گفتوگو با ایرج محمدی، تهیهکننده سریال نرگس در سالروز تولد پوپک گلدره
رفت دریا را ببیند و برگردد
پوپک گلدره هشت مرداد سال 50 دنیا آمد. آرزوهای قشنگی برای زندگیاش داشت. شاید چیزی شبیه آنچه در سریالهای دنیای شیرین و دنیای شیرین دریا به نمایش گذاشت. دختری که دنبال رویاهایش بود، اما دیگران هم برایش مهم بودند. برای رسیدن به خواستههایش دیگران را قربانی نمیکرد. در سریال دنیای شیرین دریا، میدانست باید در کنار رویاپردازی، حواسش به مادر و برادر و خواهرش باشد. حتی اگر دوست دارد گریه کند، بخندد تا در اطرافیانش ایجاد امید کند.
دنیا اما آنقدر به پوپک گلدره وفادار نماند تا او فرصت پیدا کند با استفاده از استعداد و ارادهاش آیندهاش را آنطور که دوست دارد بسازد. او مدتی برای زندگی به آمریکا رفت، اما زود برگشت تا در ایران بازیگری را ادامه دهد. او این فرصت را داشت تا در فیلمهایی مانند موج مرده، آخر بازی و سیندرلا نشان دهد بازیگر قابلی است.
ایرج محمدی، یکی از تهیهکنندگان سریال «نرگس» که آخرین کار زندهیاد پوپک گلدره بود، میگوید: در انتخاب بازیگران حساسیت ویژهای داشتیم. قرار بود اولین سریال 90 قسمتی در ژانر ملودرام ساخته و به صورت هر شب پخش شود. وقتی آقایپورشیرازی را برای بازی در نقش شوکت انتخاب کردیم نوبت به دوبازیگر کلیدی دیگر رسید؛ دو خواهر که یکی نرگس بود و دیگری نسرین. اول نسرین را انتخاب کردیم که خواهر پرچالشتری بود و آن را به خانم عاطفه نوری سپردیم. برای انتخاب نرگس اما فهرست بلندبالایی نوشتیم و از میان همه آنها به زندهیاد گلدره رسیدیم که قبل از نرگس، بازیهای خوبی از او در تلویزیون و سینما دیده بودیم و من و آقایان مهام و سیروس مقدم به این نتیجه رسیدیم که خانمگلدره بهترین بازیگر برای اجرای نقش نرگس است. این سریال به یکی از پربینندهترین آثار تلویزیون تبدیل شد و ردیف اول سریالهای اجتماعی پخش هرشب را به نام خود زد؛ اما دیگر پوپک گلدره نبود که این موفقیت را ببیند و راه بازیگریاش به مسیر همواری برسد.
کفش آهنی برای تولید سریال نرگس
محمدی میگوید: قبل از سریال نرگس، کارهایی برای پخش هرشب در نظر گرفته میشد که طنز بوده و مدیران سازمان متقاعد شده بودند اینکارهای اپیزودیک مخاطبان زیادی دارند. وقتی ما طرح سریال نرگس را پیشنهاد دادیم مدیران تلویزیون اصلا زیر بار نمیرفتند که یک کار با موضوع اجتماعی و ملودرام بتواند هر شب مردم را پای تلویزیون بنشاند. تقریبا دو سال درباره طرحی که آقایبهبهانینیا برای نرگس نوشته بود با مدیران تلویزیون گفتوگو کردیم تا عاقبت متقاعد شدند سریال را برای شبکه سه تولید کنیم. از همان اول به همه عوامل گفتیم این کار یک استثناست، سریال است و داستانی دنبالهدار دارد و اپیزودیک نیست و باید همه همیاری کنند و نظم خاصی داشته باشند تا کار به نتیجه برسد. قرار بود روزی هفتدقیقه تولید مفید داشته باشیم. آن زمان روزی سه تولید باب بود. چند بازیگر همان اول از پذیرفتن کار طفره رفتند و گفتند امکان ندارد. آقایمقدم همان اول به همه گفتند برای به نتیجه رسیدن این سریال باید کفش آهنی بپوشیم. هر کسی که میتواند بماند. آقای مقدم خودش آدم پرانرژیای است و آن زمان واقعا خستگیناپذیر بود. زندهیاد گلدره هم با همه انرژی به میدان آمد و تا روزی که سرصحنه بود با نظم و انرژی بالایی کار کرد.
