پای مسائل مالی در میان است
با این که در موضوعی مثل المپیادهای علمی، مسائل مالی دیرتر از بقیه موضوعات به ذهن میرسد ولی گویا یکی از چالشهای اصلی المپیادیها دستوپنجه نرمکردن با مشکلات مالی است؛ البته هر کسی به نوعی.
علیرضا موسوی، دارنده مدال نقره کشوری در المپیاد نانو میگوید: هزینه شرکت در المپیادها بالاست و مخارج خرید کتاب و شرکت در کلاسهای آمادگی زیاد است؛ بنابراین وقتی دانشآموز در مقام مقایسه میان هزینههای شرکت در المپیاد و آمادگی برای کنکور قرار میگیرد قطعا مسیر کنکور را انتخاب میکند با این اطمینان که شانس موفقیت در کنکور بالاتر از موفقیت در المپیاد است.
علی حمیدیکولایی، برگزیده المپیاد کشوری ریاضی نیز همینها را میگوید و شرح میدهد که قیمت کلاسهای معلمان المپیادی بالاست به طوری که خانوادههای معمولی توان پرداخت این هزینهها را ندارند در نتیجه دانشآموزان مستعد کمبضاعت ازجریان پرورش استعداد جا میمانند درحالی که آموزش و پرورش نیز کمک موثری نمیکند.
گلایه از مشکلات مالی اما تنها محدود به دانشآموزان و دانشجویان نیست چرا که اساتیدی که مسوول المپیادها هستند نیز از مشکلات مالی گلایههای جدی دارند. دکتر محمدتقی میرترابی، اخترفیزیکدان و از بنیانگذاران المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک که این روزها مشغول آمادهسازی المپیادی هاست به ما خبرهای بدی میدهد و میگوید: از چند سال گذشته تا امروز حقالزحمه هیچیک از مسوولان تیم، اعضای کمیتهها و مربیان پرداخت نشده، حتی پولی برای پرداخت بابت تصحیح برگههای آزمون و طراحی سوال وجود ندارد و بارها به آموزش و پرورش نامه نوشتهایم اما نتیجه نگرفتهایم.
این استاد دانشگاه نتیجه اوضاع فعلی را خداحافظی اساتید مجرب از تدریس برای المپیادیها میداند و میگوید: خیلی از چهرههای برجسته سراغ کار خودشان رفتهاند و جای آنها را المپیادیهای جوان که سالهای قبل مدالآور بودهاند، گرفتهاند. او میگوید: متوسط سنی مدرسان بهاینترتیب بسیار پایین آمده و در عوض کارهای هیجانی و ریسکی بالا رفته که همگی روی هم و به مرور زمان منجر به افت جایگاه ایران در المپیادهای جهانی شده است.
میرترابی اما در این ماجرا یک نوع نگاه ویژه را مقصر میداند، نگاهی که به مقوله المپیاد و المپیادیها با احترام نمینگرد. او میگوید: سالهای گذشته وقتی تیم المپیاد به کشور بازمیگشت فرودگاه غلغله میشد اما حالا به زحمت چند کارمند دانشگاه برای استقبال میآیند در حالی که قبلا وزیر شخصا به فرودگاه میآمد.
او معتقد است مشکل در نوع نگاه مسوولان به المپیادیهاست، نگاهی که این دانشآموزان را جماعتی بچه پولدار از مدارس خاص میداند که با پولشان بالا آمدهاند و حتی اگر مدال جهانی هم بگیرند بالاخره از ایران میروند و نیازی نیست پول خرجشان شود.
این نگاه اگر واقعا وجود داشته باشد وحشتناک است و مغایرتی جدی با سیاستهای نخبهپروری دارد. این نگاه و این شیوه عملکرد در تضاد با سیاستهای ابلاغی رهبری هم هست و با نقشه علمی کشور مغایرت دارد. در افق 1404 و طبق سندچشمانداز 20 ساله ایران تا پنج سال دیگر باید کشوری توسعهیافته، برخوردار از دانش پیشرفته، توانا در تولید علم و فناوری و متکی بر سهم برتر منابع انسانی و سرمایه اجتماعی در تولید ملی باشد که لازمهاش بهادادن به استعدادهای ویژه و پرورش توانمندیهای نخبگان است. ایران تا سال 1404 باید به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در منطقه آسیای جنوبغربی دست پیدا کند و جنبش نرمافزاری را تجربه کند که لازمه اینها هم توجه به نخبگان کشور است.
اما مسیری که فعلا در پیشگرفته شده و مصداقهایش را میتوان در نحوه برخورد با مقوله المپیاد و المپیادیها پیدا کرد، ما را به هرکجا که برساند به نقطه مطلوب سند چشمانداز20 ساله نمیرساند.