printlogo


گفت‌وگو با دزدی که برای فراموش کردن عشق قدیمی، رو به اعتیاد و سرقت آورد
مرد هزار کلاه
هلیا نصرتی تپش

سرقت دوچرخه با کلاه‌های مختلف، اتهامی است که متهم جوان به خاطر آن بازداشت شده‌است. متهمی که برای فراموش کردن عشق قدیمی به اعتیاد رو آورد و بعد از آن هم نقشه سرقت دوچرخه‌ها را اجرا کرد. این هفته رو در روی او نشستیم و از شگردش برای سرقت دوچرخه گفت.
 سرقت دوچرخه از خانه‌ها؟چطور از بالای دیوار سرقت می‌کردی؟
از دیوار خانه‌ها بالا می‌رفتم و دوچرخه سرقت می‌کردم. کار سختی نیست. الان دوچرخه‌ها سبک شده‌اند. وزنی ندارند. هرچه سبک‌تر، گران‌تر.
 ظاهرا در هر سرقت یک کلاه به سر می‌گذاشتی؟
بله. 80 کلاه مختلف دارم. برای هر سرقت هم یک کلاه استفاده می‌کردم.
 کلاه‌ها را از کجا آورده بودی؟
این ماجرا هم داستان دارد. چند وقت قبل یکی از دوستانم که قصد سرقت از خانه را داشت اما دست‌تنها بود، از من خواست در این سرقت با او همراه شوم. با این‌که تخصص من سرقت خانه نیست، اما در دنیای رفاقت نامردی می‌دیدم آرش را تنها بفرستم و به خاطر همین با او همراه شدم. وقتی وارد خانه شدیم با کمدی پر از کلاه روبه‌رو شدیم. من هم که عاشق کلاه‌های مختلف هستم، با دیدن کلاه‌ها همه آنها را داخل چمدان ریختم و ریسکش را به تن خریدم و با چمدانی پر از کلاه از خانه بیرون آمدیم. سهم من از آن سرقت همین چمدان پر از کلاه بود. 
 چرا برای هر سرقت یک کلاه استفاده می‌کردی؟
معلوم است برای هر سرقت یکی را استفاده می‌کردم تا هویتم مشخص نشود. خب هر سرقتی که انجام دهی هویت و مشخصاتت خیلی زود لو می‌رود. برای همین در هر سرقت از یک کلاه استفاده می‌کردم تا هویتم برملا نشود و سرقت‌های دیگرم را بتوانم به راحتی انجام دهم. از طرفی دوچرخه سوارها اکثرا کلاه به سر دارند، کلاه طوری است که باعث می‌شود صورتت پوشیده شود.
 دوچرخه‌ها را چطور سرقت می‌کردی؟
از بالای دیوار وارد خانه‌ها می‌شدم، با انبری که از حسن‌آباد خریده بودم، قفل دوچرخه‌ها را می‌شکستم و با طنابی که همراه داشتم از بالای دیوار می‌دزدیدم.
 با دوچرخه‌های سرقتی چه می‌کردی؟
هر دوچرخه را 400 تا 500 هزار تومان به مالخر می‌فروختم.
 قیمت دوچرخه‌ها چند بود؟
هیچ کدام از سه میلیون‌تومان کمتر نبودند. اما خب بیشتر از این از من معتاد کسی نمی‌خرید. من هم دوچرخه به دردم نمی‌خورد. همین که می‌توانستم هزینه موادم را تامین کنم و چند شبی لنگ نباشم، برایم کافی بود.
چه شد افتادی در کار سرقت دوچرخه؟
لنگ پول برای خرید مواد مخدر بودم. آدم معتاد نه می‌تواند کار کند نه کسی به او کار می‌دهد و نه این‌که توانایی کار کردن دارد. یا خمار است یا نشئه و برای تهیه مواد هم نیاز به پول دارد. دوستم که با هم از یک نفر مواد خریداری می‌کردیم پیشنهاد سرقت دوچرخه را داد. به نظر درآمد خوبی داشت و دردسرش هم کم بود. مالخر را هم دوستم معرفی کرد.
تتوهای روی گوشت برای چیست؟
من عاشق نجوم و ستاره شناسی هستم برای همین هم جفت گوش هایم را تتوی ستاره کردم. البته این را هم بگویم اولین عشقم اسمش ستاره بود، به همین دلیل هم عاشق ستاره‌ها و نجوم شدم. ماجرا دارد ستاره‌های روی گوشم.
اعتیاد داری؟
بله. ستاره که مرا رها کرد، نتوانستم با غم عشق او کنار بیایم و به همین دلیل به اعتیاد رو آوردم. دوستانم می‌گفتند مواد باعث می‌شود مشکلات را فراموش کنی، اما مشکلات چندبرابر شد.