كارمند وظیفهشناس تا دو و نیم چه كرد
امید مهدینژاد طنزنویس
كارمند یكی از ادارات مركزی كه برعكس بقیه كارمندان خدوم كه اشخاصی وظیفهشناس، باوجدان، كاری، مسؤولیتپذیر و دارای خلقخوش هستند، شخصی وظیفهنشناس، بیوجدان، از زیر كار دررو، بیمسؤولیت و بداخلاق بود و عادت داشت همواره از زیر كار در برود و برای خود مرخصیهای ساعتی رد كند و از امكانات اداره برای مصارف شخصی خود استفاده نماید، سرظهر نزد معاون اداره رفت و پس از سلام و احوالپرسی گفت: میخواستم اگر اجازه بدهید امروز زودتر از اداره مرخص شوم. معاون اداره گفت: مرد حسابی، بهواسطه شرایط حساس كنونی و شیوع بیماری كرونا و رعایت پروتكلهای بهداشتی و فاصلهگذاری اجتماعی و...، ادارات ساعت دو و نیم خودشان تعطیل میشوند. همین دو ساعت باقیمانده را هم نمیتوانی كار كنی و میخواهی از زیرش دربروی؟ كارمند گفت: حقیقت این است كه یك خرید ضروری پیش آمده كه حتما باید امروز انجام شود. من امروز باید همراه همسرم برای این خرید ضروری به یكی از مراكز خرید برویم. معاون گفت: ساعتی پیش همسرت تلفن زد و گفت شوهر من اخلاق خرید ندارد و هرگاه با من به خرید میآید، نمیگذارد راحت انتخابهایم را انجام دهم و روی اعصاب من راه میرود، اگر ممكن است او را در اداره نگه دارید تا من بتوانم به خرید خود برسم و برگردم. كارمند نگاهی به معاون كرد و گفت: شما از من هم خالیبندترید. معاون گفت: چطور؟ كارمند گفت: من اصلا زن ندارم. معاون گفت: چرا؟ كارمند گفت: پیش نیامده. معاون گفت: اینكه خیلی بد است. در همین اداره ما چند كارمند خانم هستند كه بسیار متین و موقر و خانوادهدارند و دستشان توی جیب خودشان است، میخواهی با یكی از آنها برایت صحبت كنم؟ كارمند كه دید بحث عوض شده است و دیگر فایده ندارد، از لطف و حسن نظر معاون تشكر كرد و تا ساعت دوونیم به مطالعه مطالب شبكههای اجتماعی مشغول شد.