خرده تجربیاتی از زبان بازیگران سریالهای جاسوسی
راه رفتـــــــن روی لبـــه تیـــــغ!
سریالهای جاسوسی و پلیسی که نیاز به بازیگرهای متنوع دارند؛ بهخصوص بازیگرهایی که به چهره و ظاهرشان نیز با چنین نقشهایی همخوانی داشته باشد کار سادهای نیست.
در این نوع فیلم و سریالها لازم است بازیگرهایی که نقش مثبت و نیروی امنیتی دارند در برابر بازیگرهایی که نقش منفی و به اصطلاح آدم بدها دارند نقشآفرینی کنند. طی این سالها نیز بازیگرهای زیادی هم در نقش منفی و هم در نقش مثبت حضورداشتند که اتفاقا بهخوبی هم از پس نقش برآمده و توانستند این باورپذیری را میان مخاطب به وجود آورند.
البته بماند که برخی از بازیگران دیگر آنقدر در نقش مثبت پلیسی و نیروی امنیتی یا نقش منفی جاسوس بودن باقی ماندند که دیگر بازی دیگری از آنها تصور نمیرود که البته این موضوع یکی از ایرادات بازی در چنین نقشهایی است.
اما در این میان هم بازیگرانی بودهاند که بهخوبی در هر فیلم و سریالی که نقش مثبت و منفی داشتهاند برآمده و توانستهاند این باورپذیری را در مخاطب ایجاد کنند.
شنیدن و خواندن تجریبات این دسته از بازیگران خالی از لطف نیست. بازیگرانی که حتی برخی از آنها با حضور در چنین نقشهایی شناخته شدند و توانستند مراحل موفقیت را یکی پس از دیگری در سایر نقشها به دست آورند.
آزاده باقری روزنامهنگار
سعید راد
سعید راد، بازیگر قدیمی است که بعد از سالها بازی در فیلم و سریالهای مختلف پس از انقلاب را آغاز کرد و با وجود سن و سال بالایش نشان داد که میتواند همچنان بازیگر توانایی باشد. هرچند با وجود نقشآفرینیهای متعددش در سریالهای تلویزیونی کمتر دیده شدهاست با این حال او در کارنامه بازیگریاش بازی در سریال ترور خاموش را دارد و از اینکه در این سریال حضور پیدا کرد احساس خرسندی میکند و درباره انتخابش گفته بود: «وقتی فیلمنامه ترور خاموش را خواندم، دیدم دکتر سعید صفایی چه شخصیت خوبی است؛ کسی که تئوریسین است و این نظریه را دارد که اگر جوانها در آغوش پدرها و مادرهایشان بزرگ شوند، هیچ قاچاقچی در دنیا نمیتواند مواد مخدر در دستانشان بگذارد؛ این تِز، تِزِ بزرگی است؛ اما آیا انجام میشود؟ من با احمد معظمی و بازیگران و عوامل کار صحبت کردم و گفتم این تِز، اتفاقی نیست که صبح سرصحنه بیایید و با یک حس و حال معمولی به سرانجام برسد؛ این کار شناخت میخواهد؛ حتی آن کسی که نقش قاچاقچی را بازی میکند باید بداند چه کاری انجام میدهد؛ باید درک کند امثال این قاچاقچیها چه بلایی سر این مملکت و جوانهایش میآورند؛ اصلا نباید با این اتفاقات و معضلی چون اعتیاد شوخی کرد.»
پیام دهکردی
احتمالا پیام دهکری با بازی در نقش مایکل هاشمیان یا همان شخصیتی که برگرفته از جیسون رضاییان است معروفترین و محبوبترین شخصیت جاسوس در میان هنرمندان است.
دهکردی را شاید تا قبل از سریال گاندو در نقشهای مثبت و آرام دیده بودیم؛ اما او در این سریال بازی متفاوتی از خود نشان داد و در نقش کسی ظاهر شد که در واقعیت حاشیههای زیادی با خود به همراه داشت.
