printlogo


خاطره جنایی
شکنجه تا مرز مرگ

چند سال قبل بود که جسم نیمه‌جان مرد میانسالی در مقابل یکی از بیمارستان‌های مشهد پیدا شد. رهگذری متوجه مرد میانسال شده بود و بلافاصله به اورژانس بیمارستان خبر داده بود. 
مرد میانسال به بیمارستان منتقل می‌شود و تحت‌درمان قرار می‌گیرد، پس از بهبود، ماموران پلیس مشهد سراغ او می‌روند و او حادثه‌ای را که برایش رخ داده بود اینطور بیان می‌کند: « شب حادثه دختر جوانی را در کنار خیابان که منتظر خودرو بود، دیدم. 
از آنجا که هوا تاریک شده بود او را سوار خودروام کردم؛ دختر جوان از مشکلاتش گفت و صحبت‌هایش باعث شد دلم به حالش بسوزد .برای کمک به او تصمیم گرفتم کاری برایش پیدا کنم.»
او ادامه داد:  «دختر جوان که از حرف‌های من خوشحال شده بود مرا به داخل خانه‌اش دعوت کرد. به محض ورود به خانه چند مرد روی سرم ریختند و بعد از بستن دست‌و‌پا و چشمم، به شدت مرا شکنجه کردند. بعد از این‌که حسابی  مرا کتک زدند مجبورم کردند آنچه را که می‌خواهند 
انجام دهم. 
طبق خواسته آنها با یکی از دوستانم که نمایشگاه اتومبیل داشت تماس گرفتم و به او گفتم نیاز به پول دارم و خودروام را به یکی از دوستانم می‌دهم تا به نمایشگاهت بیاورد. می‌خواهم آن را بفروشم و تا 
پیدا شدن مشتری 100 میلیون تومان به عنوان بیعانه به من بده. 
دوستم هم قبول کرد، یکی از سارقان سوار خودروی من شد و به آدرسی که داده بودم رفت. به این طریق 100 میلیون تومان پول به‌دست آوردند. بعد از آن مرا مجبور کردند چند برگه چک امضا کنم و چون مقاومت مرا دیدند دوباره کتکم زدند و من دیگر متوجه چیزی نشدم. 
تا این‌که در بیمارستان چشم‌هایم را باز کردم و متوجه شدم آنها چند میلیون تومان هم به‌واسطه همان چک‌ها از حسابم پول برداشت کرده‌اند.»
تحقیقات برای دستگیری عاملان این سرقت خشن آغاز شد. ماموران بلافاصله راهی خانه‌ای شدند که مرد میانسال مورد شکنجه قرار گرفته بود، اما مشخص شد خانه ویلایی اجاره‌ای بوده و بعد از این ماجرا توسط اعضای باند تخلیه شده است. 
در حالی که بررسی‌ها در این خصوص ادامه داشت، با شکایت‌های مشابه مواجه شدیم. اعضای این باند، دختران و زنان جوان را طعمه قرار داده و با ترفندهای مختلفی این طعمه‌ها سوار بر خودروهای مدل بالا شده و صاحبان خودروها را به شکنجه‌گاهشان می‌کشاندند و با تهدید و شکنجه پول‌های زیادی از آنها 
می‌گرفتند.
شکایت‌ها بیشتر شد و در یکی از آنها مرد میانسال را دست و پا بسته پس از سرقت در جنگل رها کرده بودند. تحقیقات ویژه برای شناسایی و دستگیری اعضای این باند ادامه داشت اما هیچ رد و سرنخی از آنها در دست نبود. 
دستورات متعددی برای شناسایی اعضای باند داده‌شد . یکی از آنها رصد و زیر نظر گرفتن محل هایی بود که دختران و زنان جوان سوار بر خودروی مدل بالا شده بودند. در ادامه بررسی‌ها نیز سرنخ‌هایی به دست آمد که موفق شدیم به مخفیگاه اعضای این باند برسیم. 
محلی که اعضای این باند در آن زندگی می‌کردند خانه ویلایی بود که آن را اجاره کرده بودند. با شناسایی کامل محل و زیر نظر گرفتن مخفیگاه متهمان، دستور بازداشت اعضای باند صادر و آنها دستگیر شدند.
عاملان این سرقت‌ها دو دختر جوان و چهار مرد بودند، مردان خشنی که با قساوت قلب، طعمه‌هایشان را شکنجه می‌کردند. ابتدا تحقیق از دو دختر جوان صورت گرفت و یکی از آنها گفت: با شهرام، یکی از اعضای باند  در خیابان آشنا و خیلی زود به او علاقه‌مند شدم. 
اوایل شهرام طوری وانمود می‌کرد که انگار وضع مالی خوب و تحصیلات دانشگاهی دارد، حتی به من پیشنهاد ازدواج داد. 
شهرام از هر نظر ایده‌آل بود و می‌توانستم زندگی خوبی با او داشته باشم. اما بعد از مدتی متوجه شدم کاخ آرزوهایی که با شهرام ساخته‌ام، خرابه‌ای بیش نیست. شهرام خلافکار بود و زمانی من از این ماجرا با‌خبر شدم که 
به‌خاطر علاقه‌ام نمی‌توانستم او را ترک کنم.
کم کم همکار شهرام شدم، نقشه از این قرار بود که من و دختر دیگری که او هم با ترفند ازدواج عضو این باند شده بود، در کنار خیابان به کمین ثروتمندان می‌نشستیم. به بهانه‌های مختلف سوار خودروی آنها می‌شدیم و آنها را به خانه‌های ویلایی می‌کشاندیم که اجاره‌ای بود. به محض ورود طعمه‌ها، همدستانمان به آنها 
حمله می‌کردند. 
به قدری این حمله سریع بود که مردان ثروتمند فرصت‌نمی‌کردند چهره آنها را شناسایی کنند. شهرام و سه دوستش آنها را شکنجه می‌دادند و با تهدید 
به شیوه‌های متفاوت پول می‌گرفتند.  در بعضی مواقع آنها مالباختگان را طوری کتک می‌زدند که تا مرز مرگ 
پیش می‌رفتند. 
آنها به قدری التماس می‌کردند که شهرام و همدستانش راضی می‌شدند تا مالباختگان مجروح و زخمی را به سمت بیمارستان ببرند و در مقابل بیمارستان‌ها رها کنند. باور کنید اگر ساعتی دیرتر آنها به بیمارستان منتقل می‌شدند، مرگشان حتمی بود.
چهار مرد جوان این  باند نیز در تحقیقات به جرم‌های خود اعتراف کردند و با قرار بازداشت موقت روانه زندان شدند و به خاطر جرایمی که مرتکب شده بودند، مجازات سنگینی برایشان صادر شد.