printlogo


امروز پنجاه‌وهشتمین زادروز اردشیر کامکار است
بلوک کمانچه در شهرک کامکارها


اردشیر کامکار یکی از اعضای گروه کامکارهاست. یک گروه موسیقی که نظیرش را کمتر می‌شود در جایی از ایران و در صفحه‌ای از تاریخ یافت. گروهی که قریب نیم‌قرن با یکدیگر خاطرات آهنگین می‌سازند و تمام حس‌شان را به مخاطب‌شان تقدیم می‌کنند. چند برادر و خواهر که زیر نظر پدرشان -استاد حسن کامکار- تعلیم دیدند و بعد با هم گروه کامکارها را شکل دادند. گروهی که در آن بیژن، هوشنگ، اردشیر، قشنگ، ارژنگ، پشنگ، اردوان و ارسلان بودند و بعدتر امید لطفی و همسر و فرزندان بعضی اعضای گروه به جمع کامکارها اضافه می‌شوند. گروهی که وقتی از یکی‌شان پرسیدم شما چطور توانسته‌اید سال‌ها در این گروه بمانید و کامکارها از هم نپاشد، گفت: برادر بزرگ‌مان رهبر گروه ماست و حتی اگر بگوید خودت را از این بلندی پایین بینداز به حرف او گوش می‌دهیم. همین پیروی از بزرگ‌تر است که گروه‌مان را حفظ کرده است. و حالا امروز تولد یکی از اعضای قدیمی کامکارهاست. اردشیر کامکار، موسیقیدان و نوازنده چیره‌دست کمانچه که استاد همایون شجریان هم بوده و چندی پیش برایش در جشنواره فجر سال 94 بزرگداشت گرفتند.  اردشیر از کودکی، ویولن را نزد پدرش فراگرفت. چندی بعد، وی به‌عنوان نوازنده کمانچه و ویولن به عضویت ارکستر فرهنگ و هنر سنندج درآمد. اردشیر کامکار، در سال ۱۳۶۰ به تهران آمد و همکاری خود را با گروه‌های عارف و شیدا و با بسیاری از خوانندگان پیشرو ایران آغاز کرد. همچنین مطالب تکمیلی در زمینه ردیف سنتی ایران را نزد محمدرضا لطفی (که بعدها از دوستان و نزدیکان خانواده کامکارها شد) و پشنگ کامکار آموخت.
اردشیر کامکار همواره برای گسترش هرچه ‌بیشتر قابلیت‌های ساز کمانچه کوشیده ‌است و در «بر تارک سپیده» با تکیه بر توانایی‌های خود دست به ابتکارات بدیعی زده و از این رهگذر کمانچه را به ‌سازی فوق‌العاده تأثیرگذار و وجدآور مبدل کرده‌است. از آلبوم‌های مستقل او می‌توان ناشکیبا با خوانندگی همایون شجریان، راز نگاه و آلبوم بی‌غبار عادت را نام برد. اردشیر کامکار می‌گوید: خاطرم هست 18 سال بیشتر نداشتم و روزی 10 ساعت تمرین می‌کردم و به‌سادگی می‌توانستم تمام نواها را اجرا کنم اما وقتی سر کلاس استاد بهاری که مانند پدر دوستش داشتم، حاضر می‌شدم، بسیار رعایت احوال و جایگاه ایشان را می‌کردم چنان که اگر استاد تمرینی می‌داد، بلافاصله آن را اجرا نمی‌کردم تا به زعم خودم، استاد ناراحت نشود.