او درباره شخصیتی که به جای او بازی کرده گفته بود: «در مورد جیسون رضاییان و دستگیریاش مطالعه کردم و هم سال ۹۵ که تبادل اتفاق افتاد اخبارش را خواندم و با آن همراه شدم؛ بنابراین او شخصیت ناآشنایی برای من نبود؛ با این حال بازی در نقش شخصیتهای تاریخی از نوع معاصرش که زنده هم هستند، مثل حرکت روی لبه باریکی است که تنها با یک اشتباه میشود سمتی بیفتی که یک تیپ منفی صددرصدی را نشان دهی یا موجودی که ربطی به آن کاراکتر و دیدگاه و اندیشهاش ندارد.»
دهکردی درباره احساسش نسبت به بازی در این نقش گفتهبود: «درمورد جیسون رضاییان هم به دلیل عشق و ارادت من به این آب و خاک، افزون بر آنچه در نقش بود، احساس مسؤولیتی را روی شانههایم احساس میکردم که باعث میشد بارها و بارها در خلوت خودم بگریم و به خودم میگفتم تو الان مردم هستی و داری این نقش را بازی میکنی. به همین خاطر باید آنقدر عالی بازی اش کنی که کسانی که میبینند بگویند «اه، این خودش است».
اینجا بود که احساس کردم اگر چنین اتفاقی بیفتد، این بزرگترین خدمتی است که من به این آب و خا ک کردهام. یعنی اگر بتوانم جیسون رضاییان را درست بازی کنم، بهگونهای بزرگترین مدافع برای دردهای مردمم و همه رنجی که روی سر آنهاست، خواهم بود. پس به من سرباز، امروز این مسؤولیت واگذار شدهاست.»
علی صالحی
علی صالحی تجربیات مختلفی در ایفای نقش مامور پلیس در کارنامه بازیگری اش دارد. او در سریال چک برگشتی به کارگردانی سیروس مقدم نقش مامور پلیس را بازی کردهبود، اما بازی در نقش یک مامور امنیتی را برای اولین بار در تعبیر وارونه یک رویا تجربه کرد و بر اساس گفته خودش این شخصیت برایش خیلی جذاب و غرورآفرین بودهاست. صالحی در مصاحبه روی این تاکید کرده که با بازی در این نقش تازه متوجه زحمات سربازان گمنام امامزمان شدهاست. او پس از بازی در نقش مامور امنیتی گفته بود:«من هنگام بازی در این سریال به واقع درک کردم سربازان گمنام امام زمان (عج) و ماموران بخشهای اطلاعاتی به دور از شناخته شدن و معروف بودن، چه زحماتی را برای تامین امنیت کشور میکشند و با جان و دل و با رشادت و ایثارگری بدون چشمداشت به دل خطر میزنند. فهمیدم چقدر کار این عزیزان سخت و خدایی است. ما خیلی از این اتفاقات را نمیبینیم و فقط گاهی میشنویم که فلان ترور خنثی شد یا فلان باند در کشور شناسایی و متلاشی شد. حالا چه کسانی این زحمات را متحمل شدند و در چه مدت و با چه مشقاتی به این افتخار دست یافتند، در خبرها مطرح نمیشود و به این ترتیب در خبرها فقط نام سربازان گمنام امامزمان (عج) به گوش میخورد.» در کنار این صحبتها صالحی شرایط نقشآفرینی به جای چنین شخصیتی را اینگونه بیان کردهاست:« ماموران امنیتی مانند همه مردم شوخی میکنند و لحظات خوشی دارند و به صرف مامور اطلاعاتی بودن یک زندگی خشک و یکنواخت ندارند؛ بنابراین من در این سریال سعی کردم این روح زندگی در بین ماموران امنیتی کشور را به بیننده منتقل کنم و امیدوارم در انجام آن موفق بودهباشم. پیش از بازی در این کار، نمونههایی از چند سریال امنیتی خارجی را دیدهبودم و مقداری با این فضا آشنایی داشتم؛ اما در مجموعه تعبیر وارونه یک رویا فقط فیلمنامهای بود و مشاورههایی که آقای اصفهانی، یکی از نویسندگان پروژه به من میداد.»