كلاس داستان
روایت بدون راوی
فاطمه سلیمانی / داستاننویس
پیش از این درباره زاویه دید و راوی سخن گفتهایم. اما آیا میشود كه یك كتاب راوی نداشته باشد و داستان بدون راوی پیش برود؟ بله این امكان وجود دارد. زمانی كه از یك زاویه دید خاص استفاده شود. «مرسده كسروی» در كتاب «نفر هفتم» از این روش استفاده كرده است.
یك مرد تنها بر اثر مسمومیت از دنیا رفته و عدهای مظنون به قتل تحت بازجویی هستند. افرادی كه تقریبا همه به یك اندازه متهم هستند. هر كدام در موقعیتی بوده كه احتمال ارتكاب جرم را داشته. ولی پایان ماجرا غیرقابل حدس است. یك ایده به ظاهر تكراری. مخصوصا در حوزه فیلم و سریال. اما مرسده كسروی در كسوت نویسنده، برای نیفتادن در دام كلیشه و تكرار، تمهید ویژهای به خرج داده. كسروی برای روایت داستانش از فرم ویژه و كمتر استفاده شدهای استفاده كرده. گفتوگو نویسی. مخاطب از همان ابتدا با دیالوگها وارد فضای داستان میشود یا بهتر این است كه بگوییم به دنیای كتاب پرتاب میشود.
هر فصل مربوط به بازجویی یكی از این ششنفر است. بدون هیچ توضیح اضافهای. بازپرس میپرسد و مظنونین پاسخ میدهند. در این پرسش و پاسخهاست كه خواننده وارد فضای زندگی تكتك این افراد میشود و بهجز داستان اصلی قتل، غرق در فضای داستانهای فرعی میشود. همین داستانهای گاه به ظاهر بیاهمیت كه كمكم گره ماجرا را باز میكنند و پرده از روی تاریكیها برمیدارند. بازپرس از زندگی خصوصیشان میپرسد و از رابطهشان با بقیه افراد تا به شب حادثه میرسد.
اما روند بازپرسی در درجه دوم اهمیت است. نكته اصلی بیواسطه تعریف كردن داستان است. فقط گفتو شنود. گفت و شنودهایی كه در خلال داستانها با فرمهای مختلف میبینیم با شیوههای متفاوت به نمایش گذاشته میشوند. یا با خط تیرههای پیدرپی. یا با استفاده از عبارت «گفت» یا كلماتی مشابه. كسروی در این كتاب به جای اینكه بنویسد «بازپرس گفت» یا مثلا «پری جواب داد» گفتها را حذف كرده و فقط نوشته «بازپرس:» خط بعد صحبتهای بازپرس. یا مثلا «وحید:» و خط بعد صحبتهای وحید.
« بازپرس:
ـ من گفتم مشخصات؟ یا مدرك تحصیلی؟
پری:
ـ نه، ولی من متوجه منظورتان نشدم هنوز.»
همانطور كه اول هر فصل اسم شخصیتی كه تحت بازجویی قرار گرفته است را نوشته. با توجه به اینكه صحبتهای بازپرس و متهمان بهراحتی قابل تفكیك هستند شاید نیازی به این مشخص كردن گوینده هرجمله نبود؛ اما در صورتی كه با یك داستان كوتاه طرف بودیم. خواندن یك داستان بلند كه فقط با خط تیره روایت شده شاید مخاطبِ كمتر كتابخوان را دچار سردرگمی كند. حتی گاهی ممكن است مخاطب در میانه داستان اسم شخصیت مورد نظر را فراموش كند.
در نهایت پایان داستان طوری رقم خورده كه گویا در حال خواندن یك پرونده قتل هستیم.