printlogo


بررسی مجری- تهیه‌کننده‌های تلویزیون همراه با جبار آذین منتقد فرهنگی
کار را باید به کاردان سپرد
زهرا دمزآبادی / خبرنگار

موضوع این پرونده قاب کوچک روند تهیه‌کننده شدن مجریان صداوسیماست.  این ماجرا فارغ از یک پدیده و رویکرد نه چندان جدید، مسئله‌ای است که در اکثر اوقات تاثیرات ناپیدایی دارد. 
به  همین خاطر و برای بررسی کلان‌تر این موضوع سراغ جبار آذین رفتیم تا توسط این منتقد و کارشناس رسانه  اثرات این پدیده‌ را بررسی کنیم و کنارش به ریشه‌یابی ماجرا  بپردازیم.
 در ابتدا درباره ویژگی‌های یک برنامه‌ساز موفق در رسانه ملی و معیارهای هرچه مخاطب‌پسندتر شدن برنامه‌ها بگویید؟
یکی از عوامل و عناصر مهم، تاثیرگذار و تعیین‌کننده در صداوسیما، بخشی است تحت عنوان برنامه‌سازی که این بخش متشکل از افراد کاربلد، متخصص و کارشناس در امور رسانه بوده که با تسلط بر شناخت درست از ویژگی‌های فرهنگی و سلیقه مخاطب به‌وجود آمده است. برنامه‌سازان باید در راستای اهداف این سازمان برای تولید برنامه‌های بهینه و مناسب فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی، گام‌های تحول‌آفرین و همسو با واقعیت‌های رو به تکامل جامعه بردارند. کسانی که در این عرصه فعالند عموما شخصیت‌هایی دارای دانش و تخصص در زمینه برنامه‌سازی 
دارند.
 به نظر شما در حال حاضر وضعیت کاری این برنامه‌سازان به چه صورت است و دلیل کم‌کاری تعدادی از آنها چیست؟
برنامه‌سازان افزون بر داشتن دانش و تخصص باید تعهد اجتماعی، اخلاقی در جهت اجرا کردن اهداف فرهنگی صداوسیما داشته باشند. مهم‌ترین عنصری که این گروه باید مدنظر قرار دهند نوآوری و خلاقیت است. متاسفانه تعداد کثیری از برنامه‌سازان تلویزیون در سال‌های اخیر دچار کم‌کاری شده‌اند که کم‌کاری این گروه دو علت مشخص دارد؛ استفاده کم و ضعیف  برخی مدیرها از آنها و مشغول شدن بخشی از برنامه‌سازان در فضايی به جز فضای صداوسیما که خود این اتفاق، حاصل نوعی نگاه در تلویزیون است که با ورود اسپانسرها(حامیان مالی) در تلویزیون و استفاده از برنامه‌های ماهواره‌ای خارجی رقم خورده است. در واقع برخی از مدیران به جای تکیه بر توانایی برنامه‌سازان وطنی و تشویق آنها به تولید برنامه‌های مناسب اجتماعی، گروه‌هایی از برنامه‌سازان داخلی را به تماشای برنامه‌های ماهواره‌ای تشویق و ترغیب کرده تا براساس آنها ایرانیزه شدن آن برنامه‌ها را در تلویزیون به اجرا درآوردند.
 در حال حاضر شاهد کپی‌برداری‌های متعدد برنامه‌ها از یکدیگر هستیم؛ این کپی‌برداری‌  نشأت گرفته از چیست و چگونه می‌شود آنها را کنترل کرد؟
این کپی‌برداری‌هایی که می‌بینیم باعث بیکار شدن تعداد زیادی از برنامه‌سازان ما شده است! چرا این برنامه‌‌سازان باید به‌دلیل سودآوری برخی برنامه‌های مشترک تلویزیون با اسپانسرها، بسوزند؟ به عبارتی؛ تلویزیون می‌تواند به جای استفاده از کسانی که در زمینه برنامه‌سازی صاحب تخصص و تبحر نیستند و پیشتر به عنوان مجری، بازیگر یا مشاغل دیگری شهرت یافته‌اند، روی خود برنامه‌سازان تلویزیون که تعداد آنها کم هم نیست سرمایه‌گذاری درست و هدف‌دار داشته باشد و با برنامه‌ریزی خوب و تشویق درست برنامه‌سازان تلویزیون را در مسیر تعالی و رشد 
قرار  دهد.
