100 ساعت سردرگمی
میثم امیری نویسنده
در رخدادهای سیاسی باید هسته سخت وقایع را شناخت. حجم انبوه خبرها، تحلیلها و حرفها که از طریق باندهای قدرت و ثروت تعیین میشود، معمولا هسته سخت وقایع را میپوشاند. مثلا درطول برگزاری انتخابات آمریکا شبکههای ایراناینترنشنال یا بیبیسیپرشین یا دیگر رسانههای فرنگی فارسیزبان به این نکته معطوف شده بودند که ترامپ برنده میشود یا بایدن! این همان پوشش رسانهای برای پنهان کردن هسته سخت انتخابات آمریکاست.
هسته سخت انتخابات آمریکا این است: کشوری به نام آمریکا که قبلهگاه جذابیت و هیجان و قدرت مدرن است، در سال ۲۰۲۰، انتخاباتی برگزار میکند که نمیتواند نتایجش را100ساعت بعد از انتخابات اعلام کند.
آمریکا کشوری است که روز بعد از رأیگیری، برای ساعاتی در برخی از حوزههای رأیگیری شمارش آرا را متوقف کرد.
بله، همان آمریکایی که به سرزمین فرصتها و ایدهها شهرت دارد. همان آمریکا سست میشود، زمان را فریز میکند و نمیتواند بگوید رئیسجمهورش کیست و حتی آرای ایالت کوچک آلاسکا را هم نمیتواند بخواند و رئیسجمهور فعلیاش میگوید تقلب شده است. رسوایی واترگیت در برابر این رویدادها یک نمایش کوتاه بیاهمیت است.
در آمریکا که کوچکترین تصمیمها با سنجش ذائقه بازار صورت میگیرد، نظرسنجیهای دانشگاهها و مؤسسههای معتبر شکست میخورد و نخبهها از درک تمایل سیاسی مردم آمریکا ناتوان هستند. آمریکای ملت آمریکا دارد از دست آمریکای دولت آمریکا درمیرود. اصل داستان این است.
آنها کشوری هستند که برای شمردن یک درصد آرای باقیمانده به چالش خوردهاند. این درست چیزی است که رسانههای فرنگی فارسیزبان نمیخواهند دیده شود. ناتوانی در اعلام نتایج، فلج بودن در انتقال سریع و مسالمتآمیز قدرت.
این ناکارآمدی گسترده در آمریکا در خبرهای فیک و تحلیلهای دروغین و زاویه دیدهای اشتباه وطنفروشان دیده نمیشود.
پرسش این است: چرا کشور هاروارد، هالیوود، وال استریت، سیلکون ولی، ناسا، سیآیای، اپل، اینترنت و هزاران برنده نوبل نمیتواند نتیجه یک رأیگیری دو گزینهای را در یک ایالت با سه رأی الکترال اعلام کند؟ چرا برخی از حوزهها برای ساعاتی شمارش آرا را متوقف کردند؟ چرا ایالتی پیشرفته و سوپر مدرن مثل جورجیا بر سر دو راهی مانده است؟
مساله اساسی این است. وگرنه دلیلی ندارد ما ایرانیها در دام انتخاب بین بایدن و ترامپ بیفتیم که بنا به گفتههای هر دو، سیاستهایی یکسان با روشهای متفاوت را در برابر ایران اجرا خواهند کرد. در اینباره قبلتر در همین روزنامه نوشتهام؛ توضیح دادهام برج تحریمهای ترامپ در مورد ایران بر ستونهای بایدن و اوباما استوار شده است. کافی است ویکیپدیای تحریمهای ایران را بخوانید. طبیعی است در برابر این سیاستها، نظامیهای باهوش در ایران، تصاویر شهر موشکی ایران را به بایدن و ترامپ نشان دهند.
بگذریم، درک این نکته مهم است: فرآیند انتخابات ریاستجمهوری کندتر از رأیشماری دستی با علامتزدن روی تخته سیاه به پیش میرود. آمریکا که به عددها مینازد و انصافا ارقام و آمار در این سرزمین خدایی میکنند، ناگهان دست از کار میکشد. عقلای این کشور میبینند دیگر انتخابها نمیتواند از دل صندوقها بیرون بیاید. حتی همان صندوقهایی که با فیلتر پول و رسانه و شهرت محدود شده و به دو پیرمرد 74و 79ساله رسیده است.
خبر مهم حتی درگیری در آمریکا نیست. خبر مهم دلیل این درگیری است. شورش در آمریکا میتواند آتشی به پا کند؛ آتشی که نشانههای آن از همین الان دیده میشود و لابد به همین دلیل، نتایج به سادگی اعلام نمیشود. تصمیمسازان آمریکایی دارند با پیل و بیل و فیل و سرچشمه جمله میسازند تا به توافقی بین دو گروه دست یابند. اما پاسخ در حکایت شماره چهار باب یک گلستان سعدی نیست. پیشنهاد، حکایت شماره19 از همان باب است:
آوردهاند انوشیروان عادل را در شکارگاهی صید کباب کردند و نمک نبود. غلامی به روستا رفت تا نمک آرد. انوشیروان گفت نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود و ده خراب نگردد. گفتند از این قدر چه خلل آید؟ گفت بنیاد ظلم در جهان اول اندکی بوده است هر که آمد بر او مزیدی کرده تا بدین غایت رسیده...
این نتیجه عملکرد آمریکاست. یک کشور که صد سال پیش سربهزیر برای نمک آوردن به منطقه ما آمد و امروز با صدها پایگاه نظامی در منطقه میگوید: اصلاً چرا ایران وجود دارد؟ کار به جایی رسیده است که در تمام دورهها در تمام کشورهای منطقه بلواها را مدیریت میکند و گروهها را به جان هم میاندازد. بلایی بر سر افغانستان میآورد که تا ماهها نتیجه انتخابات ریاستجمهوری اعلام نمیشود. اگر امیدی دیده شود که کشور رو به آبادی است، با ستیزهجویان به تفاهم میرسد تا دوباره افغانستان روی آرامش به خود نبیند. عملیات داعش در روز انتخابات آمریکا در کابل، واقعیت تلخی را یادآوری میکند. توافق آمریکا با طالبان، امنیتی برای داعش درست کرده است که دانشگاه کابل را به آتش میکشد. آمریکا در آتش این بلواها خواهد سوخت؛ چه در خاک خودش، چه در منطقه. بعید است داعش نمایندهای داشته باشد که برای دیدار با مقام آمریکایی اسلحهاش را دم در تحویل بدهد.
آمریکا همواره با نظامی پیچیده و سنگین و هوشمندانه در مدیریت دسیسهها پیش میرفت. هر جا که تیغش میبرید سعی میکرد با حاشیهسازی و شورشخواهی انتقال قدرت را با چالش روبهرو کند. این دسیسهچینیهای افراطی حالا به خودش سرایت کرده است. حالا خودش نمیتواند300هزار تا رأی توی آلاسکا را بشمارد؛ یعنی از سادهترین کنشها در یک فرآیند دموکراتیک عاجز شده است. این خبر اصلی است.
فرض کنیم همین فردا ترامپ و بایدن به توافق برسند یا فرض کنیم بلوا به خیابان کشیده نشود که هر دوی اینها دور از انتظارند. با فرض حل شدن موضوع در این چند روز، این درماندگی چند روزه در اعلام نتایج و نظرخواهیهای نادرست برای کشوری با ادعای آمریکا یک حفره تمدنی، یک رسوایی بزرگ است.