یادداشتی با موضوع تغییر شرایط برنامهسازی در تلویزیون
وقتی مناسبات برنامهسازی متحول میشود...
مهدی صالح پور روزنامهنگار
درحال حاضر شناخت ارتباط بین مجری، تهیهکننده، کارگردان، نویسنده و طراح برنامههای تلویزیونی در ایران، یکی از سختترین کارهای دنیاست!در اغلب برنامههای تلویزیونی معتبر بینالمللی، عنوان Creator (خالق) وجود دارد که به زبان ساده به عنوان «طراح» برنامه شناخته میشود و برنامه نه تنها صرفا
به واسطه اجرا که به واسطه جمیع فعالیتها به نام او شناخته میشود.
اما این عنوان در ایران یا وجود ندارد یا به صورت غیررسمی در برخی برنامهها مطرح میشود. از جمله به محمدرضا شهیدیفر برای برنامه پارک ملت،عادل فردوسیپور برای برنامه نود یا رامبد جوان برای برنامه خندوانه. در بسیاری از موارد به اشتباه، برنامه فقط با مجری یا با تهیهکننده و گاهی فقط با کارگردانش شناخته میشود.
اگر از تعریف جدید تهیهکنندگی در برخی برنامهها بگذریم که در آنها تهیهکننده به فردی گفته میشود که ارتباط خوبی با حامیان مالی دارد و صرفا امورات مربوط به مسائل مالی را رتقوفتق میکند در تعریف سنتی، این تهیهکننده برنامه است که به عنوان برنامهسازِ اصلی شناخته میشود و باید نسبت به محتوا، اجرا، کارگردانی، مسائل مالی و حتی فنی اشراف داشته باشد و در نهایت پاسخگوی آنچه روی آنتن میرود، باشد.
با این تعریف،میتوان نزدیکترین عنوان معادلِ «خالق» در برنامههای تلویزیونی را در ایران«تهیهکننده» دانست.
مجریان فعلی تلویزیون در حال حاضر به
دو دسته تقسیم میشوند؛ دسته اول مجریانی هستند که به نوعی صرفا ایدههای گروه برنامهساز (شامل تهیهکننده، کارگردان، نویسنده و...) را
اجرا میکنند و دسته دوم مجریانی هستند که خود مدعی برنامهسازیاند، صاحب ایده و طرحند و نمیخواهند فقط اجرا کننده ایدههای دیگران باشند.
در غیاب فعالیت تهیهکنندگان باسابقه و مطرح، مجریان دغدغهمند برای اینکه بتوانند به بهترین شکل ممکن، ایدههای خود را اجرایی کنند، دو راه پیشرو دارند. یا برای تامین هزینه اجرای ایدهشان باید تن به تعامل با تهیهکنندگان ناکاربلدی بدهند که از طریق حامیان مالی، هزینه ساخت برنامه را تامین میکنند یا باید دردسرهای تهیهکنندگی را به جان بخرند و به عنوان تهیهکننده به فعالیت بپردازند.
این روزها، برتعداد مجریانی که دردسرهای تهیهکنندگی را به جان میخرند، افزوده میشود. این مجریان به صورت رسمی به عنوان تهیهکننده–مجری مشغول ساخت برنامههای تلویزیونی هستند و آنها را میتوان به نوعی نسل جدید Creator یا خالق برنامهها در مناسبات برنامهسازی در ایران دانست.
این افراد،علاوه بر مهارت در فن بیان و گویندگی، صاحب ایدههای جذابی هستند که میتوانند ایدههای خود را به برنامههای تلویزیونی پرمخاطب تبدیل کنند. از جمله رضا رشیدپور در «حالاخورشید» یا احسان علیخانی در «عصر جدید.» اصولاً هم مدل برنامهسازی، بهاصطلاح بهتر جواب میدهد، چرا که مجری در نقش خالق برنامه، آنچه در ذهن خود دارد را میتواند با آزادی عمل بیشتری روی آنتن ببرد.
این مدل برنامهسازی، نیازمند چارت سازمانی جدیدی است. دیگر مجری نباید دغدغه برخی مسائل اجرایی را داشته باشد یا نباید دغدغه مسائل فنی او را از کار اصلی خود باز دارد.در این سبک نوین برنامهسازی،یک تهیهکننده اجرایی (که در فضای فعلی برنامهسازی ما کمتر مورد توجه است و بار اصلی مسائل اجرایی را بر دوش میکشد)،یک کارگردان هنری و یک سردبیر میتوانند در تعامل با سازنده اصلی برنامه (یا همان مجری-تهیهکننده)در جهت بالا بردن کیفیت برنامه تلاش کنند.
تلویزیون نیازمند تغییر نگاه به پروسه برنامهسازی و تربیت نیروهای جدید است. حالا باید در کنار بها دادن به مجریانی که دغدغه برنامهسازی دارند، افرادی برای عناوین تهیهکننده اجرایی، کارگردان هنری و سردبیر تربیت شوند تا بتوانند به عنوان مکمل در کنار مجریان برنامهساز، خروجی برنامهها را ارتقا ببخشند. عناوینی که
جای خالیشان در سرفصلهای دروس تهیهکنندگی تلویزیون در دانشگاه صداوسیما خالی است.