم. وقتی به میدان رسیدیم او به من پیشنهاد داد در ازای ده هزار تومان كرایه او را تا خیابان فرشته ببرم... در مسیر قیمت موتورم را پرسید و ابزار تمایل كرد كه آن را بخرد تا اینكه به خیابان فرشته رسیدیم و او گفت جلوی یك ساختمان چندطبقه توقف كنم، پیاده شد و گفت چند لحظه صبر كن تا برگردم. رفت و چند دقیقه بعد با چای و قند برگشت و گفت تا این را بخوری من با موتور دوری بزنم و برگردم، یك ساعتی همانجا منتظر ماندم اما او برنگشت... ( صفحه 10 )
كارهای جدید اسماعیلخانی
جمشید اسماعیلخانی كه در سریال كتجادویی در نقش قاپوچی بازی كرده بود درباره كارهای جدیدش به جامجم گفت: «در چند قسمت از سریال خانه ما به كارگردانی مسعود كرامتی بازی كردهام كه از یكشنبهشبها از شبكه سه پخش میشود.در فیلم سینمایی فوتبالیستها به كارگردانی علیاكبر ثقفی در نقش پنچرگیری بازی كردهام. در فیلم مردبارانی هم بازی كردهام كه بهزودی اكران میشود. (صفحه 12)