printlogo


مسیر تولید ستاره‌های پشت دوربین
تله‌فیلم؛ استارت آپ کارگردانی
سید میلاد ناظمی / دبیر قاب‌کوچک

 با مرور خاطرات گره‌خورده با تلویزیون خود می‌توانیم به یاد بیاوریم که در سال‌های گذشته سریال‌های شیرین و خاطره‌انگیزی از قاب رسانه ملی پخش شده‌است. بعد از پایان دوره دفاع مقدس، و گسترش کمی و کیفی تلویزیون، سریال‌سازی به یکی از نقاط قوت رسانه‌ملی تبدیل شد تا جایی که تلویزیون به چنان جایگاهی از نظر محبوبیت و مقبولیت دست پیدا کرد که خیابان‌ها و معابر شهری هنگام پخش سریال‌ها خلوت می‌شدند. در دهه 70 سریال‌های ماندگاری همچون امام علی(ع)، پهلوانان نمی‌میرند، روزگار جوانی، خانه‌سبز، روزی روزگاری، همسران، آژانس دوستی و پس از باران جای خود را به بهترین شکل در میان جامعه باز کردند. در دهه 80 کارگردانانی تازه وارد فضای تلویزیون شدند و آثار طنزی آفریدند که هنوز از بهترین نمونه‌های سریال کمدی به حساب می‌آیند. مهران مدیری، مهران غفوریان و رضا عطاران که 
هر سه بازیگر بودند، در مقام کارگردانی مجموعه‌های موفقی مانند زیر آسمان شهر، پاورچین، خانه‌به دوش، متهم گریخت، شب‌های برره و مرد هزارچهره را مقابل دوربین بردند. 
در دهه 80 ساخت سریال‌های مناسبتی هم آغاز شد.تلویزیون با مجموعه‌های مختص نوروز، ماه رمضان و ایام محرم به استقبال این ایام می‌رفت. شب دهم، صاحبدلان و اغما نمونه‌های موفق سریال‌سازی مناسبتی در این دهه بودند. 
حسن فتحی، محمدحسین لطیفی و سیروس مقدم با کارهای مناسبتی‌شان محبوب شدند. یوسف پیامبر و مختارنامه نیز در دهه 80 روی آنتن رفتند.
اما این دوره پرافتخار تلویزیون در دهه 90 با چالش‌های جدی مواجه شد. از یک سو، گسترش شبکه‌های سرگرم‌کننده ماهواره‌ای با سریال‌های ترکیه‌ای و کره‌ای ناهمگون با فرهنگ ایرانی و اسلامی و از سوی دیگر سریال‌های پرهزینه خارجی ذائقه مخاطبان را دستخوش تغییرات جدی کردند. 
پر و بال گرفتن شبکه نمایش خانگی و راه افتادن چرخ سریال‌سازی در این عرصه هم برخی کارگردانان تربیت شده در تلویزیون را به آن سمت برد. هزینه تولید مجموعه‌های تلویزیونی نیز در دهه 90 به صورت چشمگیری افزایش پیدا کرد. نتیجه همه این اتفاقات، کاهش سریال‌های پربیننده به نسبت دهه قبل بود. البته در همین دوره نیز می‌توان 
به آثار پربیننده‌ای همچون پایتخت، ساختمان پزشکان، ستایش و پژمان نیز اشاره کرد.
تنگنای بودجه‌ای رسانه ملی، امکان پذیرفتن ریسک سرمایه‌گذاری روی کارگردان‌های کمتر محک‌خورده را نمی‌دهد و از سوی دیگر کارگردان‌های چیره‌دستی که در همین تلویزیون گام‌های نخست خود را برداشته‌بودند، امروزه آنقدر گران‌قیمت شده‌اند که برای ساخت مجموعه‌های جدید بعضا شرایط ویژه‌ای می‌طلبند. مگر کارهای خاصی همچون پروژه سلمان فارسی داوود میرباقری که اساسا جز با سرمایه‌گذاری ملی امکان تولید پیدا نمی‌کند. به نظر می‌رسد در این وضعیت، احیای مسیر ساخت تله‌فیلم، راهی معقول برای آزمودن کارگردان‌ها و نویسنده‌ها باشد. تله‌فیلم‌ها به دلیل نسبت معقولی که میان هزینه و خروجی‌شان وجود دارد، امکان محک خوردن کارگردان‌ها را در جریان واقعی تولید فراهم می‌آورند و به رسانه ملی نیز امکان کشف نیروهای خوش‌فکر و کاربلد را می‌دهند. به ادبیات کارآفرینان امروزی، تله‌فیلم را می‌توان به عنوان یک استارت‌آپ در نظر گرفت. موفقیت‌های کوچک یک استارت‌آپ، در مسیر شتاب‌دهی تبدیل به موفقیت‌های بزرگ‌می‌شود.