 یک تهیه کننده باید  بسیاری از مسائل کلان اعم از مسائل فرهنگی، اجتماعی و ... را برای ساخت برنامه‌اش سرلوحه کار خود قرار دهد، این که بسیاری از مجری‌های ما سراغ برنامه‌سازی می‌روند، 
چه میزان می‌تواند حرکت مثبت یا منفی برای صداوسیما باشد؟
تلویزیون به عنوان یکی از پرچمداران اصلی فرهنگ در کشور، باید تمامی تولیدات خود را بر مبنای توجه به فرهنگ، تولید و ارائه کند. درست است که با استفاده از اسپانسرها و سرمایه‌ها باید به بخش اقتصادی هم توجه شود؛ اما این توجه نباید به سلطه سرمایه‌سالاری به جای فرهنگ‌سالاری در تلویزیون منجر شود. برنامه‌سازی یک تخصص است و کار هرکسی نیست که بخواهد یا بتواند از طریق رابطه یا شهرت برنامه‌ساز شود. در نتیجه حضور مجریان وعوامل دیگر هنری به حیطه برنامه‌سازی نمی‌تواند کار درست باشد و باید کار را به کاردانش سپرد.
 به‌طور مثال؛ می‌توان گفت مجری‌ای مانند احسان علیخانی علاوه بر موفقیت در حوزه مجری‌گری، در حوزه برنامه‌سازی هم به‌خوبی ظاهر شده و با تسلط بر مسائل جامعه و علاقه مخاطب، توانسته در حوزه تهیه کنندگی هم حرفی برای گفتن داشته باشد؛ در مقابل نیز مجری‌هایی داریم که با ورود به حوزه برنامه‌سازی و نداشتن تخصص کافی به‌طور کل از این حوزه کنار گذاشته شدند. این موفقیت و این عدم‌موفقیت از کجا نشأت می‌گیرد؟
وقتی مجری شناخته شده‌ای مانند احسان علیخانی بر اثر تجربه صاحب نگاه تخصصی در زمینه برنامه‌سازی در تلویزیون می‌شود و نگاه و سلیقه مخاطب را می‌شناسد؛ با استفاده از سرمایه دیگران و تلویزیون، می‌تواند در مسیر سلیقه مخاطب حرکت کند، اما بسیاری از افراد نه در زمینه مجری‌گری موفق هستند و نه در برنامه‌سازی حرفی برای گفتن دارند و به همین دلیل نه در مجری‌گری می‌توانند به توفیق برسند و نه در برنامه‌سازی موفق عمل می‌کنند. دلیل موفق بودن نمونه‌های اندکی مانند علیخانی‌ها را می‌توان داشتن تجربه، دانش، استفاده از عناصر هنری کارآمد و مشاوره درست در زمینه تولید برنامه‌ها دانست.
 به نظر شما مدیران برای سپردن دو مسؤولیت برنامه‌سازی و اجرا به یک فرد، چگونه می‌توانند به آن فرد اعتماد کنند؟
اگر مدیران؛ متخصص، کارشناس و کارآمد باشند و روابط‌عمومی مناسبی هم با  پرسنل و کارکنان برقرار کنند، افراد کاربلدی را برای این مسؤولیت‌ها انتخاب می‌کنند تا در چهارچوب تعریف شده قانونی و منطبق با ارزش‌های سازمان به برنامه‌سازی اقدام کنند. در نتیجه درست بودن این مسیر به درست بودن اعمال نظر و نگاه تخصصی مدیران 
بازمی‌گردد.
 در پایان؛ از نظر شما معضل اصلی برنامه‌سازی حال حاضر در تلویزیون، عدم انتخاب درست هر فرد برای هر بخش است؟
بله؛ این موضوع اصل مهمی است که نه فقط در صداوسیما بلکه در بخش‌های فرهنگی و اجتماعی کشور وجود دارد و بسیاری از انسان‌ها که دارای تخصص‌های خاص هستند در جای خود 
قرار ندارند. اگر تلویزیون درها را به سوی متخصصان حرفه‌ای در داخل و خارج سازمان باز کرده و آنها را به برنامه‌سازی‌های حرفه‌ای دعوت کند، می‌تواند در برنامه‌سازی قوی‌تر‌عمل کند.