printlogo


نقدی بر کتاب اخیر جان بولتون
شریک جرم ترامپ
دکتر هادی آجیلی عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی(ره)

انتشار کتاب خاطرات جان بولتون، مشاور امنیت ملی سابق آمریکا به مثابه یک بمب خبری، رسانه‌ها و حتی افکار عمومی این کشور را تحت تاثیر قرار داده است. بولتون در این کتاب که در 15 فصل تنظیم شده است، به خطاهای اکثرا راهبردی و بعضا تاکتیکی ترامپ در قبال پدیده‌های جاری در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا اشاره کرده است. نکته قابل تامل این‌که بیشتر انتقادات وارده از سوی بولتون خطاب به ترامپ، ناظر به زمانی بوده که وی به عنوان مشاور امنیت ملی در کاخ سفید حضور داشته است. از سوی دیگر، بر همگان محرز است برخلاف ادعای بولتون مبنی بر کناره‌گیری و استعفای خودخواسته از قدرت، ترامپ تصمیم خود را برای برکناری وی گرفته بود. به عبارت بهتر، اگر ترامپ چنین تصمیمی اتخاذ نمی‌کرد، قطعا بولتون کماکان در مسند قدرت حضور داشت.
بدون شک، سیاست خارجی دولت ترامپ مملوء از خطا، سنت‌شکنی در حوزه روابط بین‌الملل، رفتارهای پارادوکسیکال و تصمیم‌سازی‌های غیر مستدل است. با این حال، نقد سیاست خارجی ترامپ از منظری که جان بولتون مطرح می‌کند، جای بسی تامل دارد. بولتون، خود نیز شریک ترامپ در خطاهای راهبردی و تاکتیکی ادعایی خود علیه کاخ سفید است.البته عکس چنین قاعده‌ای نیز صادق است.
جان بولتون در دوران ریاست جمهوری جورج واکر بوش به عنوان نماینده آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل متحد نقش بازی می‌کرد و یکی از اعضای اصلی حلقه نومحافظه‌کاران به شمار می‌رفت. شاید یکی از اصلی‌ترین دلایل انتصاب بولتون به عنوان مشاور امنیت ملی ترامپ نیز علقه خاص بدنه نومحافظه‌کاران به رئیس جمهور جنجالی این کشور بود. ترامپ تلاش می‌کند افراطی‌گری‌های چند سال اخیر خود را بر گردن بولتون بیندازد و درصورت ادامه دادن این رویه، شاهد خواهیم بود همین رویکرد را هم در قبال مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا نیز در پیش گیرد.
چنانچه حتی از خاطرات بولتون، به‌خصوص در فصول مربوط به مذاکره با کره‌شمالی یا پروسه خروج آمریکا از برجام برمی‌آید، ترامپ کاملا بر حوزه سیاست خارجی و برنامه‌های دولتمردانش در این حوزه اشراف داشته است. به عبارت دیگر، رئیس جمهور آمریکا مسؤول اصلی موضعگیری و اقداماتی است که طی سه سال و نیم اخیر در حوزه سیاست خارجی این کشور شاهد بودیم .
با این حال ترامپ دغدغه‌هایی دارد که نمی‌توان منکر آنها شد. یکی از اصلی‌ترین این دغدغه ها، تاثیر انتشار کتاب بولتون روی نظرسنجی‌های ملی و ایالتی است. انتشار این کتاب، اگرچه تاثیرچندانی بر آرای طرفداران حزب دموکرات ندارد، اما رای‌دهندگان مستقل و حتی بخشی از جمهوریخواهان را در خصوص عدم حضور در انتخابات یا به گردش در آوردن آرایشان به سود جو بایدن( رقیب ترامپ) ترغیب می‌کند. به عبارت بهتر، جان بولتون در حساس‌ترین برهه زمانی ممکن، دست به انتقامگیری از ترامپ زده است تا اخراج خود را از کاخ سفید به نوعی تلافی کند. به نظر می‌رسد لابی‌های قدرت در راس حزب جمهوریخواه نیز نتوانسته‌اند طی ماه‌های گذشته ( به‌خصوص پس از ماجرای اوکراین گیت)، میان ترامپ و مشاور امنیت ملی سابق وی پیوند دوباره‌ای برقرار کنند. بولتون فراتر از آنچه در اردوگاه دموکرات‌ها یا جمهوریخواهان می‌گذرد، خود را موظف به تلاش برای اخراج ترامپ از کاخ سفید می‌داند.
با همه این اوصاف، مطالعه کتاب جان بولتون به علاقه‌مندان به حوزه سیاست خارجی آمریکا توصیه می‌شود. این کتاب به‌خوبی نشان می‌دهد حوزه امنیت ملی آمریکا تا چه اندازه متاثر از نظرات غیرکارشناسانه، تصمیم گیری‌های فوری و هیجانی و حتی رفتارهای مقطعی است. حتی مشخص می‌شود روایت واقعی سیاستمداران آمریکایی از آنچه در عرصه سیاست خارجی این کشور می‌گذرد، تا چه اندازه‌ای با یکدیگر تفاوت دارد. تا جایی که ترامپ خود را بهترین رئیس‌جمهور جهان و بولتون، وی را نماد سرافکندگی آمریکا می‌داند.