printlogo


باز هم فرم، باز هم محتوا
مجید فضائلی روزنامه‌نگار

 در سال‌های اخیر با فراگیر‌شدن ساخت برنامه‌های استعدادیابی در رسانه ملی، تب این ماجرا به حوزه اقتصاد هم سرایت کرده و برنامه‌های متعددی در صداوسیما با هدف کشف کسب‌وکارهای مستعد رشد و معرفی آنها به جامعه طراحی و تولید شده است. با نگاهی اجمالی به این برنامه‌ها می‌توان به دو نکته مهم اشاره کرد: 
     تلاش برنامه‌سازان در همه این برنامه‌ها، ترجمه ادبیات کارآفرینی و مدیریت کسب‌وکار به زبان برنامه تلویزیونی بوده است. در این مسیر راهبردهای گوناگونی از سوی عوامل برنامه در پیش گرفته شده. به‌عنوان نمونه در برنامه میدون، شاهد دراماتیزه کردن محصولات هستیم. نمایشنامه‌ای برای صاحبان کسب‌وکار طراحی می‌شود و آنها با توجه به توانمندی خود آن را اجرا می‌کنند تا داوران و تماشاگران را تحت تاثیر قرار بدهند. در مسیر دراماتیک کردن ماجرای خلق ثروت، از تکنیک‌های نمایشی، ژانگولر ، حرکات خاص و... هم بهره‌های بسیاری برده می‌شود. از سوی دیگر برنامه‌ای مانند فناورانه داریم که الگوی دیگری را در پیش می‌گیرد و سعی می‌کند با طرح مساله‌ای که مخاطبان هم امکان فکر کردن به آن را دارند، تعامل بینندگان را برانگیزد، گرچه در مرحله ارائه طرح‌ها و ایده‌ها شاهد بررسی‌های تخصصی در حوزه برنامه‌نویسی یا گرافیک یا موارد دیگر باشیم. 
به هر صورت ترجمه تلویزیونی مفاهیم، موضوعی است که همواره برنامه‌سازان با آن درگیر بوده‌اند و نه تنها در حوزه اقتصاد که در سایر حوزه‌ها هم این موضوع اهمیت ویژه دارد. برای نمونه در حوزه برنامه‌سازی ورزشی نیز این موضوع کاملا مشخص است و برنامه‌های مختلف ورزشی، رویکردها و ابزارهای مختلفی برای موفقیت در تلویزیون برمی‌گزینند.
     حدود یک دهه است که به‌دلیل تفوق ادبیات اقتصادی در بسیاری از حوزه‌ها، گزاره‌های ارزشی متفاوتی از حوزه اقتصاد برجسته شده است. تولید، کار، داخلی‌سازی، اصلاح الگوی مصرف، ثروت‌آفرینی، کسب درآمد، کارآفرینی، نوآوری و... مفاهیم مختلفی هستند که در حوزه اقتصاد ارزشمند شمرده می‌شوند. طبیعتا در بسیاری از موارد، این ارزش‌ها به‌صورت همزمان حضور دارند و یک فرد یا کسب‌وکار می‌تواند چندین ارزش را در خود جمع کرده باشد اما باید توجه کنیم مواردی هم وجود دارد که این ارزش‌ها را با یکدیگر در تقابل قرار می‌دهد. برای نمونه اگر کسب درآمد به عنوان ارزش غایی در نظر داوران یا برنامه‌سازان تعریف شده باشد، می‌توانیم پیش‌بینی کنیم کسب‌وکاری که تولید و اصلاح الگوی مصرف را اولویت خود قرار داده چندان مورد اقبال قرار نگیرد. این نکته زمانی اهمیت مضاعف پیدا می‌کند که به یاد داشته باشیم این ارزش‌ها، هر‌کدام در یکی از مکاتب اقتصادی مورد توجه خاص قرار گرفته‌اند. مثلا شومپیتر در مکتب اقتصاد اتریش به آنتروپرونورها که در فارسی به کارآفرین ترجمه شده است بهای ویژه‌ای می‌دهد. یا مثلا با مراجعه به آثار دکتر مرتضی فرهادی درمی‌یابیم که مفهوم کار و تولید در نگاه مردم‌شناسی و جامعه‌شناسی اهمیت بالاتری از کسب درآمد دارد. یا مفهوم کسب درآمد و خلق ثروت در ادبیات اقتصاددانان نئولیبرال برجستگی مضاعف پیدا کرده است. به هر صورت توجه به معیارهای ارزیابی کسب‌وکارها نیز مساله بسیار مهمی است و هم جهت فکری برنامه‌سازان را نشان می‌دهد و هم کسب‌وکارهایی را با عنوان موفق در پیش‌روی جامعه قرار می‌دهد که بعدا کارکرد الگو و الهام‌بخش 
به خود می‌گیرند.