گناه، زهر است
اغراق درباره میزان خطرآفرینی گلهای سمی چندان صحیح نیست و نباید از این گلها با الفاظ مرگبار یا کشنده نام برد؛ زیرا فقط برگ، ریشه، ساقه، دانه یا شیرابه این گیاهان ممکن است حساسیتهایی در انسان ایجاد کنند یا اگر هر کدام از این اندامها به مقدار زیاد خورده شوند، احتمال وجود مسمومیت با آنها وجود دارد. اتفاقی که احتمال رخ دادن آن البته بسیار اندک است، چون این گیاهان آنقدر طعم تلخ و بدمزهای دارند که بعید است هیچ انسانی حتی یک کودک تمایل به خوردن آنها داشتهباشد.
اما چون بشر ذاتا اهل احتیاط است و آن را شرط عقل میداند، رعایت نکات لازم برای پیشگیری از وقوع همین اتفاق نادر را هم منطقی میداند و خودش را ملزم به رعایت نکات ایمنی میکند.
حالا فکرش را بکنید همین آدم محتاط، چطور در مقابل گناهی که به مهلک بودن آن یقین دارد، حتی موضع احتیاطی هم نمیگیرد، چه رسد به این که بخواهد آن را ترک کند؟ از این رو، آیت ا... بهجت میفرماید: «هیچ ذکری بالاتر و مهمتر از عزم پیوسته و همیشگی بر ترک گناه نيست؛ یعنی تصمیم داشته باشيد اگر خداوند صد سال هم به شما عمر داد، حتی يک گناه نکنيد، همچنان که اگر صد سال عمر کنید، حاضر نخواهید شد يک بار تَهِ استکانی زهر بنوشید؛ حقیقت و واقع گناه هم زهر و سم است.»