گفتوگو با سعید فتحی روشن، مجری «بازیمون» و استعداد برتر فصل قبل عصر جدید:
«عصر جدید» زندگیام را به ۲ بخش تقسیم کرد
سعید فتحی روشن یکی از فینالیستهای نهایی فصل اول برنامه عصر جدید بود که حالا به عنوان مجری برنامه «بازیمون» وارد حوزه تولید برنامههای تلویزیونی شده است. البته فتحی روشن پیش از اینکه در عصر جدید حاضر شود به مدت طولانی در عرصه تردستی و شعبده بازی فعال بوده و حتی در تلویزیون هم حاضر شده است. با این حال عصر جدید همان سکوی پرتابی شد که فتحیروشن سالها دنبالش بوده است. به واسطه این برنامه همه آقای شعبده باز را میشناسند و او به عنوان مجری تلویزیونی فعالیت میکند. این یعنی برنامه عصرجدید طی روند خودش یک چهره جذاب تلویزیونی را تولید کرده است و این فرد در حال حاضر جزو سرمایههای تلویزیون در حوزه اجرا محسوب میشود.
سراغ او رفتیم تا در مورد عصر جدید و تجربه جدیدش در حوزه اجرا صحبت کنیم.
شما سالهاست به کار شعبده و منتالیسم مشغولید اما انگار حضور در عصرجدید فصل جدیدی در زندگی خود شما شد؟
فکر میکنم هرکسی به عصرجدید آمدهاست زندگیاش به قبل و بعد از عصرجدید تقسیم شدهاست. بنا به خیلی از دلایلی که حضور در این برنامه داشت مخصوصا اینکه خیلی خوب دیده میشوید و نوعی شهرت به بار میآورد. در همین فصل گروهی داشتیم که پارسال رای قرمز گرفت و خودشان گفتند میرویم و دوباره برمیگردیم و این بار در هر مرحله چهار ضربدر سفید گرفتند. درواقع عصرجدید ویژگیهایی دارد که برای برخی انگیزه عجیب و غریبی شدهاست. من سال گذشته کسی را میشناختم که کارش شعبده بود و میخواست از ایران مهاجرت کند و برود اما فقط به خاطر عصرجدید در ایران ماند.
شعبده و سیرک به معنای کلاسیک آن در دورانی خیلی در تلویزیون پخش میشد اما به تدریج این برنامهها دیگر جذابیتی نداشتند و حالا فکر میکنم عصرجدید باعث شد این حرفه و حتی افرادی که خلاقانه در این حوزه کار میکنند دوباره دیده شوند.
هم دیدهشوند و هم اینکه شعبده بهتر به مردم معرفی شود.
فکر میکنید چرا؟ عصرجدید چه ویژگی داشت که باعث این «دیده شدن» شد؟ چون خود شما به عنوان شعبدهباز و منتالیست قبل از آن در برنامههای دیگری هم حضور داشتید؟
بله، من پیش از این در برنامههای دیگری هم حضور پیدا کردهبودم اما آن برنامهها مجری محور بود یا ویژگیهای دیگری داشت. مثلا موضوعشان چیز دیگری بود و من را هم در مراسمی یا آیتمی از برنامهشان دعوت میکردند که در یک صحنه 50متری کار را اجرا کنیم. بنابراین در چنین لوکیشن و فضاهایی کار ما خیلی دیده نمیشود. مثل ساعتی که قابلیتهای زیادی دارد اما اگر آن را کنار مجموعهای از ساعتهای قدیمی در یک ساعتفروشی قدیمی بگذارید دیده نمیشود تا اینکه آن را در کنار چند ساعت لوکس و در فاصلهای زیاد با هم قرار دهید.
چرا در میان خود شعبدههای عصرجدید اجراهای شما بیشتر به چشم آمد و حتی در ذهنها ماندگار شد؟ شما توانستید از این فرصت بیشتر استفاده کنید یا ویژگیهای دیگری دخیل بود؟
من سابقه تئاتر داشتم و وجه نمایش را وارد کارم کردم. بخشی هم به این دلیل است که سعی کردم تفکیکی بین شعبده و اجرا در برنامهای مثل عصرجدید قائل شوم و به حرف بچههای عصرجدید گوش کردم. در واقع اجرا در عصرجدید را کاملا با اجرا در هر صحنه دیگری متفاوت دانستم.
درواقع شما متوجه تمایزهای این اجرای تلویزیونی در قالب یک برنامه پر بیننده شدید و برای همین به طور مثال با لباس حولهای روی صحنه آمدید یا با لباس زندانی، پلنی برای اجرای خود طراحی کردید.
بله همینطور است. ما شعبدهبازی داریم که به خیلی از ارگانهای دولتی دعوت میشود و همان اجراها را در تلویزیون هم اجرا میکرد چون مخاطب زیادی آنها را تشویق کردهاست. اینها باید فرقی بین اجرای عصرجدید و دیگر اجراها بگذارند که البته برخی به شدت به توصیهها و نکات ما گوش میکنند.
این انگیزه هست در شعبدهبازان که از این فرصتها استفاده کنند برای ستاره شدن، چون آنها بارها در صحنهها تشویق شدهاند، اما برای چهره شدن و حتی چهره جهانی شدن تلاشی دارند؟
مثل خیلی از حرفههای دیگر این انگیزه در شعبدهبازان هم وجود دارد اما طرز تفکر در این حرفه خیلی اهمیت دارد یعنی باید بتوانند طرز فکرشان را با توجه به مدیومی که در آن میخواهند دیدهشوند تغییر دهند. به طور مثال من در کامنتها و نظرهایی که از اجراهای عصرجدید میخوانم میبینم مردم خیلی روی لباس تاکید میکنند و میپرسند چرا با همان لباسهای کلاسیک شعبده که در «دیدنیها» میدیدیم کار اجرا میشود؟ اینها البته سبک است و خارج از ایران حتی یک فرد مشهور هم میتواند همچنان از این المانها و پوشش کلاسیک بهره بگیرد. ما در ایران فقط یک مدل شعبده داریم که آن هم کلاسیک است. پس بهتر است که همان افرادی که کار کلاسیک میکنند تغییری در اجراهایشان داشتهباشند. دیوید کاپرفیلد از همان ابتدا با پیراهن و شلوار یا کاپشن برنامهاش را اجرا میکرد و میتوان با همین فرم هم بهترین شو را اجرا کرد. او یکی از گرانترین شوهای دنیا را در شعبده دارد و با یک پیراهن آبی که روی شلوار آبی اش میآید کارش را اجرا میکند با این حال آن اجرا در اینجا قابل مقایسه نیست و اینجا باید تغییراتی برای جذابیت بخشی به کار داشت.