وقتی جواب تلفن را نداد
محمدی میگوید: روش کارمان در نرگس « رج » زدن بود. فیلمنامه کامل نوشته شدهبود و ما دستمان برای این کار باز بود. حدود 35 قسمت ضبط کرده بودیم که متوجه شدیم میتوانیم دو روزی به خانم گلدره استراحت بدهیم. او گفت میرود شمال و یک سر به دریا میزند و برمیگردد. قرار بود که دو روز بعد سر صحنه حاضر شود؛ اما آن روز نیامد و این برای ما تعجببرانگیز بود، چون او اصلا بدقول و بینظم نبود. تلفنش هم خاموش بود. هیچکس از او خبر نداشت تا اینکه ما از طریق یکی از عوامل کاری که در شمال ساخته میشد، مطلع شدیم در آن مسیر تصادفی رخ دادهاست.با آقای مهام به بیمارستان رفتیم و دیدیم مجروح حادثه، خانم گلدره است و به کما رفته. پدرش هم آمد و با آمبولانس مجهز به تهران منتقل کرد و در بیمارستان بستری شد.آن روزها گروه تولید نرگس، بدترین روزها را سپری میکردند. اولش فکر میکردیم؛ حالش خوب میشود و به کار برمیگردد؛ اما زمانیکه دکترها به ما گفتند اگر حتی سطح هوشیاریاش هم بالا بیاید، نخواهد توانست نقش خود را بازی کند، چند گزینه مقابل ما قرار گرفت،یکی اینکه کلا کار را تعطیل کنیم، دوم اینکه تصویربرداری را از اول شروع کنیم که از نظر بودجه منطقی نبود و گزینه دیگر اینکه ادامه نقش را به بازیگر دیگری بسپریم. در نهایت گزینه سوم مورد تایید قرار گرفت و خانم ستاره اسکندری قبول کرد ادامه نقش خانم گلدره را بازی کند. اوایل کار برای همه ما سخت بود اما بعد به این نتیجه رسیدیم که به احترام زحمتی که زندهیاد گلدره برای سریال نرگس کشیده، کار را تمام کنیم.
انرژی خوب خانم گلدره از سریال حمایت کرد
وقتی پخش سریال آغاز شد، مردم استقبال خوبی از آن کردند، زمانی که قرار بود بازی خانم اسکندری شروع شود، مستندی پخش شد که آقای مقدم و ما که تهیه سریال را به عهده داشتیم و خانم اسکندری درباره این تغییر به مردم توضیح دادیم. یادم هست آن زمان مردم خیلی متاسف شدند و به ما پیامهای زیادی در همراهی و تاسف رسید. هم گروه سازنده و هم مدیران تلویزیون دوره پراضطرابی را سپری کردیم، چون نمیدانستیم رفتار مردم با ادامه سریال چگونه خواهد بود. اما انگار روح خانم گلدره و انرژی خوبی که داشت، از سریال حمایت کرد و مردم اتفاقا استقبالشان از نرگس بیشتر شد و خدا را شکر یکی از کارهای خوب تلویزیون بهنام مرحوم گلدره ثبت شد.
فیلمنامه مهم بود
از محمدی میپرسم، به یاد دارید رقم قرارداد خانم گلدره برای سریال نرگس چقدر بود. او میگوید: یادم نیست اما میدانم خیلی کم بود.آن زمان رقم قرارداد بازیگران مثل الان نبود که خیلی زیاد باشد.واقعا با حجم کاری که انجام میدادند ناچیز بود.آن زمان سریالها بیشتر داستان محور بود و تهیهکنندهها دنبال سریالی بودند که فیلمنامه قوی داشته باشد تا مخاطب را جذب کند. اصل کار فیلمنامه بود تا فهرست بازیگران. در این روش نکتهای هم بود که الان دیگر نیست؛ فیلمنامه قوی باعث میشد بازیگران از همه خلاقیت خود استفاده کرده و بهترین اجراهای خود را ثبت کنند. در کنار بازیگران معروف و کاربلد چند بازیگر جوان هم قرار میدادیم و آنها هم کار یاد میگرفتند و هم توانمندی خود را به نمایش میگذاشتند.الان متاسفانه سریالها بر سردر خود نام چند بازیگر معروف را میگذارند و مردم را جلب میکنند؛ اما وقتی مردم وارد سریال میشوند و بعد از چند قسمت داستان سریال آنها را به قلاب نمیاندازد، سریال هم بیننده خود را از دست میدهد.در سریالهایی مانند نرگس، داستان بود که مخاطب را جلب کردهبود و بازیگران کمک میکردند مردم بهتر و بیشتر با قصه همراه شوند. محمدی درباره همبازی شدن زندهیاد گلدره و حسن پورشیرازی، بازیگر نقش شوکت میگوید: چون کار را رج میزدیم، چند پلانی با هم بازی داشتند و یادم هست خیلی خوب این دو نقش که یکی کاملا مثبت بود و دیگری کاملا منفی، با هم هماهنگ شدهبود و هر دو عالی بازی میکردند.وقتی هم که خانم اسکندری ادامه کار را به عهده گرفت، ایندو نقش باز هم عالی از کار درآمد.