زبانی که در خدمت نیست!
علی اسماعیلی روزنامهنگار
خاطرهنویسی و تاریخ شفاهی و ثبت اتفاقات یکی از دستاوردهای ادبی 40 سال اخیر است. اتفاقی که تا پیش از آن خیلی جدی گرفته نمیشد، ولی با وقوع انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی این جریان به راه افتاد و امروز گونه مستندنگاری یکی از پربارترین شاخههای ادبی کشور است.
کتاب «ساده رنگ» دربردارنده خاطرات فرهنگی و هنری مجید دلدوزی است که نشر راهیار آن را منتشر کردهاست. کتابی که نوعی تاریخ شفاهی محسوب میشود و در آن از کودکی تا سالهای نزدیک را از زبان راوی کتاب میخوانیم.
مجید دلدوزی، متولد ۱۸ آبان ۱۳۳۴ در تبریز است. زندگی پرفرازونشیبی داشته و سر پرسودایی. آنچه دنبالش بوده، مفید بودن و رشد کردن بوده؛ از اینرو، هیچگاه آرام نداشته. از سالهای سربازی در ارتش شاهنشاهی تا نهضت سوادآموزی و آموزش و پرورش و از فعالیت فرهنگی و هنری در سپاه تا همکاری در فعالیتهای فرهنگی حزبا... لبنان، همواره کار کرده و بیآنکه دانشکده هنر ببیند، کوشیده و بهعنوان یک گرافیست فعال و خلاق، بالیده و به امروز رسیده است.
این کتاب در قالب مجموعه تاریخ شفاهی هنرهای تجسمی انقلاب از سوی ناشر منتشر شده، ولی اتفاقی که در آن شاهد هستیم با آن چیزی که برایش تلاش شده اختلاف زیادی دارد.
غلامرضا قلیزاده این کتاب را نوشته و مصاحبهها توسط حسین وحید رضایینیا صورت گرفته است، اما مشکل اساسی این کتاب زبان آن است. زبان نسبتی با محتوایی که قرار است عرضه شود، ندارد و خواننده خیلی زود از خواندن این کتاب خسته میشود. مؤلف برای اینکه زبان در خدمت روایتش باشد تلاشی نکرده و حتی به نظر میرسد بازنویسی درستی هم صورت نگرفته است. در واقع ایراد زبانی کتاب بر محتوای ارزشمند آن سایه انداخته و این همان آسیبی است که سبب میشود بسیاری از کتابهای این حوزه خوانده نشود و مخاطبی هم که یکمرتبه اعتماد کرده برای دفعات بعدی اعتماد نکند. تصور رایج در این حوزه این است که با پیاده کردن مصاحبهها و جدا کردن بخشهای مختلف با میانتیتر کتابی آماده میشود در حالی که این حوزه هم نیاز به تواناییهایی در نوشتن دارد که در این کتاب کمتر ردپای نویسنده را میتوان دید.
در واقع این تصور که با مقداری مصاحبه میتوان یک کتاب تألیف کرد تصور غلطی است که از آسیبهای حوزه تاریخ شفاهی محسوب میشود.
روایت در این کتاب شکل منسجمی ندارد و حتی نکاتی که ضرورتی نداشته ثبت شود نیز در کتاب دیده میشود. راوی در کتاب از مسیر روایت اتفاقات خارج میشود و به ورطه پند و اندرز میافتد و این آسیب جدی در این فضاست.
در مجموع اهمیت چنین کتابهایی انکار نشدنی است، ولی شایسته است در فرم و ساختمان آنها نیز دقت شود تا اثری درخور تولید شود. محتوای این کتاب اگر با یک ویرایش کنار هم قرار میگرفت شاهد یک اثر مهم در این حوزه میبودیم، ولی حالا یک خواننده پرحوصله لازم است که از لابهلای اتفاقات اصل حرف را بیرون بکشد.